en
Feedback
HANA

HANA

Open in Telegram

We create our fantasies.💕🎠 @hana_sbot ‌ راه ارتباطی 🎀hana 🎀zeynab 🎀ala

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
412
Subscribers
-124 hours
-177 days
-6930 days
Posts Archive
الگو بالا تنه تجاری 💕
الگو بالا تنه تجاری 💕

30 تا نشه 🥺

یکیم نداریم برامون استارز بزاره

#ThinkingThroughFashion #پارت_14 فصل ۱۱: میشل فوکو (۱۹۲۶–۱۹۸۴) جین تاینان از خلال آثار میشل فوکو به بررسی رویه‌ها و گفتمان‌های مد می‌پردازد. دغدغۀ فوکو در مورد بدن به‌مثابۀ محل اعمال کنترل اجتماعی، نظریه‌پردازانی از حوزه‌های گوناگون دانشگاهی را برانگیخته است تا اندیشه‌های او را در مورد رویه‌های اجتماعی پیوندخورده با مد، زیبایی، سبک و پوشاک قانونی به کار بندند. میزان توجه دانشگاهی به آثار فوکو عمدتاً به نظریۀ او از جامعۀ مدرن بازمی‌گردد که بر کنترل بدن‌ها در فضا متمرکز است و آشکارا در مورد رویه‌های تن‌یافتۀ مد و پوشاک کاربردپذیر است. تاینان با تمرکز بر مفاهیم گفتمان، حکومت‌مندی و زیست‌سیاست نزد فوکو نشان می‌دهد که چگونه مد و پوشاک در حفظ هویت‌های جمعی دخیل‌اند. بحث سپس به کندوکاو این موضوع می‌پردازد که چگونه رویه‌های مدِ براندازانه، نیروهایی را که می‌کوشند قدرت بر بدن‌ها را طبیعی‌سازی کنند به چالش می‌کشند. فوکو با نظریه‌پردازی بدن به‌عنوان هدف قدرت در مدرنیته، به پژوهشگران و دانشجویان حوزۀ مطالعات مد این مجال را داده است که در نظر بگیرند پوشاک چگونه می‌تواند هم جوامع را متحد کند و هم آن‌ها را از یکدیگر جدا سازد. فصل ۱۲: نیکلاس لومان (۱۹۲۷–۱۹۹۸) آثار جامعه‌شناس آلمانی نیکلاس لومان از دهۀ ۱۹۹۰ به این سو در علوم اجتماعی و علوم انسانی مورد اقبال بوده است. جامعه‌شناسان، فیلسوفان و پژوهشگران ادبی ارزش پروژۀ جهان‌شمول او برای تبیین تمام امور اجتماعی را درمی‌یابند. درواقع، «ابرنظریۀ» او نظریه‌ای عمومی از نظام‌های اجتماعی به دست می‌دهد. پروژۀ لومان سنت نظریۀ سیستم‌های اجتماعی را از طریق ایدۀ «اتوپوئسیس» یا نظام‌های خود-تولیدگر احیا کرد و از این راه در پی آن بود که هم ساخت‌گرایی و هم جهان‌شمول‌گرایی را در خود جای دهد. اندیشۀ لومان در حوزۀ مطالعات مد نسبتاً کم‌تر مورد بررسی قرار گرفته است و اورلی فان دو پیر بر آن است تا نشان دهد که نظریۀ سیستم‌های لومان چگونه می‌تواند رویکردی ثمربخش به مد عرضه کند. او به‌جای شرح مفصل چارچوب لومان که طی بیش از ۵۰ کتاب