en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe

شایان آب‌روشن | شاعر

شایان آب‌روشن | شاعر

Open in Telegram

سر به خیابان و گذرها زدم... پوچ سر از فکر تو هرجا نشد :) «نوشته ها و اشعار شایان آ‌ب‌روشن» 📚 دستی که مویت را نبافت حرفی سخنی و تهیه کتاب: @Shayan_abroshan اینستاگرام: https://www.instagram.com/shayanabroshan?igsh=MWM5dnN6N2VpaTYzaQ==

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
510
Subscribers
No data24 hours
+337 days
+9330 days
Posts Archive
کشم تا کی غمِ هجران؟ اجل گو قصد جانم کن نمی‌ارزد به چندین دردسر جانی که من دارم وحشی بافقی

فکر کردم با تو دیگر، نیمه‌ ام کامل شده دیدم اما بردی از من، آن‌چه را هم داشتم...! زهرا_عسگری

من به چشم‌های بی‌قرارِ تو قول می‌دهم ریشه‌های ما به آب شاخه‌های ما به آفتاب می‌رسد، ما دوباره سبز می‌شویم! قیصر امین پور

یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن چشم‌ها بیشتر از حنجره‌ها می‌فهمند! کاظم بهمنی

باید که عمر خضر خدا قسمتم کند وصف تو را مگر بنویسم به اختصار سید حمیدرضا برقعی

اشعار مرا خواندی، احسنت به من گفتی افسوس ندانستی منظور تویی ما را #شایان_آب‌روشن

نور امیدی بود عاشق را که می‌مانی عزیز امروز اما می‌بُری دل را به آسانی عزیز هم التیامی قلب را هم نفرتی دارم ز تو در حیرتم در آن واحد درد و درمانی عزیز اصرار رفتن داری و مانع شدن دشوار شد مانند برگی زرد در... پاییز و آبانی عزیز مهمان اشعار و غزل ای کاش مانا میشدی حالا چه وقت رفتن است؟ در روز بارانی عزیز؟ اندیشه ام با شوق روییدن میان باغ بود با این سفر، خشکاندی ام سوز زمستانی عزیز راهی شدی با گریه ام خوش باش و اشکم را نبین ارجی ندارد حال من وقتی تو خندانی عزیز آرام میگویی دلت، دلتنگ شد نامه بده با ذوق میگویم به چشم! گرچه، نمیخوانی عزیز
#شایان_آب‌روشن

صبر از کاسه ی ما سر ریز است تیغ دردی که چشیدم تیز است بعد هر شب قلمی چرخاندن اشک بر روی غزل یا میز است
#شایان_آب‌روشن

شما را چون منی عالم ندارد دوست!

غم زمانه خورم یا فرق یار کشم به طاقتی که ندارم کدام بار کشم...

‌تاریخ، تعداد مردگان‌اش را رُند می‌کند هزار و یک نفر، تبدیل می‌شود به هزار نفر گویی آن یک نفر، هرگز وجود نداشته است: یک جنین خیالی، یک گهواره‌ی خالی کتاب الفبایی که برای کسی باز نبود هوا بود که می‌خندید، گریه می‌کرد، بزرگ می‌شد خلاء بود که از پله‌ها پایین می‌دوید و به طرف باغ می‌رفت در میان صف، جایی برای هیچ‌کس بود. ویسواوا شیمبورسکا

طومار درد و داغ عزیزان رفته است این مهلتی که عمر دراز است نام او... آقای صائب:)

در شاهنامه فردوسی،سیمرغ به زال سه پَر داد و گفت هر وقت درماندی بسوزان و آرزو کن ‏پَر اول سوخت، آرزو برآورده شد؛رستم به دنیا آمد. ‏پَر دوم سوخت,آرزو برآورده شد رستم زنده ماند. ‏اما پَر سوم هرگز استفاده نشد.فردوسی پَر سوم را برای آیندگان نگه داشت.برای روزی که پَر سوم برای ایران بسوزد.

در جوانے حقِ ما این مرگِ تدریجے نبود مثل یڪ پروانہ دائم، دورِ غم ها سوختیم #زهرا_عسگری

‌ ای غم! بگو از دستِ تو، آخر کجا باید شدن در گوشه‌ی میخانه هم، ما را تو پیدا می‌کنی. #شهریار

خراب آن کس که آبادت نخواهد... -نظامی

ماتم چه گویم از وطن، کز برگ برگِ این چمن من خونِ چشمِ شاعران، دیوان به دیوان دیده‌ام.
- معینی کرمانشاهی

مرگ بیش از آن در اطرافم هست، که بتوانم از زندگی بنویسم.
کمونیسم رفت، ما ماندیم و حتی خندیدیم اسلاوانکا دراکولیچ