نشانیِ سوّم
Open in Telegram
کلمههایی که از ما بهجا خواهد ماند، بیخوابیِ عجیبی خواهند کشید... بیخوابیِ عجیبی. کانالِ کتابخونیمون: @ketaberira راههایِ ارتباطی: @Asemanam_Bot http://t.me/HidenChat_Bot?start=5821566175
Show more875
Subscribers
+9024 hours
+157 days
+29230 days
Posts Archive
870
اسمان داره قلبم داره اتیش میگیره
چجوری میتونن ؟
خدا کوش ؟
ینی میبینه ؟
ینی اینهمه ظلم و میبینه و ساکته؟
870
هر چی مینویسم زیادی دراماتیکه. راستش هیچ احساسی ندارم جز مردن. مردن غم و استرس و این متن دراماتیک رو نداره. حتی همین متنه هم نداره. سکوت میکنه. هیچی نمیگه.
870
دستام رو میذارم رو سرم و سعی میکنم همه چیز رو دربارهی اصفهان فراموش کنم و خوبیای رویکرد جمهوری اسلامی در مقایسه با لیبرال دموکراسی رو برای امتحان فردا حفظ بشم.
تا قطع شدن صدای اذان نگاهم میخکوب میشه به کتاب.
نمیتونم تکون بخورم.
احساس میکنم طناب و اعدام دیگه غمگین و وحشتناک نیستن.
احساسی ندارم.
مردهم.
احساس میکنم من هم مردهم.
... .. .
... ... .شاید آخرین رنگهای وجودم رو تو ایران از دست بدم.
... .. .کاش آدم مثل رها بمیره اما مثل ما زندگی نکنه.
870
https://t.me/neshani_ha/3045
تو چنلی که برای من آیندس
حس کردم وقتی بخونه این متنو با تمام وجود درکش میکنه.
870
فکر میکنم همهی دختران در آستانهی جوانی، یک شب هنگام درس خواندن، ناگهان میپذیرند که دیگر هیچوقت عشق به معنای آغازین، در زندگیشان وجود نخواهد داشت. تکهای از آن، در دلشان میماند و در کنارش، عاشق دیگران میشوند، ازدواج میکنند، به موفقیتهای شغلی دست پیدا میکنند و سعی میکنند آن آتش را همیشه در گوشهای از دلشان پنهان کنند؛ جایی که هیچکس جز خودشان متوجه حضورش نشود.
سالها بعد از خواب بیدار میشوند، همسرشان را میبوسند، کودکانشان را به مهدکودک میبرند و همهی اینکارها را بدون آنکه فراموش کرده باشند، انجام میدهند.
