en
Feedback
HANA

HANA

Open in Telegram

We create our fantasies.💕🎠 @hana_sbot ‌ راه ارتباطی 🎀hana 🎀zeynab 🎀ala

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
410
Subscribers
No data24 hours
-157 days
-8730 days
Posts Archive
#ThinkingThroughFashion #پارت6 سیاست‌های پسا‌ساختارگرایی ساختارگرایی به پسا‌ساختارگرایی انجامید، اگرچه تعیین تاریخ دقیق یا حتی مرزی روشن بین این دو جریان فکری دشوار است. رولان بارت بر هر دو شیوه تفکر احاطه دارد؛ در کتاب "نظام مُد" (۱۹۶۷) بیشتر ساختارگراست، اما در "لذت متن" (۱۹۷۳) و "گفتار عاشقانه" (۱۹۷۷) قطعاً پسا‌ساختارگراست. اندیشمندان پسا‌ساختارگرا، مرکزیت زبان را می‌پذیرند، اما ایده موقعیت ثابت سوژه، ساختار جفت‌های دوتایی و ایده حقیقت‌های جهان‌شمول را رد می‌کنند (بارکر، ۲۰۱۱: ۸۴). برای مثال، شالوده‌شکنی ژاک دریدا (۱۹۷۶) استدلال می‌کند که زبان و معنا اساساً ناپایدار و برای همیشه معوق و در حال تغییرند. فرانسوا لیوتار (۱۹۸۴) پایان «فراروایت‌ها» را بشارت می‌دهد و پیشنهاد می‌کند که ایدئولوژی‌ها دیگر نمی‌توانند به شکلی اقتدارگرا حقیقتی را اعلام یا آینده‌ای از رهایی را وعده دهند. روایت‌ها هنوز هم می‌توانند داستان‌های «کلان» یک‌پارچه‌کننده و کلی ارائه دهند، اما ما دیگر حقیقت آن‌ها را نمی‌پذیریم. هم بارت (۱۹۶۷) و هم فوکو (۱۹۶۹) «مرگ مؤلف» را اعلام کردند و پایان مؤلف به عنوان مرجع اقتدارگرای معنا را نشانه گذاشتند تا جایی برای لذت‌های چندگانه خواننده باز شود. پایان باور به فراروایت‌ها و مرگ مؤلف، هم‌زمان با شکوفایی بسیاری از گروه‌های پیش‌تر تحت ستم یا حاشیه‌نشین از دهه ۱۹۶۰ به بعد بود که داستان‌های خاص خود را مشروعیت بخشیدند: جوانان، سیاه‌پوستان، زنان، هم‌جنس‌گرایان زن و مرد، گروه‌های پسااستعماری و گذارهای متعدد بین آن‌ها (وودز، ۱۹۹۹). در نتیجه، مردم به داستان‌های «کوچک»، تکه‌تکه شده «حقیقت‌های نسبی» و «دانش‌های موقعیتی» علاقه‌مند شدند، همان طور که دونا هاراوی (۱۹۸۸) آن را نامید. فرصت – یا دشواری، بسته به دیدگاه فرد – یافتن روش‌هایی برای صدای متمایز گروه‌های اقلیت را می‌توان به بازارهای در حال ظهور در مُد امروز مربوط دانست، جایی که طراحان «غیرغربی» خود را در ارتباط با مفاهیم معینی از اصالت فرهنگی، کالایی شده می‌یابند (آیخر، ۱۹۹۹؛ کوندو، ۱۹۹۷؛ نیسن و دیگران، ۲۰۰۳). پسا‌ساختارگرایی از انقلاب چپ‌گرای می ۱۹۶۸ که از پاریس به سراسر جهان گسترش یافت، الهام گرفت. نظریه‌های