نوشین شادفام
Open in Telegram
روز نوشتههای من @Shadfam حرف یا گفتنی داشتید👆 لینک ناشناس من https://t.me/BoldChat_Bot?start=sec-iejijaefji
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
302
Subscribers
+124 hours
-47 days
+2130 days
Posts Archive
302
اسم تذکره ام زینب است. ولی نوشین شادفام اسم مستعار من است و به نوعی من این اسم را دوست دارم نامی هست که مرا به هیچ جا و هیچ کسی تعلق نمی دهد. در اکثر مجله ها و... نوشین است. و این اسم را دوست دارم. و در اطرافم به جز خودم هیچ کسی به این اسم نیست... و نمی شناسم فردی را به این اسم به جز خودم و باز هم خودم.
302
راجع به وضعیت افغانستان اگر میپرسید. من فکر میکنم نه چون دست هم ایرانی ها و هم افغانستانی ها خالیه و نمی توانند هیچ کاری کنند البته به نظر من. یک ضرب المثل ما داریم میگه مردم غریب ره نه بکوش، نه بزن فقط نان شان ره بگیر...
حالا هم اینا دقیقا این کار را با مردم ما کردن. ولی گاهی اوقات به طرزی عجیبی به زندگی در این کشور امیدوار می شوم و گاهی هم به طرزی عجیبی نا امید. مثلا همین حالا با خود فکر میکنم. مگر جهان گوش دارد؟ اگر دارد در کجای جهان هست؟ باید در کجای این جغرافیا ایستاد و صدا زد که به گوش جهان برسد...؟ و...
302
سلام زینب
چه نظری راجع به ایرانی ها داری؟ فکر میکنی میتوانند به شکلی کمک تان کنند ؟
و افغانستانی های مقیم ایران چطور؟ نظرت راجع به آنها چیست ؟
302
دوستی در بات پرسیده حالت چطور است؟
راستش خوبم اما احوالم شبیه گره ایست که بر زلف پریشان زنی در خاور میانه میافتد.
302
https://t.me/BoldChat_Bot?start=sec-iejijaefji
لینک ناشناس جدیدم هست
سوال، پیشنهاد، انتقاد اگر دارید میشنوم تان؟؟ 🥰
302
یک امتحان دارم،بعدا دوباره می آیم و برایتان راجع به این ها منطقی تر مینویسم تا خوب تر متوجه شوید.
302
راجع به این نوشته باید بنویسم که من این را ننوشتم تا ریشه مرد ساری را در جامعه مان مستحکم تر کنم و یا به گونه قبول کنم و تایید. من خودم نیز بلند بلند میخندم، معمولا تمام لباس هایم کوتاه هست. شب ها هم در خیابان ها قدم میزنم و خیلی هم قدم زدن در هوای گرگ ومیش را دوست دارم.
ولی اگر از زاویه دیگری به نوشته نگاه کنید و در جامعه افغانستان زندگی کنید 95 فیصد از مردمان افغانستانی به دختران که در شهر با یک مرد و یا دوستش بلند بلند بخندد دختر بد خطاب می کنند. به دختری که لباس کوتاه بیپوشد و زیاد به خودش رسیدگی کند دختر بد خطاب می کنند. دختری که شب در خیابان قدم بزند که واویلا است دیگه... و دوست پسر داشتن که هم اصلا رسم نیست اگر بعضی ها در رابطه باشد پنهانی از خانوادهایشان هست و خانواده ها به خصوص به دختران شان اجازه رفتن به چنین رابطه های پیش از ازدواج را نمی دهند و این ها جرم است جرم، برای همین هم هست که ازدواج اجباری بسیار زیاد است بین خانواده های افغانستانی. و این نوشته را هم تکیه ای از طعنه برای چنین افکار بخوانید نه چیزی دیگر.
302
با سواد های دیگه ملک ها، نسل های آینده شان را با آینده آشنا می کنند تا آینده را رقم بزنند اما از بخت بد، در وطن ما باسوادهای ما نسل های آینده را به سمت گذشته رهنمایی می کنند تا وجود شان لبریز از کینه و نفرتی شود که حق شان نیست.
