en
Feedback
𝖶𝗁𝗂𝗌𝗉𝖾𝗋𝗌 𝗈𝖿 𝖺 𝖲𝗈𝗎𝗅 🏳️‍🌈🏳️‍⚧️

𝖶𝗁𝗂𝗌𝗉𝖾𝗋𝗌 𝗈𝖿 𝖺 𝖲𝗈𝗎𝗅 🏳️‍🌈🏳️‍⚧️

Open in Telegram

زمزمه‌هایِ روحِ ژولیده‌یِ یک ماهیِ غمگینِ دیوانه‌یِ شب. در پیِ نور، اُمید و عشق. زن، زندگی، آزادی. کوییر، ترنس، رهایی. خانه‌یِ امنِ ماهیِ دیوانه. ✉️ @starroshabot 🏳️‍🌈🏳️‍⚧️

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
1 150
Subscribers
+624 hours
+1637 days
+55930 days
Posts Archive
چرا فقط اشتباهتون رو قبول نمی‌کنید و تلاش نمی‌کنید برای آگاه‌شدنِ خودتون؟

خشم زن‌ها قرار نیست برای راحتیِ احساسات مردها‌یِ سیس‌جندر سانسور بشه. اگر از صدای خشمگین زن‌ها بیشتر ناراحتید تا از سیستمی که این خشم رو تولید کرده، مشکلِ شما دقیقاً همین‌جاست.

اگر ادعا می‌کنید این خشم اسمش مردستیزیه، اول توضیح بدید کجای این خشم تبدیل به یک ساختار سیستماتیکِ سلطه‌ی زنان بر مردان شده. وگرنه دارید صرفاً یک احساس رو با یک مفهوم ساختاری قاطی می‌کنید.

یه زن وسط این حجم از زن‌ستیزی و مردسالاری خشمش رو با یک جمله‌ی تند تخلیه می‌کنه، بعد شما به‌جای اینکه درباره‌ی ریشه‌ی اون خشم حرف بزنید، افتادید دنبال اینکه وای چرا این جمله رو گفت؟! 😨😨😨 وای اگه مردها ناراحت بشن چی؟! 😨😨😨

واقعاً عجیبه که به‌عنوان کسایی که ادعا می‌کنید «مردستیزی» وجود داره، این‌همه انرژی‌تون رو گذاشتید روی پلیس‌کردنِ خشمِ زن‌ها.

چرا حق ندارم؟ من اگه بگم از مردها خشمگینم، یا حتی از سر خشم بگم «کاش مردهای سیس بمیرن»، بعد برای یه سلبریتی مرد فنگرلی کنم، تو دقیقاً با چه منطقی می‌گی حق ندارم؟ احساس و خشم من برای گرفتن مجوز از تو صف نمی‌کشه. من می‌تونم هم‌زمان از مردسالاری و زن‌ستیزی خشمگین باشم، از مردان به‌عنوان یک گروه بیزار باشم، و از یک فرد مشخص خوشم بیاد یا بهش کشش داشته باشم. چون جاذبه، فانتزی و استن‌کردن یک فرد هیچ تعهدی به دوست داشتن یک گروه یا تأیید یک ساختار نداره. اگر حرفم از نظر منطقی غلطه، بگو چرا. ولی «تو برای فلان مرد فنگرلی کردی، پس حق نداری چنین احساسی داشته باشی» دیگه استدلال نیست. داری برای احساس و زبونِ زن‌ها محدودیت تعیین می‌کنی. ضمناً «همه‌ی مردها بدن» هم وقتی در متن خشم و رانتِر سیاسی گفته می‌شه الزاماً یک گزاره‌ی تحت‌اللفظی و آماری نیست. قرار نیست هر جمله‌ی خشمگینانه رو ببریم آزمایشگاه و با ماشین‌حساب بررسی کنیم.

عزیزم یه بچه‌ی پنج‌ساله هم می‌دونه تک‌تک مردها زن‌ستیز یا متجاوز بالقوه نیستن. واقعاً این دیگه کشف بزرگی نیست که هی تکرارش می‌کنی. بحث از اول این نبود که «همه‌ی مردها بدن» بحث این بود که وقتی یک زن از سال‌ها زن‌ستیزی و مردسالاری خشمگینه، ممکنه خشمش رو با جملاتی مثل «کاش مردهای سیس بمیرن» تخلیه کنه. این ابراز خشم و تخلیه‌ی احساسه، نه بیانیه‌ی آماری درباره‌ی تک‌تک مردهای کره‌ی زمین. و تازه اصل بحث رو هم یادت نره. این بحث اصلاً از جایی شروع شد که تو گفتی مردستیزی وجود داره و هرکی قبول نداره بره گم یشه. من گفتم اشتباهت دقیقاً سر تعریف «ستیز» هست. پس لطفاً هر بار بحث رو نبَر سمت «ولی همه‌ی مردها بد نیستن» چون هیچ‌کس چنین ادعایی نکرده. تو داری با یک ادعای خیالی می‌جنگی چون جواب دادن به حرف واقعی من برات سخت‌تره.