الهام‌گرفته از زبان مانند نشانه‌شناسی، از طریق بازخوانی‌های رادیکال مارکس و فروید توسعه یافتند. ترکیب مارکسیسم و روان‌کاوی پیش‌تر در دهه‌های ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ اندیشمندانی از مکتب فرانکفورت مانند بنیامین، هورکهایمر و آدورنو را الهام بخشیده بود، و این بار نیز پس از ۱۹۶۸ اتفاق افتاد. مهم است درک کنیم که بسیاری از اندیشمندان فرانسوی از مارکسیسم الهام گرفتند، اگرچه آن‌ها – البته بسیار دیرتر – از رژیم‌های دیکتاتوری کمونیستی فاصله گرفتند. مکتب مطالعات فرهنگی بیرمنگام بریتانیا نیز به همین ترتیب الهام‌گرفته از چپ بود که بر تمرکز شدید بر مسئله طبقه در تحلیل فرهنگ عامه تأثیر گذاشت (ویلیامز، ۱۹۵۸؛ هال، ۱۹۹۷). پروژه پسا‌ساختارگرایی به واسطه سیاست، برای درک «منطق فرهنگی سرمایه‌داری» (به نقل از زیرعنوان مشهور جیمسون، ۱۹۹۱) و نیز رهایی جنسیت از چنگال بورژوازی هدایت می‌شد. ترکیب خاص نشانه‌شناسی، مارکسیسم و روان‌کاوی همچنین به پرداختن به معانی و ایدئولوژی‌های مسلط فرهنگ عامه کمک کرد. تمرکز مجدد بر روان‌کاوی، که عمدتاً از بازخوانی رادیکال لاکان (۱۹۷۷) از فروید الهام گرفته بود، در پروژه پایان بخشیدن به ایده فرد به عنوان سوژه‌ای خودمختار و خودآگاه به کار رفت. یک قرن پیش‌تر، مارکس ایده اینکه انسان‌ها افرادی خودتعیین‌کننده هستند را نقد کرده بود و در عوض تأکید کرده بود که آن‌ها توسط نیروهای کار و سرمایه تولید می‌شوند (مارکس، ۱۹۹۰[۱۸۶۷]؛ استورکن و کارت‌رایت، ۲۰۰۹: ۱۰۰). فروید (۱۹۶۴[۱۹۰۰]) توضیح داده بود که سوژه بیشتر توسط امیال ناخودآگاه حکم‌فرما می‌شود تا اراده عقلانی. لاکان این را حتی فراتر برد و ادعا کرد که سوژه همواره و از همان لحظه شکل‌گیری، به طور رادیکالی دوپاره است (لاکان، ۱۹۷۷). اگرچه این ممکن است فرمول‌بندی نسبتاً منفی به نظر برسد، اما مجموعه افکار مارکسیستی و روان‌کاوانه، مفهوم جدیدی از هویت را به عنوان امری انعطاف‌پذیر و پویا گشودند، نه یک ماهیت ثابت و تغییرناپذیر که از بدو تولد توسط خدا، طبیعت یا شانس اعطا شده باشد. اگر هویت یک برساخت اجتماعی است، یعنی چیزی که در فرآیندی پیچیده از مذاکره بین فرد و جامعه، بین طبیعت و فرهنگ «ساخته» می‌شود، پس تغییر و دگرگون کردن آن نیز ممکن است. این امر، راه را برای رویکردهای آگاه از سیاست که خواستار تغییرات رادیکال بودند، گشود؛ به‌ویژه فمینیسم و مطالعات سیاه‌پوستان و پسااستعماری (ایریگاری، ۱۹۸۵؛ ترین، ۱۹۸۹؛ گیلروی، ۱۹۹۳).

