مَکا
Open in Telegram
گاهی یک بیت شعر، تمامِ حرفهای نگفتهی ماست... 🥀 📖 شعر | ادبیات فارسی | 🖋️ پناهی برای دلهای اهلِ کلمه
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
6 637
Subscribers
-2524 hours
-1817 days
-3 04230 days
Posts Archive
6 632
دلم برای تو لرزید و عاشقت گشتم
در این مسیرِ محبت، موافقت گشتم
ببین به خنجرِ مُژْگانِ خود مرا کُشتی!
به قعرِ مقتلِ تو غرقهقایقت گشتم!
به نامِ تو زدهام سرزمینِ قلبم را
غلامِ خنده و آن عهدِ صادقت گشتم
میانِ این همه رنگ و فریبِ آدمیان
اسیر سرخیِ همچون شقایقت گشتم
تمامِ فخر من آن شد درین دیارِ فنا
شکست خوردهی آن نازِ فائقت گشتم
مخوان به کفر، مرا:«از چه رویِ من نگری؟»
که محوِ قدرتِ بیمثلِ خالقت گشتم!
به محضِ دیدنِ تو خامهام چَکامه سُرود
به طوطیام بِنِگَر چونکه ناطقت گشتم
به پیشگاهِ تو «خادم» همیشه پابند است
که در شعاعِ جمالت، مطابقت گشتم
به عمرِ رفتهی بیتو، فُسوس اما من
فدای وصل و فراق و دقایقت گشتم!
۱۴۰۵/۰۳/۱۹
خادم
آخرین شعری که دوست عزیزم نوشته شعر های زیبا زیاد داره اگه دوست داشتید براتون میفرستم
6 632
استفاده اتون از هوش مصنوعی، اینستاگرام، تیک تاک، توییتر و... رو به حداقل برسونید
دارن یه مشت انسان های کم صبر و تحمل، خنگ، و بدون استدلال ازمون میسازن/:
6 632
بخواهم من بگویم از شبی که دیدمت یارا
همان دم که نگاهم را گشودی در دلت یارا
از آن فنجان سرخ رنگ و نگاه نافذت دیدم
که آری این همان دخت است همان که دل برد یارا
قدم هایم پر از حس عجبیب شرم و دلتنگی
ولی قلبم بگفتا میزنی تو بر هدف یارا
دلم یک دل که نه صد دل برفت از هوش
و آنگه آمدم بر هوش که دیدم زلف یارا را
اولین شعری که نوشتم که ایراد زیاد داره ولی...
6 632
بخواهم من بگویم از شبی که دیدمت یارا
همان دم که نگاهم را گشودی در دلت یارا
از آن فنجان سرخ رنگ و نگاه نافذت دیدم
که آری این همان دخت است همان که دل برد یارا
قدم هایم مر از حس عجبی شدم و دلتنگی
ولی قلبم بگفتا میزنی تو بر هدف یارا
دلم یک دل که نه صد دل برفت از هوش
و آنگه آمدم بر هوش که دیدم زلف یارا را
اولین شعری که نوشتم که ایراد زیاد داره ولی...
6 632
در وجودم اگر بدونید چه فوران آتشفشانیه یعنی حرارت و شعله ازم میزنم بیرون یکی بیاد روش خالی کنم خودمو 😞🙂😂
6 632
به هیچ بنی بشری اعتماد نکنید صد درصد به هیچ کس هم وابسته نشید یک زندگی سالم و تنها داشته باشید بهترین چیز ممکنه
6 632
ترسم از تنهایی، احوالم به رسوایی کشد
ترس تنهاییست ور نه بیم رسواییم نیست
جناب سعدی بهتر میگه
