عصفورة قلبي🕊
Kanalga Telegram’da o‘tish
[گنجشکک دل من] -دفتری مجازی برای آن زمان که خاطرات و واژههایم ماندهاند و من رفتهام. لینک ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=c7274f32c2eb کانال ترجمهها: https://t.me/loqatalqalb
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
241
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-37 kun
+1230 kun
Postlar arxiv
241
لِشهيدنا لا نَقول وداعاً
بل نَقول إلى اللقاء
إلى اللقاء مع إنتصار الدم على السيف
إلى اللقاء في الشهادة
إلى اللقاء في جوار الأحبة...
241
دو بیت آخرش این بود که آدم روش نمیشه بذاره دیگه...
از انتقام خون تو غافل نمیشویم
تسلیم مکر و حیلهٔ باطل نمیشویم
ما از تبار تیغهٔ شمشیر حیدریم
خصم یهود و فاتح پیکار خیبریم...
241
آه از غمت، غمی که به گریه دوا نشد
دل هرچه سوخت، حق عزایت ادا نشد
آتش گرفته است برای تو جانمان
دلتنگ توست کودک و پیر و جوانمان
از جان خود عزیزتر از دستدادهایم
حالا تمام ما پدر از دستدادهایم
در سوگ تو نشسته که نه، ایستادهایم
[ما آن شقایقیم که با داغ زادهایم]...
241
نه هر مخاطب و هر حرف و هر حدیث خوش است
که جز تو با دگرم نیست ذوق گفتوشنود
#حسین_منزوی
241
بابت اینکه بعضی آدمها رو صرفا میشناسم هم احساس شرم میکنم، چه برسه باهاشون مواجه شده باشم.
241
اکثر مردها نمیدونن که دخترها ترجیح میدن یه نسخهٔ مذکر از دوست صمیمیشون داشته باشن و با اون ازدواج کنن تا مردی که احساساتشون رو نادیده میگیره و نمیفهمتشون.
241
https://t.me/loqatalqalb/2044
بیت بعدیش میگه:
أُمْنِيّة ظفِرَتْ روحي بها زَمَناً
واليومَ أحسَبُها أضغاثَ أحلام
او ففط آرزویی بود که زمانی جانم به آن دست یافت، اما امروز او را جز خوابی آشفته به حساب نمیآورم...