وویش🎄

نمونه دامن و شلوار الهام گرفته از کلیسای دومئو🎀

photo content

👙💘
👙💘

امروز خیلی خوش گذشت 🥹☁️
امروز خیلی خوش گذشت 🥹☁️

_ یقه قایقی _ یقه های برگردان (گرد)(هفت)(ب . ب)
_ یقه قایقی _ یقه های برگردان (گرد)(هفت)(ب . ب)

دامن های الهام گرفته از کلیسای دومئو 🎀

photo content
+5

حتی کلاساش مجازی هم خوش میگذره 🙂‍↔️🩰
+1
حتی کلاساش مجازی هم خوش میگذره 🙂‍↔️🩰

روزمون مبارک

#ThinkingThroughFashion #پارت5 جریان‌ها و تحولات در نظریه اندیشیدن – توسعه دادن، آزمودن و ارزیابی نظریه‌ها – عملی است که در بافتاری خاص رخ می‌دهد؛ همانگونه که پیشتر نوشتیم، نظریه‌پردازی در خلأ اتفاق نمی‌افتد. بخش بعدی، نظریه‌پردازان کلیدی را در بافتار گسترده‌تری که اندیشه‌شان در آن ظهور کرد و در گردش بود، جای می‌دهد. در نظریه اجتماعی و فرهنگی، معمول است که از جریان‌ها، مکاتب یا سنت‌های فکری سخن گفته می‌شود که متفکران مختلف را در دوره‌های تاریخی و رشته‌های دانشگاهی پیوند می‌زند، برای مثال مارکسیسم، فمینیسم یا ساختارگرایی. از آنجا که مطالعات فرهنگی را می‌توان چارچوب تعریف‌کننده حوزه در حال ظهور مطالعات مد دانست (بریوارد، ۱۹۹۵، ۲۰۰۳)، ما تحول نظریه را از این نقطه دیدگاه خاص دنبال می‌کنیم. مطالعات فرهنگی که طیف وسیعی از رشته‌ها را در بر می‌گیرد، توسط نظریه انتقادی و فرهنگی و عمدتاً توسط نظریه‌های زبان شکل گرفت (کاوالارو، ۲۰۰۱؛ بارکر، ۲۰۱۱). چرخش زبانی نقطه آغاز نقشه‌برداری ما رولان بارت است. او اولین نظریه‌پردازی بود که زبان‌شناسی ساختاری را به مطالعه فرهنگ عامه آورد؛ به عبارت دیگر، او ایده‌های ساختارگرایانه فردینان دو سوسور (۱۹۹۶ [۱۹۱۶]) درباره نشانه‌شناسی (علم نشانه‌ها، از واژه یونانی semeion به معنای نشانه) را بسط داد. یک نشانه کوچک‌ترین عنصری است که حامل معناست و شامل دال (در فرانسوی signifiant) یعنی حامل مادی معنا، و مدلول (در فرانسوی signifié) یعنی محتوایی که به آن ارجاع داده می‌شود، می‌گردد. نشانه‌شناسی سوسوری بر تقابل دوتایی بین دال و مدلول تأکید دارد، اما در عین حال بر رابطه قراردادی و دلبخواهی بین آنها نیز پافشاری می‌کند: هیچ رابطه ذاتی بین اصوات و حروف یک کلمه و شیئی که آن را نشان می‌دهد وجود ندارد (برای توضیح کامل‌تر به فصل‌های بارت و بودریار مراجعه کنید). این تمرکز بر قراردادی بودن، برای درک یک متن - یا یک تصویر، موسیقی یا یک قطعه پوشاک - به عنوان یک قرارداد، یک ساختار انسانی بدون معنای طبیعی یا ذاتی مرتبط با آن، مفید بوده است. این تحول به طور تنگاتنگی با به اصطلاح «چرخش زبانی» گره خورده است؛ اصطلاحی که توسط فیلسوف آمریکایی ریچارد رورتی (۱۹۶۷) ابداع شد. رورتی ادعا می‌کند که چرخش زبانی نشان‌دهنده یک تغییر پارادایم در نظام فکری غرب است که در آن زبان‌شناسی، نشانه‌شناسی، بلاغت و سایر الگوهای متنیت، مهم‌ترین چارچوب برای بازتاب‌های انتقادی درباره هنر و فرهنگ معاصر را تشکیل دادند. نوشته‌های سوسور درباره نشانه‌شناسی به توسعه تحلیل ساختارگرایانه «دستور» هر سیستمی کمک کرد، و بارت اولین کسی بود که آن را در دهه ۱۹۵۰ در کتاب «نظام مد» (که به انگلیسی در ۱۹۶۷ منتشر شد) به مد اعمال کرد، و با موفقیت بیشتر، به همه انواع بیان‌های فرهنگ عامه در کتاب «اسطوره‌شناسی‌ها» (۱۹۷۳ [۱۹۵۷]). چرخش زبانی آغاز موفقیت خوانش نشانه‌شناختی هر نوع نظام نشانه‌ای را بشارت می‌دهد، خواه غذا باشد، یا یک تبلیغ تجاری، پوشاک، فیلم یا یک رمان ادبی، برای مثال در کار انسان‌شناس لوی‌استروس درباره اسطوره، بارتِ متقدم درباره مد، یا متز درباره سینما (سیم، ۱۹۹۸).