به‌تدریج بسط یافته، چند ایدۀ کلیدی را که در کانون اندیشۀ او قرار دارند و می‌توانند برای مطالعۀ مد اهمیت ویژه‌ای داشته باشند، به بحث می‌گذارد. این ایده‌های کلیدی به جامعۀ مدرن به‌مثابۀ نظام اجتماعی تمایزیافتۀ کارکردی و مرکزیت ارتباطات اشاره دارند. فان دو پیر می‌پرسد که آیا در چنین جامعه‌ای مد به خُرده‌نظامی خودمختار و اتوپوئتیک با پارادوکس‌های خاص خود بدل شده است؟ اگر یک خُرده‌نظام مد واقعاً بر اساس عقلانیت خاص خود عمل کند، این بالقوه می‌تواند آنچه را که شمار زیادی از پژوهشگران مد پیش‌تر استدلال کرده‌اند دوباره مطرح سازد: اینکه با مد به‌ناحق با تحقیر برخورد شده است. فصل ۱۳: ژان بودریار (۱۹۲۹–۲۰۰۷) ژان بودریار، یکی از اندیشمندان بزرگ پست‌مدرنیسم، بینش‌های نئومارکسیستی، روان‌کاوانه و نشانه‌شناسی زبانیِ پسا-سوسوری را درهم آمیخت تا نظریه‌ای از مصرف بپروراند که نه مبتنی بر ارضای نیازها یا امیال در ابژه‌ها، بلکه مبتنی بر رابطۀ ما با ابژه‌ها به‌مثابۀ یک نظام گفتمانی است. در این نظام، ابژه‌ها همچون «نشانه‌ها» عمل می‌کنند و میلی سیری‌ناپذیر به تصویر به‌عنوان ابژه‌ای نمادین را ارضا می‌نمایند. تحلیل افرات تسیلون از معنای مد در تاریخ اروپا از سه نظام دلالت بودریار برای ابژه‌ها استفاده می‌کند، نظام‌هایی که از یک نظام ارجاعی به نظامی خودارجاع گذار می‌کنند. نظام نخستِ دورۀ پیش‌مدرن بر تقلید استوار است. این نظام دوگانه‌انگاری‌ای را مفروض می‌گیرد که در آن نمودها واقعیت را بازمی‌تابانند و لباس‌ها نمایانگر سلسله‌مراتب اجتماعی‌اند. نظام دومِ مدرنیته بر تولید استوار است. ماشینی‌شدن و شهرنشینی پوشاک تولید انبوه را در پارچه‌ها و سبک‌هایی که پیش‌تر تنها مختص اشراف بود، به‌طور هم‌زمان در دسترس همۀ طبقات قرار داد. در نتیجه، افراد می‌توانستند مدعی پایگاهی شوند که از آنِ ایشان نبود: اینجا همان جایی است که نمودها واقعیت را نقاب می‌زنند. نظام سومِ پست‌مدرنیته، چنان‌که تسیلون به بحث می‌گذارد، بر وانمایی استوار است: نمودها دیگر به واقعیت زیرین متصل نیستند. آن‌ها دلالت‌گری را متوقف می‌کنند و ارتباط را با اغوا جای‌گزین می‌سازند. آن‌ها به نمایشی بازیگوشانه از تصنع و نشانه‌هایی بدل می‌شوند که دیگر هیچ چیز را دلالت نمی‌کنند، همچون زمانی که نمادهای مذهبی یا ملی نه به‌خاطر ارزش نمادین، بلکه به‌دلیل ارزش زیبایی‌شناختی‌شان به‌کار گرفته می‌شوند. در واقع، در این مرحله، نمودها واقعیت را می‌آفرینند.

