en
Feedback
𝖶𝗁𝗂𝗌𝗉𝖾𝗋𝗌 𝗈𝖿 𝖺 𝖲𝗈𝗎𝗅 🏳️‍🌈🏳️‍⚧️

𝖶𝗁𝗂𝗌𝗉𝖾𝗋𝗌 𝗈𝖿 𝖺 𝖲𝗈𝗎𝗅 🏳️‍🌈🏳️‍⚧️

Open in Telegram

زمزمه‌هایِ روحِ ژولیده‌یِ یک ماهیِ غمگینِ دیوانه‌یِ شب. در پیِ نور، اُمید و عشق. زن، زندگی، آزادی. کوییر، ترنس، رهایی. خانه‌یِ امنِ ماهیِ دیوانه. ✉️ @starroshabot 🏳️‍🌈🏳️‍⚧️

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
1 150
Subscribers
+624 hours
+1637 days
+55930 days
Posts Archive
من ترجیح می‌دم از زنان حرف بزنم. از مردانِ ترنس حرف بزنم. از افرادِ کوییر حرف بزنم تا مردِ سیسی که نود و نه درصد سیستم‌های جهان به نفعش هستن.

ولی یک زن بگه «از مردها خشمگینم»؟ جلسه‌ی حقوق بشر تشکیل می‌دین. اگه واقعاً دغدغه‌تون حقوق مردانه، پس در موردِ مردان ترنس و گی حرف بزنید، نه فقط وقتی می‌خواید خشم فمینیست‌ها رو بکوبید. والا اسمش «حقوق مردان» نیست. اسمش ضدفمینیسم بودن با بسته‌بندی جدیده.

تهش هم همیشه فمنیسم حامی حقوقِ مردان ترنس و علیه باتم‌شیمینگ و هموفوبیا به مردانِ گی بوده و خواهد بود. ما فمینیست والا اهمیت بیشتری به مردها دادیم تا شماها.

راستی یه چیز دیگه هم خیلی جالبه. یا همین مدعیان حقوق مردان درباره‌ی مردان ترنس، باتم‌شیمینگِ مردان گی و مردانگیِ سمی حرف بزنی، یهویی چنان می‌زنن به کوچه‌ی علی‌چپ که انگار اصلاً در موردِ حقوق مردان و مردستیزی خیالیشون گلویِ خودشون رو پاره نکردن.

به نظرم واقعاً برید یه کمپین حقوق مردان بزنید، خودتونو راحت کنید. این‌همه انرژی برای کالبدشکافیِ خشم زنان و فمینیست‌ها می‌ذارید، بعد وقتی حرف از زن‌ستیزی و پدرسالاری می‌شه، ناگهان دغدغه‌تون «وای چرا فلان زن گفته کاش مردها بمیرن» می‌شه. باشه اگه تویِ این جهانِ مردسالار حقوق مردها دغدغه‌اتونه، درباره‌ی حقوق مردها‌یِ سیس تا صبح حرف بزنید. ولی اینکه هر بحثی درباره‌ی زن‌ستیزی رو بکشونید سمت «پس مردها چی؟»، فقط یعنی هنوز تحمل دیدن خشم زن‌ها بدون مرکز قرار دادن مردها رو ندارید. فمینیسم قرار نیست مسئول مدیریت احساسات شما درباره‌ی خشم زنان باشه.

وا هانی من فقط داشتم توضیح می‌دادم چرا مردستیزی وجود نداره چه برگشتن ترامایی آخه

عزیزانم تنها ایرادِ جمله‌یِ «کاش مردها بمیرن» اینه که شما مردانِ ترنس رو که اون‌ها هم در این سیستم تحتِ ستم هستن و حقوقی در نظامِ مردسالار ندارن رو نادیده می‌‌گیرید که برای اون می‌تونید بگید، «کاش مردهایِ سیس بمیرن» به همین راحتی.

پس لطفاً برای «کاش مردها بمیرن» روضه‌ی حضرت رقیه نگیرید و بعد نتیجه بگیرید یک نظام تاریخیِ مردسالار ناگهان تبدیل به زن‌سالاری شده.

دارم قه‌قه‌ می‌زنم. بحث اصلاً خوب یا بد بودن مردها نیست. کسی نگفت همه‌ی مردها خوبن، کسی هم نگفت همه‌شون بدن. اینو از اول خودت داری تکرار می‌کنی چون هنوز متوجه سوال اصلی نشدی. تو می‌گی «برای کل جامعه‌ی مردان دث‌ویش می‌کنن، پس مردستیزیه.» نه. دث‌ویش و نفرت فردی، حتی اگر زشت و افراطی باشه، خودکار تبدیل به «ستیز» به معنای ستم ساختاری نمی‌شه. ما داریم درباره‌ی تبعیض و سرکوب سیستماتیکِ یک گروه علیه گروه دیگه حرف می‌زنیم. نه اینکه فلانی گفت کاش مردها بمیرن، پس مردستیزی وجود داره. و اینکه گفتی «فقط چون آلت تناسلی مردانه دارن» هم دقیقاً بحث رو ترنس‌فوبیک می‌کنه، چون داری هویت جنسیتی مردان رو به اندام تناسلی تقلیل می‌دی. ضمناً «زن‌ستیزی زیاده، پس نمی‌تونیم مردستیزی رو نادیده بگیریم» هم اصلاً پاسخ نیست. ما نگفتیم هر رفتار ضد مردی رو نادیده بگیر. داریم می‌گیم اسم هر رفتار ضد مردی، مردستیزیِ ساختاری نیست.

