"دخترِ شعر"
Open in Telegram
اینجا، مأمنِ واژههاییست که از سکوت زاده میشوند. شعرها، نوشتهها، و ردّ روحِ من بر کاغذ. تخلّص: ارغوان «من از تبارِ شعرم...» 🖇📚✒️
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
482
Subscribers
-224 hours
+347 days
+15630 days
Posts Archive
479
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺁﻏﺎﺯ نمیﺗﺮﺳﻢ ﻣﻦ ﺍﺯ ﭘﺮﻭﺍﺯ نمیﺗﺮﺳﻢ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺁﻏﺎﺯ ﯾﮏ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﺑﯽ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻢ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺳﻮﺧﺘﻦ نمیﺗﺮﺳﻢ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺳﺎﺧﺘﻦ نمیﺗﺮﺳﻢ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﮐﻨﺎﺭ ﺳﻮﺧﺘﻦ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽﺗﺮسم ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﺎﺧﺘﻦ نمیﺗﺮﺳﻢ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺑﺎﺧﺘﻦ نمیﺗﺮﺳﻢ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﺎﺧﺘﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎختن ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻢ. -فروغ فرخزاد.من هم همینطور بانو فروغ من هم همینطور...
479
Repost from شعر.
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺁﻏﺎﺯ نمیﺗﺮﺳﻢ
ﻣﻦ ﺍﺯ ﭘﺮﻭﺍﺯ نمیﺗﺮﺳﻢ
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺁﻏﺎﺯ ﯾﮏ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﺑﯽ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻢ
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺳﻮﺧﺘﻦ نمیﺗﺮﺳﻢ
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺳﺎﺧﺘﻦ نمیﺗﺮﺳﻢ
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﮐﻨﺎﺭ ﺳﻮﺧﺘﻦ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽﺗﺮسم
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﺎﺧﺘﻦ نمیﺗﺮﺳﻢ
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺑﺎﺧﺘﻦ نمیﺗﺮﺳﻢ
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﺎﺧﺘﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎختن ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻢ.
-فروغ فرخزاد.
479
"هوای مشترک"هوا بوی تو را میدهد، با اینکه کیلومترها فاصله بین من و توست... مست میشوم از بویی که مرا به دوست داشتن وا میدارد. کجاست کلماتت که نجاتم دهند؟ کجاست سایهات که پنهان شوم در آن؟ از کدام سوی رفتهای و کدام سوی خواهی آمد؟ صدای قدمت را که برگهای خشک را میرقصاند، میشنوم... دستِ تقدیر، آیا این پاییز ما را هوای مشترکی قرار خواهد داد؟! و من باز کلمات مردهات را زنده خواهم کرد، ای بیصداترین رهگذر لحظههای تلخ... #ارغوان
479
هوا بوی تو را میدهد،
با اینکه کیلومترها فاصله
بین من و توست...
مست میشوم از
بویی که مرا به دوست داشتن وا میدارد.
کجاست
کلماتت که نجاتم دهند؟
کجاست
سایهات که پنهان شوم در آن؟
از کدام سوی رفتهای
و کدام سوی خواهی آمد؟
صدای قدمت را که برگهای خشک را
میرقصاند، میشنوم...
دستِ تقدیر، آیا این پاییز
ما را هوای مشترکی
قرار خواهد داد؟!
و من باز کلمات مردهات را زنده خواهم کرد،
ای بیصداترین رهگذر
لحظههای تلخ...
479
Repost from شین مثل شایار
فکت: دختر بودن اینجوریه که همش دلت میخواد یه چیزی بخری، یکی رو بزنی، وزن کم کنی، همیشه قهر کنی و یه چیز ترش یا شیرین بخوری...
479
Repost from متاامفتامین || نشئگیِ واژهها
من و کاغذ و قلم
یه عالمه فکر و خیال
باز نشستیم دور هم
وقتشه بارونم بیاد...
