en
Feedback
عصفورة قلبي🕊

عصفورة قلبي🕊

Open in Telegram

[گنجشکک دل من] -دفتری مجازی برای آن زمان که خاطرات و واژه‌هایم مانده‌اند و من رفته‌ام. لینک ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=c7274f32c2eb کانال ترجمه‌ها: https://t.me/loqatalqalb

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
241
Subscribers
No data24 hours
-37 days
+1230 days
Posts Archive
لِشهيدنا لا نَقول وداعاً بل ‏نَقول إلى اللقاء إلى اللقاء مع إنتصار الدم على السيف إلى اللقاء في الشهادة إلى ‏اللقاء في جوار الأحبة...

دو بیت آخرش این بود که آدم روش نمی‌شه بذاره دیگه... از انتقام خون تو غافل نمی‌شویم تسلیم مکر و حیلهٔ باطل نمی‌شویم ‌ ما از تبار تیغهٔ شمشیر حیدریم خصم یهود و فاتح پیکار خیبریم...

این رو چهلم شهدا بعد از مدت‌ها لال بودن نوشتم.

آه از غمت، غمی که به گریه دوا نشد دل هرچه سوخت، حق عزایت ادا نشد ‌ آتش گرفته است برای تو جانمان دل‌تنگ توست کودک و پیر و جوانمان ‌ از جان خود عزیزتر از دست‌داده‌ایم حالا تمام ما پدر از دست‌داده‌ایم ‌ در سوگ تو نشسته که نه، ایستاده‌ایم [ما آن شقایقیم که با داغ زاده‌ایم]...

آغوش ماست جای تو، آنجا چه می‌کنی؟
آغوش ماست جای تو، آنجا چه می‌کنی؟

https://t.me/Rooki_82/7400 مرده‌شور هرچه عشق و عاشقی‌ست ببرد.

حتی نمی‌دونم خطم هنوز می‌تونه مثل قبل باشه یا نه.

نوشتم که غم بگذرد اما به آن خو کردم.

ترم ۱ کارشناسی_دانشکده ادبیات دانشگاه تهران.

photo content

غصه داره منو نشخوار می‌کنه ولی دارم چای می‌خورم

‌ نمی تووونم 😭😭 غصه داره منو میخوره

پاشو پاشو نبینم غصه بخوری پاشو چای بخور

نه هر مخاطب و هر حرف و هر حدیث خوش است که جز تو با دگرم نیست ذوق گفت‌و‌شنود #حسین_منزوی

دو دقیقه یه‌بار می‌گم: ای کاش دل خستهٔ ما کفش علی بود...

بابت این‌که بعضی آدم‌ها رو صرفا می‌شناسم هم احساس شرم می‌کنم، چه برسه باهاشون مواجه شده باشم.

کاش یه پاندای بغلی داشتم.

ما پر از درد فراق و ذهن او غرق فراغ خاطری آسوده کِی می‌گیرد از عاشق سراغ؟

اکثر مردها نمی‌دونن که دخترها ترجیح می‌دن یه نسخهٔ مذکر از دوست صمیمیشون داشته باشن و با اون ازدواج کنن تا مردی که احساساتشون رو نادیده می‌گیره و نمی‌فهمتشون.

https://t.me/loqatalqalb/2044 بیت بعدی‌ش می‌گه: أُمْنِيّة ظفِرَتْ روحي بها زَمَناً واليومَ أحسَبُها أضغاثَ أحلام او ففط آرزویی بود که زمانی جانم به آن دست یافت، اما امروز او را جز خوابی آشفته به حساب نمی‌آورم...