عزیزم تو هنوز داری به سؤالی جواب می‌دی که ما اصلاً نپرسیدیم. من نگفتم «همه‌ی مردها بدن». نگفتم «هر مردی که باهاش مخالفم هیولاست». نگفتم مردهای خوب وجود ندارن. اصلاً بحث خوب و بد بودن تک‌تک مردها نیست. بحث اینه که وقتی زنان درباره‌ی مردسالاری، خشونت جنسیتی و ساختاری حرف می‌زنن، چرا باید هر بار بیان کنن «نه همه‌ی مردها» تا مبادا یک مردِ به‌اصطلاح خوب احساس بدی پیدا کنه؟ اینکه تو دو تا برادر امن داری، اینکه فلان مرد سلبریتی رو دوست داری، اینکه بعضی مردها آدم‌های خوبین، هیچ‌کدوم ساختار مردسالار رو باطل نمی‌کنه. همان‌طور که وجود زنانی که با اون ساختار همکاری می‌کنن هم زن‌ستیزی رو باطل نمی‌کنه. و لطفاً «مردها هم بد نیستن» رو جای تحلیل قدرت قالب نکن. ما درباره‌ی شخصیت مردها بحث نمی‌کنیم. درباره‌ی ساختاری حرف می‌زنیم که مردها به‌عنوان یک گروه از امتیازاتی در اون برخوردارن. اگر دغدغه‌ات واقعاً حقوق مردانه‌ست، برو درباره‌ی فشارهای مردانگی، باتم‌شیمینگ مردان گی، حقوق مردان ترنس و نقش‌های جنسیتی اجباری حرف بزن. ولی اگر هر بار زن‌ها از زن‌ستیزی حرف می‌زنن، دغدغه‌ات اینه که ثابت کنی «ولی همه‌ی مردها خوب نیستن»، خب ببخشید عزیزم، باز هم مرکز بحث رو از سرکوبِ زن‌ها کشیدی سمت مردها. دقیقاً همون چیزی که داریم نقدش می‌کنیم.

بچه‌ها، اگه چنل پابلیک می‌زنید و توش اظهار نظر می‌کنید، لطفاً ظرفیت انتقاد هم داشته باشید. مخصوصاً وقتی نقد محترمانه‌ست. وقتی یه مفهوم رو اشتباه بیان می‌کنید، چند بار براتون توضیح داده می‌شه، استدلال‌هاتون یکی‌یکی رد می‌شن و باز به‌جای پذیرش اشتباه می‌رید سراغ توجیه و در نهایت هم ویکتم‌پلی درمیارید، مشکل دیگه اختلاف نظر نیست. ناتوانی در پذیرش نقد و دفاع از استدلال اشتباهتونه. پابلیک حرف زدن یعنی حرفتون در معرض نقده. قرار نیست هرجا استدلالتون کم آورد، تروما و مظلومیت رو بیارید وسط و از نقد فرار کنید. اگه هنوز ظرفیت شنیدن «اشتباه کردم» رو ندارید، شاید قبل از چنل زدن، یه کم روی بلوغ فکریتون کار کنید. واقعاً ناراحتم که اینو می‌گم ولی با این کارهاتون فقط دارید به مردسالاری باج می‌دید.

Repost from زهر مار
حالا این "حمایتگر حقوق مردان" می‌تونه سطحی‌نگر باشه و از "زن‌سالاری" و "مردستیزی" صحبت کنه به جای این که پروفمینیست باشه و فقط این سطح بدبختی‌هاش رو کلفت‌تر کنه یا می‌تونه متوجه بشه که این هم یک نوع پروپاگاندا برای مخالفت با حمایت زنان و اقشار از خودشون و فمینیسمه. مشکل جامعه‌ی زن‌ستیز، نه فقط زن بودن، بلکه کوچک‌ترین ویژگی‌های زنانه‌ست. فمینیسم در مقابله با مردان نیست، حمایت از زن بودن و فم بودنه. ولی ماسکولیسم، نظریه‌ای جزئی نگر در مقابله با زنانه، مردسالاری‌ای در کالبد جدید.

