"دخترِ شعر"
الذهاب إلى القناة على Telegram
اینجا، مأمنِ واژههاییست که از سکوت زاده میشوند. شعرها، نوشتهها، و ردّ روحِ من بر کاغذ. تخلّص: ارغوان «من از تبارِ شعرم...» 🖇📚✒️
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
481
المشتركون
+1324 ساعات
+357 أيام
+17030 أيام
أرشيف المشاركات
482
Repost from N/a
شکوِه کردی که چرا با دگران میخندی؟
غافلی! با همه تعریف تو را میکردم.
بله؛ اینچنینست ..🫂
482
Repost from Solen.
شعر می گویم ولی آن را نخوانی بهتر است
گفتم از پیشم برو، اما بمانی بهتر است
عشق را در سینه ام عمری ست پنهان می کنم
دوستت دارم، اما شاید ندانی بهتر است
در کنارت هستم و نادیده می گیری مرا
همدمت هستم ولی حتما فلانی بهتر است
482
از عمیقا متاسفانه برای کسایی که بو های خاص نمیفهمند💘
واییی بعضی هاش یک لذت خاصی داره غیرقابل وصف
البته بعضی اوقات هم تلخ
482
Repost from متاامفتامین || نشئگیِ واژهها
بوی عطر های چوبی و گرم
بوی هودی
بوی به زور از خواب بیدار شدن از خواب توی هوای سرد
482
Repost from منِ بی اوُ ؛
بوی یار، بوی جدایی، بوی برگ، بوی خاک خیس، بوی رطوبت، بوی لباس گندیده، بوی...
