en
Feedback
"دخترِ شعر"

"دخترِ شعر"

Open in Telegram

اینجا، مأمنِ واژه‌هایی‌ست که از سکوت زاده می‌شوند. شعرها، نوشته‌ها، و ردّ روحِ من بر کاغذ. تخلّص: ارغوان «من از تبارِ شعرم...» 🖇📚✒️

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
486
Subscribers
-124 hours
+287 days
+14630 days
Posts Archive
"طغیانِ خاموش"
اوهامی از وهمِ خیال. تاریکیِ ژرف، در قلبِ روشن، و روحِ خاکستری‌ام می‌دود. شعر فرار می‌کند، جسم در برابرش می‌ایستد، جدالی‌ست سخت... آه! امان از ذهن، از آن آبِ زیرکاه! اندک فروغُ، جرقه‌ی در آینه‌ی امیدم، خاموش می‌شود... بی‌قرارم، من، جسم، روح، قلب، خستگیِ عمیقی در ما جریان بسته است. در بی‌صداترین فریادها، مرا برای ابیات می‌خوانند، باد، تنِ نحیفم را به ایستادن وامی‌دارد، آفتاب در اتاق می‌رقصد، برگ‌های دفتر در باد خروش می‌کنند، اما... من ساکنم. آیا طغیانِ کلمات و احساساتم مُرده است؟ یا چاهِ عمیقِ عاطفه‌ام خشکیده؟ شاید هم باز، بازیِ ذهنِ غریبِ من است... #ارغوان

1:30

چرا رفتی.mp312.38 MB

"امشب فقط شب‌ موزیک"🤍🎶

کتاب هایی که امانت گرفتم🙂🌱

Repost from N/a
photo content

ذهنم آشفته است :) کانال هم آشفته شده است.

ریکشن🫂🙂🤎🪞

چه عاشقانه ای بنویسم که دلتان برایم بلرزد؟ وقتی نه دستانش را گرفته ام، نه درآغوشش کشیده‌ام! ونه حتی اورا بوسیده‌ام، من فقط از دور اورا در خویش‌گریسته ام، عشق من به او معصوم ترین عشق تاریخ بود...
"ناشناس"

شعر آماده است:*)))

sticker.webp0.05 KB

لایک کنید ببینم چند نفرین

امشب اگر موافق باشید شعر جدید بزارم:)

صبر بی شک جواب بسیاری از سوالات را خواهد داد

جانم، جسم‌های ما فقط برای دوری و دوستی ساخته شده است. وجودم برای تو پر از آسیب است. هر چه از من دورتر باشی، در سایه‌ها قدم بزنیم؛ تو امن‌تر خواهی بود.

شعر تنها بهانه این است برای دوست دارم گفتن..

333🫶🤎