💐جَهِشِ دِل _ آوَاِیِ گُمنَام💐
Open in Telegram
جَهِشِ دِل / آوَاِیِ گُمنَام اینجا دل میجهد تا خاموش نماند؛ آوا اگرچه گمنام است، اما حقیقتِ جان را نجوا میکند. مالک _ کانال.. آوَاِیِ گُمنَام.. آغاز فعالیت.. 1404 / 8 / 19..
Show moreIran139 913The category is not specified
277
Subscribers
-124 hours
-67 days
+830 days
Posts Archive
اوقاتی که وقت داشتم، بیشتر می سازم، اینگونه ویدئو ها...🥀
از متنی که دوست داشتم...
آغازش زیباست، کلماتت نابتر…
اما واژههای من میان تلخی و اندکی امید در رفتوآمدند؛ از حقیقتی که پنهان نمیشود...
من از آدمها هراسی ندارم؛ از خالقشان دارم…بلی، از اعتماد میترسم؛ از چیزی که بیصدا ساخته میشود و بیصدا میشکند...
گم شدن همیشه گم شدن نیست؛ گاهی عمیقتر شدن است، در خود، در سکوت، در فهمِ جهان...
و آن نخ نامرئی که گفتی… شاید نامش همفهمی باشد، میان دو سکوتی که همدیگر را بیصدا میخوانند.
خداوند دلت را آرام کند، فکرت را روشن، و درونت را از آشوبِ شکها محفوظ بدارد؛و راهت را حتی در تاریکترین لحظهها، به سوی خودت روشن نگه دارد....
سپاسگزار تک تک واژه هایت، و خودت هستم، بانوی ماه چشم...🌙🌷
در کنارِ تو، معنای دیگری از خودم پیدا میکنم؛
من مغرورم، و تو شجاع… شاید همین تفاوت، زیباییِ قصهی ماست. 🥀✨
#تپشدل..🫶🏻
سلام به آنانی که معنی عشق را میدانند، اما محبوبی ندارند...
محمود درویشی...🖤
Repost from دُخت شب...✨
به نام آنکه دختری به نام آوا آفرید...
درود بر تو، ای دخت واژهها...
میپرسی چرا دخت واژهها؟
زیرا گمان میکنم هیچکس به اندازهٔ واژهها تو را درک نمیکند. واژههایی که از ژرفای قلبت سر برمیآورند گاهی از چشمانت فرو میچکند و گاهی در جوهر قلمت جاری میشوند.
میدانم...
میدانم که این روزها خودت را گم کردهای شاید در واژهای،
شاید در کتابی
شاید در سجدهای طولانی
شاید در دعایی نیمهشب
و شاید در آغوش مادری مهربان...
اما مگر نه اینکه گاهی گم شدن زیباترین راهِ پیدا شدن است؟
پیدا شدن در خویشتن و پیدا شدن در خدا.
میدانم که از آدمها میترسی
از اعتماد از دل بستن از زخمی که پشت لبخندها پنهان است.
اما چه میشود کرد، آوا؟
ما محکومیم در میان همین آدمها زندگی کنیم
با خوبیهایشان
با بدیهایشان
با کنایههایشان
و با زبانهایی که گاهی از تیغ بُرندهترند.
و در این میان، سکوت است که مهمان همیشگی لبهایمان میشود.
میدانی؟
میان واژههای تو و واژههای من، رازی نهفته است نخی نامرئی که آنها را به هم پیوند داده است
گاهی در میان نوشتههایت، خودم را گم میکنم و دوباره پیدا میشوم
انگار بخشی از من، سالها پیش در سطرهای تو جا مانده باشد.
واژهها بسیارند،
و حرفها فراوان... اما بگذار برای روزی بمانند که شاید از نزدیک همدیگر را ببینیم
روزی که فاصله، دیگر نامی نداشته باشد.
تا آن روز تو را به خدای همان آوایی میسپارم که گمان میکنی گمش کردهای در حالی که شاید او، از همیشه به تو نزدیکتر باشد.......
#از_محال_به_آنکه_مرا_ماه_چشم_میخواند.....
در ذهنم یک جمله میچرخید: " این چه عدالتی است
که از خون تغذیه میکند…؟"
.........
"گاهی میان حکم و حقیقت، انسان گم میشود… نه خدا.."
#برش_رمان_جدید...🖤
مدتها بود که واژهی "عشق" برایم یک پرسشِ بیپاسخ مانده بود؛ تا اینکه کتابی را خواندم که بهجای ستایشِ احساسات، خودِ عشق را زیرِ ذرهبینِ فهم و آگاهی میبرد...
نویسنده از عشقِ حقیقی گفت، از عشقِ نفسانی، عشقِ پاک، عشقِ الهی، عشقِ زودگذر، عشقِ حیوانی و دهها تعبیری که هرکدام فاصلهای عمیق با دیگری داشتند.
و من با هر صفحه، بیشتر در سکوت فرو میرفتم...
چون فهمیدم مردم، بیش از آنکه عاشق باشند، شیفتهی نامِ عشقاند...این روزها هر وابستگی را عشق مینامند، هر هوس را احساس، هر نیازِ موقت را سرنوشت، و هر دلبستگیِ چندروزه را عشقی جاودانه.
واژهای که روزی حرمت داشت، امروز بر زبانِ هر رهگذری افتاده است...
افکار، آرامآرام در حالِ پوسیده شدناند؛
تا جایی که بسیاری دیگر میانِ عشق و هوس، میانِ احترام و تملک، میانِ وفاداری و وابستگی، تفاوتی نمیبینند.
حقیقت این است که عشق در یک مرد خلاصه نمیشود، در یک زن خلاصه نمیشود، در تمایلاتِ جسمانی و جملههای رنگآمیزیشدهی عاشقانه نیز خلاصه نمیشود....
عشق، پیش از آنکه یک احساس باشد، یک ظرفیتِ روحیست؛توانِ احترام گذاشتن، توانِ صبر کردن، توانِ پاک ماندن در روزگاری که همهچیز به ابتذال کشیده شده است...پیش از آنکه ادعای عاشق بودن کنید، از خود بپرسید:
آیا در شما احترامی هست که در روزهای سخت از بین نرود؟
آیا شجاعتی هست که هنگامِ آزمون فرار نکند؟
آیا غیرتی هست که حرمت را قربانیِ خواهش نکند؟
آیا قلبی هست که بلد باشد مراقبت کند، نه تصاحب؟
زیرا عشقِ واقعی، انسان را نجیبتر میکند، نه بیپرواتر؛عمیقتر میکند، نه آلودهتر؛و به خدا نزدیکتر میکند، نه به تاریکیِ نفس...
و من هنوز هم باور دارم؛
بزرگترین فاجعهی این زمانه، کمبودِ عشق نیست...فاجعه این است که هوس، لباسِ عشق را پوشیده و بسیاری دیگر آنقدر به سایهها عادت کردهاند که نور را نمیشناسند...پس پیش از آنکه عاشق شوید، انسان شوید؛
در احترام، در شرافت، در وفاداری، در صبر و در پاکیِ نیت به یقین برسید...
بعد عاشق شوید؛
آرام، عمیق، پاک... و به نیتِ حلال...
#آوای_گمنام..🍃
#حقیقت_تلخ..🖤