عزیزم تو الان چند پاراگراف نوشتی تا ثابت کنی همه‌ی مردها بد نیستن، درحالی‌که من اصلاً نگفتم همه‌ی مردها بدن. بحث اصلاً خوب و بد بودن نیست ودف. بحث از اول درباره‌ی این بود که "ستیز" رو نمی‌شه به هر نوع نفرت، خشم یا فشار جنسیتی چسبوند. اینکه مردها هم از نقش‌های جنسیتی که فاکینگگگگگ مردسالاری ساختههههه آسیب می‌بینن رو کسی انکار نکرده. سوال اینه: این آسیب دقیقاً کِی و چطور تبدیل می‌شه به یک الگوی تاریخی و سیستماتیکِ سرکوب مردان؟ همین. بقیه‌اش فرار از سوال اصلیه هانی

اگه مشکلی داری با این موضوع می‌تونی گریه کنی صادقانه.

آره من دشمنِ درجه‌یک مردسالاری و زن‌ستیزی هستم. هر روز با هر روشی که شده باهاش می‌جنگم. و اتفاقاً هم با خشمم داد می‌زنم:«من از مردهای‌ِ سیس متنفرم.» ولی همزمان باهاش برای مردی که روش کراشم فن‌گرلی می‌کنم و شایدم دلم بخواد با یک مرد سکس کنم.

این دیگه واقعاً ربطش به بحث من صفره. یک زن می‌تونه از مردسالاری و زن‌ستیزیِ سیستماتیک خشمگین و حتی از مردان بیزار باشه، در عین حال استریت یا بای باشه، عاشق یک سلبریتی مرد باشه، برای فلان ورزشکار فنگرلی کنه یا بگه «این یکی خوشگله». چون خشم از یک ساختار و تجربه‌ی تاریخی، با کشش جنسی، فانتزی، استن‌کردن یا حتی قضاوت درباره‌ی تک‌تک مردها یکی نیست. مغزتون چرا اصرار داره اینا رو بریزه توی یک سطل؟ اینکه یک زن برای یک مرد فنگرلی می‌کنه، سیستم پدرسالاری رو ناگهان منحل نمی‌کنه و اینکه از مردسالاری متنفره هم باعث نمی‌شه میل و سلیقه‌اش تبخیر بشه. اگر زنی از مردها خشم داشته باشه، فنگرلی کردنش برای یک مردِ خاص هیچ تناقض جادویی‌ ایجاد نمی‌کنه. پس لطفاً فنگرلی یک زن برای یک سلبریتی رو به‌عنوان سندِ فروپاشی فکری فمینیسم تحویل نده. این استدلال نیست، فقط گیر دادن به یک رفتار شخصیه چون برای استدلالت چیزی بهتر پیدا نکردی.

اول ساختار رو ثابت کنید بعد بحث کنید.

این دیگه واقعاً مغلطه‌ست. «از مردها متنفرم» لزوماً یعنی «تک‌تک مردان دنیا آدم‌های بدی‌ان»؟ نه. این جمله بیانِ خشم نسبت به تجربه‌ی تاریخی و سیستماتیکِ زن‌ستیزی و پدرسالاریه. ولی حتی اگر کسی بگه «از مردهای فلان‌مدل متنفرم»، باز هم این به‌خودی‌خود «مردستیزی» نمی‌سازه. چون ما داریم درباره‌ی ساختار و قدرت حرف می‌زنیم، نه مسابقه‌ی جمله‌های «من از فلانی متنفرم» اصلاً چرا داری دو جمله رو در خلأ با هم مقایسه می‌کنی؟ یکی ممکنه واکنش خشمگینانه به یک ساختار تاریخیِ سرکوب باشه، یکی ممکنه نفرت فردی یا تعمیم شخصی باشه. محتوا، زمینه، قدرت و ساختار مهمه. صرفاً ضمیرِ جمله مهم نیست. اینکه بگی «ولی این یکی همه‌ی زنان رو شامل می‌شه و اون یکی فقط مردهای بد رو» اصلاً پاسخ به بحث من نیست. داری بحثِ «مردستیزی وجود دارد یا نه» رو تبدیل می‌کنی به «آدم‌ها چطور جمله‌شون رو بیان می‌کنن»

چون این دوتا جمله فقط از نظر ظاهری شبیه هم‌ هستم، نه از نظر جایگاه ساختاری. وقتی یک زن بعد از تجربه‌ی زن‌ستیزی، خشونت، تبعیض و زندگی زیر پدرسالاری می‌گه «از مردها متنفرم»، این جمله بیانِ خشم و واکنش او به یک ساختار سرکوبگر هست که مردان اون رو ابدا کردن. یعنی خشم از جایی میاد که واقعاً سال‌ها بهش آسیب زده. حالا یه سوال خیلی ساده: مردها تحت چه نظام «زن‌سالارانه‌ای» به‌عنوان یک گروه سرکوب شدن؟ کِی زنان یک ساختار تاریخی و سیستماتیک برای سلطه بر مردان داشتن؟ اینکه یک نفر شخصاً از زنان متنفر باشه، می‌تونه هزار دلیل شخصی داشته باشه. ولی «زن‌ستیزی» وقتی معنای ساختاری داره که پای یک الگوی تاریخی و سیستماتیکِ تبعیض علیه زنان وسط باشه. پس نه، بحث این نیست که «نفرت از مردها خوبه ولی نفرت از زن‌ها بده چون ما مردها رو دوست داریم» بحث اینه که قدرت، تاریخ و ساختار رو نمی‌شه با عوض کردن یک کلمه از جمله حذف کرد. «از مردها متنفرم» و «از زن‌ها متنفرم» ممکنه از نظر احساسی هر دو نفرت باشن، اما در خلأ اجتماعی اتفاق نمی‌افتن. زمینه مهمه. ساختار مهمه. قدرت مهمه. و دقیقاً همین چیزهاست که توی این استدلال هی نادیده گرفته می‌شه.