پس بی دلیل نیست که ما روز به روز در لجنزار انزجار، تعصب و نابودی فرو می رویم و غرق می شویم!
302
دختر بودن ما در افغانستان،
حکایتِ یخفروشیه که ازش پرسیدن:
«فروختی؟»
گفت: «نه، ولی تموم شد.»
302
دوستی از هرات میگوید؛
به جهان بنوسید و بگوید
ما همه دخترانی خوبی بودیم
نه دوست پسر داشتیم
نه شب ها در خیابان بودیم
نه بلند بلند خندیدیم
نه لباسی کوتاه پوشیدم
اره ما همه دختران خوبی بودیم
و در آخر هم بخاطر اولیه ترین حقوق خودیمان، بالایمان تجاوز شد. شنکجه شدیم و شهید شدیم.
اره! ما همه دختران خوبی بودیم.
@Shadfam
302
وطن دختری بود که درد ثانیه به ثانیه میچکید روی تن برهنه اش. وطن دختری بود که مادرش بر او اندوه، خودکاستگی و رویاهای مرده را به جا گذاشته بود. وطن دختری بود که پدرش تیغ شده بود در تن وحشی و تماشایش. وطن دختری بود که برادرش پرده بکارتش را دریده و خونش را در دریا جاری ساخته بود. وطن دختری بود که همسرش گرگی خونآلود از دریدن تن او خود را ارضا میکرد. وطن دختری بود که فرزندهایش ردپای سکسهای تهوعآور بر پیشانی، مویهای ژولیده و در خط حفرههای صورتش بهجا گذاشته بود. وطن دختری بود با تن تکیده و لکههای زخم ناچار به ادامه دادن، مردن و زندهشدن. وطن دختری بود که علیه خودش به جنگ برخاسته چون نهنگ زخمخورده در خودش کز کرده. وطن دختری بود از جنس برف که آب شد در عشق بیفرجام، در بوسههای ناممکن، در تلخی یک حسرت و مبتلا به نداشتن. وطن دختری بود در شبی بیپایان با بادها رقصید جلاد تنش شد و خود را در آغوش خاک سپرد...
302
دخترا شما میدانید من برای مکتب به افرادی زیادی ایمیل زدم و پیام دادم شخصیت های که هیچ یکی از شما شاید باور نکنید. و در اینجا یک چیزی بسیار بسیار بزرگی را فهمیدم وقتی بلاگر ها و شخصیت ها بزرگ بخاطر چند فالور شان نمیخواهد از یک درخواستی کمک، از یک آنلاین شاپ دختری که به چی زحمت و آروزی آن را ساخته، حمایت کند. چطور میتوانند از جان دختران معترض، از حق شان حمایت و دفاع کنند چطور میتوانند صدای شان باشد؟ وقتی حتی یک استوری ماندن برای آن افراد سخت است... یک پست ماندن مگه چی میخواهد.
به هر حال میخواهم بگویم دختران که امروز در اعتراضات شرکت می کنید خیلی مواظب تان باشید. میدانید آزادی بدون جان شما ارزش ندارد. لطفا احساساتی عمل نکنید. باور کنید جان آدم های اینجا برای هیچ کسی که از دنیایی بیرون ما را تماشا می کند ارزشی برایشان ندارد کسی اگر بخواهد کاری بزرگ برای شما کند فقط همان گفتن "کلمه آه بیچاره ره بورد" است و بس. که بعضی ها حتی از بی احساسی زیاد همین کلمه را نمی زنند فقط فحش می دهد و یا می گویند: "خودیشان که خبر داره دخترا ره میبرن چی بد میکنن که میرن ده اعتراضات، شوله خوده بخورن پرده شان را کنند" نصف حرف ملت برای ما از این دو کلمه بیش نیست. خیلی مواظب تان باشید لطفا دختران کابل و هرات. خیلی خیلی دوست تان داریم و به شجاعت شما باور داریم ولی مواظب جان های تان باشید و باور کنید بعد جان یک نفر هیچ کسی آرزو ها، اهداف ها، رویا ها و خاسته های یک فرد را نمی شمارد فقط و فقط تن بیجان او را در خبر ها اعلان می کنند و بس. پس عاقلانه تصمیم بگیرید و مواظب خودیتان باشید.