#ThinkingThroughFashion #پارت_13 فصل ۹: اروینگ گافمن (۱۹۲۲–۱۹۸۲) اثر بنیادین گافمن، نمود خود در زندگی روزمره، و به‌ویژه مفاهیم او از «مناطق پیش‌صحنه و پشت‌صحنه»، «ابزارهای نمایشی» و «اجرا»، ابزارهای سودمندی برای فهم مشارکت روزمرۀ افراد با مد و نیز تقسیم کار و تخصص‌یابی فضایی که شاخصۀ صنعت مد است، فراهم می‌آورند. در این فصل، افرات تسیلون با نگاه به تحلیل گافمن از دراماتورژی خود اجتماعی، به تأمل درباب نقش مد در آن و ایدۀ مد به‌مثابۀ ارتباط می‌پردازد. گافمن هستۀ رفتار اجتماعی را تلاشی جمعی برای پرهیز از شرم، از دست دادن ظاهر و شرمندگی می‌دانست. او با تلفیق تحلیلی خُرد از رفتار روزمره و بینش‌هایی برآمده از منابع گوناگون تجربی و داستانی، قواعد و رمزگان تلویحی‌ای را که به جامعۀ غربی ساختار می‌بخشند تقطیر کرد و مرزهای آن‌ها را از مسیر نقض‌شان به پرسش کشید. این فصل برای پیش‌بردنِ پایۀ تز دراماتورژیک گافمن در پیوند با لباس شواهدی تجربی عرضه می‌کند، بی‌آنکه به کژفهمی رایجِ نسبت دادن اصالت به پشت‌صحنه و دستکاری به پیش‌صحنه دچار شود. هویت از طریق اجرا خلق می‌شود و لباس‌ها ابزاری کلیدی در این فرایند خودبرساخت‌گری هستند. لباس‌ها را می‌توان «ابزارهای نمایشی»‌ای مرکزی برای شیوۀ تعامل کنشگران/اجراگران با دیگران در بسترهای گوناگون اجتماعی دانست، چنان‌که تسیلون در پیوند با ایدۀ ظاهر حرفه‌ای به بحث می‌گذارد. گرچه مطالعۀ گافمن عمدتاً به کارِ خودنمودیِ افراد معطوف است، تسیلون استدلال می‌کند که می‌توان آن را به رویه‌های سازمانی و نهادی، همچون آن رویه‌هایی که در عرصۀ مد فعال‌اند، بسط داد. فصل ۱۰: ژیل دلوز (۱۹۲۵–۱۹۹۵) فلسفۀ ژیل دلوز اغلب در ذیل مکتب پساساختارگرایی فرانسوی جای می‌گیرد، اما اندیشۀ او بر مرکزیت زبان تأکیدی هم‌سنگ با آن مکتب ندارد. دلوز در پی آفریدن مفاهیمی نو است تا زندگی را از نو بیندیشد و به آن جان تازه‌ای بخشد، و از همین رو می‌توان او را اندیشمندی حیات‌گرا و ماده‌گرا به‌شمار آورد. گرچه اندیشه‌های دلوز را تاکنون به‌ندرت در مورد مد به کار بسته‌اند، آنیکه اسملِیک استدلال می‌کند که مفاهیمی چون «شدن»، «بدن بدون اندام» و «تا» می‌توانند به مطالعۀ مد معاصر روشنی بخشند. آنچه دلوز و همکارش گتاری (۱۹۸۷) از «شدن» مراد می‌کنند، همان فرایند پیوستۀ دگرگونی‌های خلاقانه است؛ برای نمونه، شدن-زن، شدن-حیوان، شدن-ماشین. شدن، شیوه‌ای متفاوت از اندیشیدن به هویت انسانی و نحوۀ پوشش فرد را در بر دارد: نه سخت و تثبیت‌شده از گهواره تا گور، بلکه سیال و انعطاف‌پذیر در سراسر زندگی. فرایند شدن با ایدۀ «بدن بدون اندام» پیوند دارد که به باز-سازمان‌دهی نحوۀ معنا یافتنِ بدن اشاره می‌کند. این مفهوم می‌تواند در برابر تصاویر هنجارین از این‌که بدن باید چه شکلی باشد یاری‌رسان باشد – بی‌شباهت به بسیاری از طراحی‌های افراطی مد سطح بالا. مفهوم دلوزیِ «تا» تقابل دوتایی میان درون و بیرون، و میان نمود و ذات را از میان برمی‌دارد. این بینش دربرگیرندۀ نقدی بنیادین بر این ایده است که مد بازی‌ای سطحی از برون‌بودگی است که «خودی» ژرف پنهان در چین‌های درونی روح را می‌پوشانَد. در عوض، هویت را می‌توان مجموعه‌ای از تاها دانست؛ تاخوردن‌ها و تابازشدن‌ها – بسیار شبیه به تاهای جامه‌هایی که در زندگی روزمره بر تن داریم. مفهوم دلوزیِ تا کمک می‌کند دریابیم که چگونه طراحی‌های مد بدن را به حرکت درمی‌آورند و به‌گونه‌ای بالقوه آن را از سیطرة شیوه‌های مسلط هویت در جهان مصرف‌گرانۀ مد سریع رهایی می‌بخشند.

اینم یه مخمل سبز 🎄🐾
اینم یه مخمل سبز 🎄🐾

لطفا فک فامیلام و همسایه هامون که لباس میخان توجه کنن همیشه غریبه ها منو حمایت کردن 💖
لطفا فک فامیلام و همسایه هامون که لباس میخان توجه کنن همیشه غریبه ها منو حمایت کردن 💖

sticker.webp0.14 KB

آیا جنسیت مخملم خوب در اومده؟🎀🥺
آیا جنسیت مخملم خوب در اومده؟🎀🥺

150 نشه 🥺

ببرین لایکشو رو 150

انجام ندین ناناعت میشم

بچا لایکم کنین تو این چنله

Repost from 😂⚡️🚼
هانا🧁

.

به من ستاره نمیدین🥺⭐️

پارت ۱۳ ترجمه کنیم آخر هفته بزاریم براتون 🍓

خشومدین 🥹🩷

کشیده شد 🤗 فون ۳ کردم