نشانیِ سوّم
Open in Telegram
کلمههایی که از ما بهجا خواهد ماند، بیخوابیِ عجیبی خواهند کشید... بیخوابیِ عجیبی. کانالِ کتابخونیمون: @ketaberira راههایِ ارتباطی: @Asemanam_Bot http://t.me/HidenChat_Bot?start=5821566175
Show more824
Subscribers
-624 hours
-407 days
-29130 days
Posts Archive
822
فردا کنکورم رو هر جوری بدم، کلامو میندازم بالا. پروفایل رهایی از امتحانات میذارم، نه منتظر نتیجه میمونم و نه بقیهی زندگیم رو هدر میکنم. خجالت نمیکشم. دستم نمیلرزه. احساس نمیکنم که لیاقت این شادی رو ندارم. خودم رو تحقیر نمیکنم. من خوشحالم که قراره رو به جلو برم. حالا اون جلو، هر چیزی و هر جوری که میخواد باشه. خوشحالم که قویتر از قبلم. که تونستم این چند روز، با وجودِ برگشتن به خاطرات و احساساتِ گذشته، خودمو نجات بدم. تونستم بدون اینکه ته دلم خودمو تخریب کنم، ادامه بدم. تونستم کاری کنم برام اهمیت نداشته باشه که چی پیش میاد. چون میدونم هر کاری کنم، هر نتیجهای که این کنکور لعنتی داشته باشه، من قراره ازش بالاخره خلاص بشم. چه بد، چه متوسط، چه خوب، برخلاف تصور عموم، این نتیجهی تلاشهام نخواهد بود. کی میگه کنکور نتایج تلاشهای آدمه؟ تو اون دنیایی که هیچکس نمیبینه، من هر روز تلاش کردم و هر شب زمین خوردم. هر دقیقه و ثانیهم رو با ADHD، اضطراب، بدندردهای عصبی، تروماهای خانوادگی و بیخوابی، تمام مشکلات روحی و جسمی گذروندهم. رو تردمیل درجا زدم. جنگیدهم برای یک سؤالِ بیشتر. تمومِ جونم رو وسطِ میدون اوردم. وقتی آدمها با تمومِ مشکلات زندگیشون از صفر شروع میکردن، من با یک مشکلِ خانمانسوز، تو پلهی اول حتی منفیِ ۵ هم نبودم. هر روز برام صفر میشد. هر روز تلاشهام پوچ میشد و هر روز دوباره شعلهی امیدم رو روشن میکردم.
من فردا امتحانم رو میدم و با خوشحالی برمیگردم، با نتایجش، با تحقیرها و تیکهکنایههای فامیل و خانواده سر و کله میزنم و با پررویی به ادامه فکر میکنم. چون حتی اگه هیچکس تو این دنیا نفهمه که من چی کشیدم، چه هدفایی دارم و چهقدر چهقدر چهقدر برای یک لحظه عادی زندگی کردن از ته دل تلاش کردم،
خودم میفهمم.
خودم میدونم.
