آشوبِ نہان
Open in Telegram
The Hidden Chaos Divine نسخ؛ جایی برای تکرار واژهها برای معانقهی خاطرهها! بات جهت ارتباط دوسویه برای دوستداران: @AsubeNahanbot
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
466
Subscribers
-124 hours
-87 days
-830 days
Posts Archive
467
کنکوریهای عزیز،
میلیونها آدم تا الان جای شما بودن، گذروندن این مرحله رو، الان احتمالا سر یه کاری مشغولن، عاشق شدن، ازدواج کردن، و هرکدوم به نحوی دارن زندگی میکنن. هیچکدومشون بعد از کنکور بیچاره نشده، هیچکدومشون بخاطر کنکور نمرده. شما اولین نفر نیستید، آخریشم نیستید. خیلی از ادمای دنیا توی رشتهای که تحصیل کردن کار نمیکنن، خیلیاشون از دانشگاه های خوب انصراف میدن، خیلیاشون دانشگاه نمیرن و آدمای موفقین. پس کنکور هیچی نیست. موفقیت خودِ شمایید، آرامشتون، اعتماد به نفستون، و تموم برنامههایی که فارغ از کنکور برای زندگیتون دارید.
467
عاشق شدن مانند در دست گرفتن یک شمع است.
در ابتدا دنیای اطرافت را روشن میکند.
سپس شروع به آب شدن میکند و به تو آسیب میرساند.
در نهایت خاموش میشود و همهجا تاریکتر از همیشه میگردد، و تنها چیزی که برایت باقی میماند... سوختگی است!
467
مجازی این توهم رو به آدم میده که گزینه های زیادی واسه رابطه داره، که دورش شلوغه، برای همین روابطش تو دنیای واقعیو نادیده میگیره. بعد یروز به خودت میای میبینی برای یه بیرون رفتن ساده هم کسیو نداری.
467
می دونی چی نقاشی مونالیزا رو معروف کرد؟
دزدی! شاید باورت نشه، قبل از اینکه مونالیزا دزدیده بشه کسی آن چنان نمیشناختش، یه شب یکی از کارمندهای موزه لوور می خوابه توی موزه و صبح نقاشی رو برمی داره و به راحتی می دزده، احمقانه نیست؟ از فرداش همه می گفتن وای خدای من، مونالیزا دزدیده شده؟ مونالیزا...مونالیزا...
بعد از اون اتفاق مردم واسه دیدن جای خالی مونالیزا هم می اومدن موزه، حتی کافکا هم رفته بود، در ضمن اون دزد فقط هشت ماه زندانی شد! عجیبه، نه؟
منظور من این نبود که هنری توی اون تابلو نیست، من میگم هرچیزی که ناگهانی از دست بره، ارزشمند میشه و مردم می پرستنش.
467
مرا تو بی سببی نیستی به راستی صلت کدام قصیده ای، ای غزل؟
ستاره بارانِ جواب کدام سلامی به آفتاب
از دریچهی تاریک؟
کلام از نگاه تو شکل میبندد خوشا نظر بازیا که تو آغاز میکنی!
پسِ پشت مردمکانت فریاد کدام زندانیست که آزادی را به لبان بر آماسیدهی گل سرخی پرتاب میکند؟
ورنه این ستاره بازی، حاشا، چیزی بدهکار آفتاب نیست.
نگاه از صدای تو ایمن میشود.
چه مومنانه نام مرا آواز میکنی!
و دلت کبوتر آشتیست، در خون تپیده به بام تلخ.
با این همه
چه بالا
چه بلند
پرواز میکنی!
-شاملو
467
میخواستمش تا زنده بمانم، او مرا میخواست تا تنها نماند.
حوض بی ماهی، با ماهی بی حوض، خیلی فرق دارد.
467
من هم آدمی بودم که دوست داشت کسی او را دوست بدارد. اما دوست نداشتنیتر از آن بود که بشود او را دوست داشت.
467
چه شد که فکر کردم من هم آدمی هستم از جنس آنان؟ من بیشتر از آنچه انسان باشم غم بودم، دلتنگی بودم، تنفر بودم، تنها بودم، شکست خورده بودم.
467
وقتی کسی زیاد از رفتن حرف میزند،
قبلا رفته است.
فقط میخواهد مطمئن شود،
چیزی از او در تو جا نمانده باشد.
467
فکر میکنی دیگه دلت رابطه نمیخواد و تنهایی حالت بهتره تا وقتی یه رابطه سالم میبینی، آخرهفتهها دوستات و پیش پارتنرشون میبینی
یه جای جدید پیدا میکنی، لباس جدید میخری، ناخوناتو ترمیم میکنی، ویدئومسیجاتو میفرستی سیومسیج بعضی آخر شبا دلت میگیره ولی همش خودتو تنها پیدا میکنی.
467
هیچوقت نمیدونی تراما هایی که داشتی چقد روی رفتارت تاثیر میذاره تا با یکی اشنا میشی که واقعا بهت اهمیت میده :)))
467
اگه بمونم، خودمو از دست میدم
اگه برم، تورو از دست میدم
اگه صبر کنم، مال من نمیشی
اگه بگذرم، هیچ وقت اون حس رو تجربه نمیکنم.
467
بچه ها من به مو رسیدم، پاره ام شدم، گره ام زدم، گره ام پاره شد.
الان دیگه دارم نمی تونم.
مرحله ی بعدی چیه؟ :)))
467
وقتی میخوام زیر غذارو خاموش کنم چند ثانیهی آخر یهو زیرشو زیاد میکنم بعد خاموش میکنم، در واقع دارم اخرین فرصتو میدم بهشون که بپزن.
من در مورد غذا حرف نمیزنم.
467
جمعهست...
و هوا بوی نبودن میدهد،
بوی فنجانِ سردِ قهوه،
بوی لباسی که کسی تن نکرد.
ساعت، خودش را تکرار میکند
بیآنکه جلو برود...
و پنجره، انگار از نور هم خسته است.
خورشید میمیرد آرام،
در قابِ غروب.
و من—
میانِ نبودنِ همه،
دنبالِ هیچ میگردم.
-راوش