Repost from زهر مار
این که می‌گیم مردان نمی‌خواستن این حقوق رو داشته باشن و نتیجه‌ی پدرسالاریه، در پاسخ به همین افراده. اگر جوامع مردسالار و پدرسالار وجود نداشتن که بخوان زن‌ها و اقلیت‌ها رو مورد تبعیض قرار بدن، مسلماً با زن بودن و "گی بودن" و چیزهایی مثل این، مورد تحقیر قرار نمی‌گرفتن چون یه چیز عادی توی جامعه بود. در نهایت همه چیز برمی‌گرده به این که پدرسالاری باید از ریشه نابود بشه و همه رو تحت تأثیر قرار می‌ده.

Repost from زهر مار
ماسکولیست به کسی می‌گن که معتقده لازمه مانع پایمال شدن حقوق مردان بشه. معتقده مردان توی جامعه از طرف زنانِ "مردستیز" و پدرسالاری، آسیب می‌بینن و بابت همینه که درصد میل خودکشی مردان بالاست. به دلیل این که ماسکولیسم، الگو گرفته از فمینیسمه و با وجود این که باید در کنارش حمایت کنه تا فشار رو از همه‌ی اقشار برداره، فشارش رو گذاشته روی "مردستیزی" و این که به همه‌ی فمینیست‌ها با هر اراده‌ای چنین لقبی بده. فرد ماسکولیست می‌تونه از آسیب‌های مردان ترنس، مردان تجاوز دیده، جوامع گی، اصلاحات اخلاقی مردان، اجوکیشن، کیفیت شغلی، حقوق کارگر و کشاورز و یه عالمه مشکل واقعی دیگه حرف بزنه ولی تصمیم گرفته راجع به چیزی که وجود نداره (مردستیزی) حرف بزنه درحالی که تمام مشکلاتی که داره به خاطر جوامع مردسالار و پدرسالار هستن، نه چیزی که زنان باعثش شده باشن یا حتی دستی در اون داشته باشن. به این نتیجه می‌رسیم که شخص ماسکولیست درست اندیش، شخصیه که درواقع فمینیسته. چرا؟ چون در جامعه‌ی پدرسالار و مردسالار، تو به دلیل در جایگاه زن قرار گرفتن، تحقیر می‌شی. به همین دلیله که کوییرفوبیا وجود داره یا حتی در روابط جنسی افراد ساب مورد تمسخر قرار می‌گیرن. مشکل این جامعه، دیدگاه ابزاری به زنه و فرد "ماسکولیست" اگر بتونه تفکر کنه، متوجه می‌شه برای حمایت از خودش، حمایت از تمامی زنان و جمعیت کوییر لازمه تا دیگه از هویت مردم به عنوان "تحقیر" براشون استفاده نشه. و در نهایت افراد ماسکولیستی که پروفمینیست نیستن، مردسالار و دارای افکار زن‌ستیزانه هستن.

خلاصه که هنوز هم مردستیزی و زنِ زن‌ستیز و فمنیسم افراطی و بقیه این گوه‌شعرها وجود ندارن بازم صبحتون بخیر

شب که نه، صبحتون بخیر. بنده پیام‌ها رو تا یه چند ساعت که لالا کنم می‌ذارم بمونه هرکی خواست چیزی رو بخونه از این‌جا به پایین می‌تونه بخونه و بعد پاکش می‌کنم.

Repost from N/a
شما حتی نمیدونید فمینیسم در برابرِ چی به وجود اومده که هیومنیسم میارید وسط. اگه بحثتون نژادپرستی و کپیتالیسم و فقر و جنگ و... ست که... متاسفم ولی باید یه حقیقتی رو فاش کنم همه‌ی اینا هم از زیر سر مردا به عنوان صاحبان قدرت در ده هزار سال اخیر، دراومدن.

Repost from N/a
اوه اوه "من هیومنیستم، نه فمینیست" خیلی اشناست، یکم خندیدم، ولی واقعا بامزه نیستی.

Repost from N/a
خفه شدم عام الان گفتی از واکنش به زن‌ستیزی که مردگریزی باشه، متنفری؟ فقط قبلشم گفتی از زن‌ستیزی متنفری دیگه الان من نفهمیدم چطور شد. هم از زن‌ستیزی متنفری هم از واکنش به زن‌ستیزی؟ هم از قاتل متنفری هم از مجازاتش؟ جالبه، دروازه‌ی جدید در دنیای حقوق کیفری باز شد، مبارک خیلیا🔥