💐جَهِشِ دِل _ آوَاِیِ گُمنَام💐
Open in Telegram
جَهِشِ دِل / آوَاِیِ گُمنَام اینجا دل میجهد تا خاموش نماند؛ آوا اگرچه گمنام است، اما حقیقتِ جان را نجوا میکند. مالک _ کانال.. آوَاِیِ گُمنَام.. آغاز فعالیت.. 1404 / 8 / 19..
Show moreIran138 425The category is not specified
280
Subscribers
+324 hours
+27 days
+630 days
Posts Archive
من از این واژه دور ماندم......عشق.......
هر کسی طرزِ فکرِ تو را نداشت...🖤
اما من فقط یک چیز را فهمیدم؛
اینکه بعضی زخمها، نه درمان میشوند و نه فراموش… فقط با انسان بزرگتر میشوند....
او امروز حافظِ قرآن شد؛
سینهاش آیینهی آیات گشت و جانش با نورِ کلامِ الهی آرام گرفت...
این، فقط یک عنوان نیست…این یک تولدِ دوباره است؛ وقتی انسان از میانِ غبارِ روزمرگی عبور میکند و به روشناییِ کلامِ خدا میرسد، دیگر همان آدمِ پیشین نیست...
این مقام، نه نامِ دنیاییست و نه افتخاری زودگذر؛ بلکه عهدیست میانِ بنده و پروردگار، که در آن دل از غفلت جدا میشود و قدمها آرامآرام در مسیرِ نور استوار میگردند.
و وقتی صدایش را شنیدم، موجی از شادی در درونم نشست؛صدایی که فقط خبر نمیداد، بلکه خودش بشارت بود…بشارتِ آرامش، ایمان، و پیروزی بر خستگیهای دنیا...
در همان لحظه، میانِ سکوتِ واژههایم، چیزی در من آرام شکست و چیزی آرامتر متولد شد؛
تسکینی شد برای دلی که میفهمد هنوز در این دنیا، خبرهایی هست که میتواند روح را زنده کند...
و چه زیباست این مسیر…
مسیرِ کسی که قرآن را نه فقط میخواند، بلکه در جانش زندگی میدهد.
و خداوند میفرماید:
بیگمان این قرآن، به استوارترین راه هدایت میکند...
او امروز حافظِ قرآن شد…
و این آغازِ راهیست که هر قدمش نور است، هر لحظهاش ذکر، و هر نفسش یادِ خدا....
🍃❤️🫂🫀
Repost from ندای اسلام ☝❤
❤️رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِیمُ
❤️پروردگارا، از ما بپذیر که همانا تو شنوای دانایی🍃🫠
عشق برای من بیشتر شبیه سوگندی نانوشته بود که هرگز جرأت ادایش را نیافتم....🖤
#آوای_گمنام..🍃
#حقیقت_تلخ..🖤
خَواستم از تُو نِویسَم، ترسَم کَه گنَاهکَار شَوم…🖤
#آوای_گمنام..🍃
امروز فرسودهتر از همیشهام؛
انگار جامهای از غم را بر تن دارم و هر فکر، چون باری سنگین، آرامآرام بر روحَم فرو میریزد...🥀🖤
اولین بار است در زندگی، وعدهخلافی کردم…
من از آن آدمهایی بودم که اگر قولی میدادند، حتی به قیمتِ فرسوده شدنِ خودشان هم پایِ حرفشان میایستادند؛
اما اینبار نتوانستم…
و سنگینیِ این ناتوانی، بیشتر از هر سرزنشی، روحَم را خسته کرده است...
گاهی انسان نه از بیارزشیِ وعده، بلکه از بیرحمیِ شرایط شکست میخورد؛
و تلخترین بخشِ ماجرا همین است که دلت بخواهد بمانی، اما زمان، دستت را آرام از همهچیز جدا کند...
امروز برای من، فقط یک روزِ غمگین نیست؛
روزیست که فهمیدم حتی محکمترین آدمها هم گاهی در برابرِ زندگی، آرام و بیصدا فرو میریزند....
Repost from لاٰـم…ོ ⏾
در درونم مملکتیست که تمامِ زنهایش غمگیناند… و هیچ مردی جرئتِ نجاتشان را ندارد…👁️
