The last of us
Open in Telegram
دانشجو مامایی.👼🏼 انلاین شاپم: @lumighazal ناشناس🌟 t.me/BluChtBot?start=67a5a009b1dfae808945
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
343
Subscribers
-124 hours
+367 days
+3630 days
Posts Archive
گفتم:چى شد؟بالاخره برادرهات راپيدا نكردى؟
حالا ديگر دنبال برادرهام نمیگردم.
پس دنبال كى میگردى؟
خودم.
مگر كجايى؟
توى دستهاى تو، لاى موهاى تو. كارم ساخته شده.
«سال بلوا|عباس معروفی»
گفتم اى خدا، مى بينى، ابر سياهى دارد دلم را میگيرد، تو نگذار.
مى بينى، مى خواهند اين قلب مرا از سينهام در بياورند و پاره پارهاش كنند، تو نخواه، اى نور سماوات و الارض، اى امامزاده قاسم، اى حسينا، اى فرهاد سنگتراش، اى كوزهگر بدبخت من!
«سال بلوا|عباس معروفی»
فكر او راحتم نمیگذاشت، روحم آرام و قرار نداشت،گفتم كاش هر وقت میخواستم، میتوانستم او را ببينم، و حالا میخواستم و هرگز نمیتوانستم.
پنجره را باز كردم و به ابرهاى درهم و كمرنگی كه همه جا را میبلعيد نگاه كردم، دار حتماً ساية درازى داشت و من نمیديدمش. دلم گريه میخواست، صداى زنى در گوشم مپيچيد «نه آوايى، نه رؤيايى، نه دنيايى بى تو مانده به جا،نه میدانى ماجراى مرا، دل با درد آشناى مرا.»
دلم تنگ شده بود و به اين فكر كردم كه بيش از ما هم كسانى حتماً اين صداها را شنيده اند.
«سال بلوا|عباس معروفی»
Repost from N/a
این «اگه نشه چی؟» هم به خودی خود کانسپت خیلی جالبیه، داری زندگیتو میکنی و روزتو میگذرونی یهو این فکر میزنه همه چیز رو خراب میکنه و مودتو میاره پایین. به همین سادگی.
Available now! Telegram Research 2025 — the year's key insights 
