ویانِ🧚🏻♀️
Open in Telegram
' 22/1O ' If I hadn't trusted, my heart wouldn't be made of steel now....🗽🖤
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
2 895
Subscribers
+35424 hours
+9817 days
+2 06730 days
Posts Archive
2 885
عشق را میشود پیدا کرد
اما عشق را میشود هنوز پیدا کرد...
میشود لابهلای موهای مادر پیدایش کرد؛
در گرمای دستهایش،
در نگاهی که بیهیچ کلامی میگوید: «هنوز اینجایم.»
میشود میان آواز پرندگان شنیدش،
در نسیمی که آرام از کنار صورتت میگذرد،
یا حتی در چشمان آدمی غریبه
که برای چند ثانیه، در شلوغی خیابان
نگاهت با نگاهش گره میخورد.
عشق همیشه یک نفر نیست؛
گاهی یک آغوش است،
گاهی در قلب خود
عشق را میشود پیدا کرد
و شاید عشق،
همین چیزهای کوچکی باشد که هر روز
بیآنکه حواسمان به آنها باشد،
از کنارشان میگذریم.
در بوی نان تازهای که صبح در کوچه میپیچد،
در خندهی کودکی که بیدلیل میخندد،
در پیرمردی که هنوز برای گنجشکهای خیابان دانه میریزد،
در آغوشی که بعد از یک روز سخت
پناهت میشود.
عشق شاید همیشه آن چیزی نباشد
که قلبت را به لرزه میاندازد؛
گاهی چیزیست که آرامت میکند.
گاهی در سکوت کنار کسی نشستن،
گاهی بخشیدن،
گاهی منتظر ماندن،
و گاهی حتی رها کردن...
شاید عشق واقعی،
همان لحظهایست که میتوانی
تمام دنیا را فراموش کنی
و برای چند ثانیه
از بودنِ خودت در این جهان خوشحال باشی.
و چه زیباست اگر بفهمیم
قرار نیست همیشه عشق را
در آدمی که دوستش داریم پیدا کنیم؛
گاهی باید برگردیم،
به خودمان نگاه کنیم
و ببینیم تمام این سالها
چقدر عشق درونمان بوده
و چقدر بیخبر
دنبالش را در آدمهای دیگر میگشتهایم...🫂🖤
2 885
"عشق"
این دوستداشتن و عشقی که میگویند چیست،
که آدم را وادار به سختترین کارها میکند؟
چه چیزیست که انسان را تا مرزِ التماس کردن میبرد،
تغییرش میدهد، میشکند، میکُشد
و دوباره از نو متولدش میکند؟
گاهی آدم با عشق متولد میشود؛
و گاهی با از دست دادنِ عشق میمیرد...
اما دیگر فرصتی برای دوباره متولد شدن پیدا نمیکند.
عشق همان چیزیست که به آدم جرئتِ امید دادن میدهد؛
اما گاهی همان امید، آدم را تا مرزِ فلاکت میکشاند.
عشق گاهی درمانِ تمام زخمهاست،
اما چه میشود اگر خودش روزی تبدیل به زخم شود؟
آنوقت دیگر هیچ مرهمی برایش پیدا نمیکنی؛
چون بعضی زخمها را نه زمان درمان میکند،
نه فراموشی،
نه حتی آمدنِ آدمی تازه...
بعضی زخمها فقط میمانند؛
درست همانجایی که روزی عشق،
آدم را به زندگی امیدوار کرده بود...
او را به فلاکت محض میکشانند زیرا از نامش مشخص است
2 885
توی جملههای بالاتر گفته بودم «مستی درمانه» و خیلیها اومده بودن و ازم پرسیده بودن منظورم از این حرف چیه. خواستم بگم که مستی برای هر شخصی میتونه یه نوع درمان باشه؛
مستی، یک نوع درمان
مستی برای هر آدمی میتونه یه جور درمان باشه؛ چون گاهی مستی غمها رو میشوره و دردها رو برای ادامه دادن، حتی برای چند ساعت، از بین میبره...
شاید درمانِ واقعی نباشه، اما گاهی آدم فقط به چند ساعت بیدردی نیاز داره تا دوباره بتونه ادامه بده.
آدم گاهی مست میشه نه برای خوشی و نه برای فرار از دنیا؛ فقط برای اینکه برای چند ساعت صدای چیزهایی که توی سرش فریاد میزنن، آرومتر بشه....
برای اینکه دلش کمی سبک بشه، یادش بره چه چیزهایی شکسته، چه آدمهایی رفتن و چه دردهایی هنوز گوشهی قلبش نفس میکشن. شاید مستی نتونه چیزی رو درست کنه، اما گاهی میتونه تحملِ خراب بودنِ همهچیز رو آسونتر کنه. شاید بیشتر از اینکه درمان باشه، یه مکثه بینِ درد و ادامه دادن؛ یه فاصلهی کوتاه بین چیزی که بودی و چیزی که مجبور شدی بشی...🌒
2 885
توی جملههای بالاتر گفته بودم «مستی درمانه» و خیلیها اومده بودن و ازم پرسیده بودن منظورم از این حرف چیه. خواستم بگم که مستی برای هر شخصی میتونه یه نوع درمان باشه؛
مستی، یک نوع درمان
مستی برای هر آدمی میتونه یه جور درمان باشه؛ چون گاهی مستی غمها رو میشوره و دردها رو برای ادامه دادن، حتی برای چند ساعت، از بین میبره...
شاید درمانِ واقعی نباشه، اما گاهی آدم فقط به چند ساعت بیدردی نیاز داره تا دوباره بتونه ادامه بده.
آدم گاهی مست میشه نه برای خوشی و نه برای فرار از دنیا؛ فقط برای اینکه برای چند ساعت صدای چیزهایی که توی سرش فریاد میزنن، آرومتر بشه....
برای اینکه دلش کمی سبک بشه، یادش بره چه چیزهایی شکسته، چه آدمهایی رفتن و چه دردهایی هنوز گوشهی قلبش نفس میکشن. شاید مستی نتونه چیزی رو درست کنه، اما گاهی میتونه تحملِ خراب بودنِ همهچیز رو آسونتر کنه. شاید بیشتر از اینکه درمان باشه، یه مکثه بینِ درد و ادامه دادن؛ یه فاصلهی کوتاه بین چیزی که بودی و چیزی که مجبور شدی بشی...🌒