#ThinkingThroughFashion #پارت4 زمان تاریخی، همانطور که کارولین اونز (2000: 104) با استناد به والتر بنیامین خاطرنشان میکند، چیزی نیست که «به شکلی هموار از گذشته به حال جریان یابد، بلکه [...] نوعی تبادل پیچیده‌تر از چرخش‌ها و بازگشت‌هاست، که در آن گذشته با تزریق حال به آن فعال می‌شود». این امر در مورد نظریه نیز به همان اندازه صادق است؛ در آنجا نیز، همچون زمان تاریخی، «کهنه و نو در هم نفوذ می‌کنند» (بنیامین، به نقل از اونز، 2000: 102). بنابراین، خواننده می‌تواند کتاب را از ابتدا تا انتها بخواند، اما به همان اندازه می‌تواند از هر فصل وارد آن شود، یا از فصلی به فصل دیگر بپرد – از مارکس به بودریار، یا از فروید به باتلر – و سپس به فصل دیگری حرکت کند. این «چرخش‌ها و بازگشت‌ها» با پیشروی خواننده در کل مجموعه آشکار خواهد شد، مجموعه‌ای که نظریه را به صورت صورتی از ایده‌ها و مفاهیم ارائه می‌دهد که در طول زمان و مکان جریان می‌یابند و در آثار نویسندگان مختلف به اشکال گوناگون رسوب می‌کنند. سازمان‌دهی آموزشی کتاب به فصولی که هر کدام به یک نویسنده اختصاص دارد، هدفش هم درک اهمیت اندیشه آنان برای فهم حوزه مد، پوشاک و فرهنگ مادی است و هم درک اهمیت این حوزه برای تعامل انتقادی با ایده‌های این نویسندگان. ما به عنوان ویراستاران به خوبی آگاهیم که هر مجموعه‌ای مستلزم فرآیند گزینش است، که به معنای اقداماتی هم برای شمول و هم برای طرد است. این مجموعه قصد دارد گزیده باشد نه جامع. ما تصمیم گرفتیم عمدتاً بر نویسندگانی تمرکز کنیم که مفاهیم و ایده‌هایشان هم برای نظریه اجتماعی و فرهنگی مدرن غربی مرکزی بوده و هم برای اندیشیدن از طریق مد بسیار ارزشمند بوده است. این کتاب نظریه‌هایی را معرفی می‌کند که به گمان ما در این مقطع زمانی برای انجام کار جذاب و پرچالش «اندیشیدن از طریق مد» ضروری هستند. همه متفکران حاضر در این کتاب محصول سنت فکری و علمی غرب، مرتبط با مدرنیته غربی هستند. از قرن هفدهم و هجدهم، اما به ویژه با تثبیت انقلاب صنعتی در قرن نوزدهم، تحولات جدید اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، نظریه‌های جدیدی از جهان را به وجود آوردند. متفکرانی مانند مارکس و زیمل کوشیدند تغییرات مؤثر بر جامعه را درک کنند و نظریه‌هایی توسعه دهند که بتواند به ما در درک شیوه‌های متغیر بودن کمک کند. مد یکی از موضوعاتی بود که برخی متفکران به آن پرداختند – برای مثال، زیمل (1971[1904]) یک مقاله کامل به آن اختصاص داد – زیرا در غرب، خود مد به عنوان الگویی از مدرنیته دیده می‌شد. شاعر فرانسوی، بودلر، مدرنیته را مشهورانه «موقتی، گریزان، و احتمالی» توصیف کرد (1999: 518). این تعریف به همان اندازه در مورد مد قابل اطلاق است، و در واقع او در مد، بیان کامل مدرنیته را می‌دید (اونز، 2003؛ لمان، 2000؛ روکامورا، 2009؛ وینکن، 2000). اگرچه مد الگویی برای مدرنیته غربی تلقی شده است، به این معنا نیست که منحصر به جهان غرب باشد (مورا و دیگران، 2014؛ نیسن و دیگران، 2003؛ رابین، 2002). در واقع، مدرنیته‌های متعددی هم‌زیست وجود دارند (آیزنشتات، 2000)، و توالی زمانی و جایگاه جغرافیایی مفروض پیشامدرنیته یا غیرمدرنیته، مدرنیته، و پسامدرنیته توسط محققان مختلف (چاکرابارتی، 2000؛ گائونکار، 2001؛ گیلروی، 1993) مورد پرسش قرار گرفته است تا به هم‌زیستی شیوه‌های مختلف نوسازی نه تنها در سراسر جهان، بلکه در درون مرکز امپریالیستی و کلان‌شهری اشاره کنند. برای مثال، الیزابت ویلسون (2003) پذیرش نابرابر مد در اروپا را نشان داده است. به دلیل تمرکز بر متفکران غربی که اندیشه آنان برای تفکر درباره مدرنیته غربی و مدی که از آن برآمده است مرکزی بوده، بخش عمده کتاب به مد غربی اختصاص یافته است. به طور مشابه، دانش و تخصص بیشتر محققان مد گردآوری شده در این کتاب، در مطالعه مد به عنوان پدیده‌ای که در غرب تولید و مصرف می‌شود، نهفته است. بیشتر آنان در نهادهای امریکایی_بریتانیایی یا غربی مستقرند و انگلیسی زبان اول آنان است، که این نیز بدون شک کتاب را بیشتر به سمت تمرکزی غربی سوق داده است. این واقعیت که کتاب مخاطبان انگلیسی‌زبان را هدف قرار داده، به آن زبان نوشته شده و هیچ تمهیدی برای ترجمه فصل‌هایی که ممکن است به زبان‌های دیگر ارائه شده باشند در نظر نگرفته است، همچنین بدون شک دامنه جغرافیایی آن را محدود می‌کند. ما از کتاب‌های پی‌گیری که بتوانند نور بر نظام‌های فکری و مدی بیفکنند که در چارچوب نظام‌های مدرنیته غربی قرار نمی‌گیرند، استقبال می‌کنیم.

🥹🌧🩵

اکسسوری 🌼🤍

photo content
+9

از بس دانشگاه نرفتم الان فردا که می‌خوام برم استرس گرفتم خوابم نمیبره :/

💦

نمونه دامن های الهام گرفته از پنجره کلیسای دومئو 🎀🥲
نمونه دامن های الهام گرفته از پنجره کلیسای دومئو 🎀🥲