آلـنـد
Open in Telegram
فرزندِ ایران و جان فدایِ میهن؛ - هرچی اومد تو ذهنم، میریزم اینجا. http://t.me/safeCht_bot?start=h1j7la
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
223
Subscribers
No data24 hours
+27 days
+1930 days
Posts Archive
223
Repost from N/a
او تلاش کرد دیواری را که دور خودش کشیده بود، کمی پایین بیاورد؛ تا شاید آدمها بتوانند از میان شکافهایش عبور کنند و به او نزدیک شوند. اما نمیدانم چگونه، همهچیز برعکس شد. دیوار، بهجای آنکه کوتاهتر شود، بلندتر و بلندتر شد؛ آنقدر بلند که دیگر هیچکس نمیتوانست از آن عبور کند. و او، پشت همان دیوار، ساکت ماند.
گوشهای از فکرِ میرا
223
Repost from N/a
اگر گل میشدی، شقایق بودی؛
گلِ کوچکی که میان باد و خاک هم راهی برای شکفتن پیدا میکند.
غم دور تا دورت را گرفته، مثل مهی که نمیگذارد انتهای جاده را ببینی؛ اما تو هنوز قدم برمیداری. شاید آرامتر، شاید با هزار بار خستگی، اما ادامه میدهی.
قرار نیست همیشه قوی باشی.
گاهی همین که با تمام سنگینیِ دلت، صبح را به شب میرسانی، خودش یک جور شجاعت است.
تو شبیه گلی هستی که یاد گرفته با غم زندگی کند، بدون اینکه اجازه بدهد غم، تمامِ زندگیاش شود.
برای تو، یک شقایق؛
که حتی وقتی دنیا خاکستریست،
هنوز دلیلی برای شکفتن پیدا میکند.🌿
https://t.me/Aland837
223
Repost from اوقات شرقی
#چالش 👀
این پیامو فور کنید ، طبق وایب چنلتون یه جمله و عکس تقدیمتون کنم✨
جوین باشی قشنگتره🤍👀223
Repost from N/a
این پیامو فور کنید تا بگم چنلتون اگه گل بود چه گلی بود و یه نامه ی کوچولو براتون بنویسم!.
جوین بودنتون زیباتره🩵.
223
Repost from N/a
در پی تاریشب، روز شدی و بغلِ غزلی که در خموشی سروده بودم نشستی.
گفتی که غمت نباشد ای دوست، صبح میدمد و نور از پس این ابر سیاه بیرون میجهد.
چه تو را بنامم جز امید، وقتی در تارترین شبهای من نوری عزیز؟
چه بگویم به تو جز زادهی نور، وقتی خورشیدترین شرقی این قارهای؟
چه به تو بگویم خورشید خانم؟ چه به تو بگویم؟
223
Repost from N/a
غروب
من بار ها و بار ها نوشته ام؛
نه برای شنیده شدن،
نه برای خریدن احساس ترحم،
بلکه فقط برا اینکه اینقدر از این و آن بدی دیده ام؛که نوشتن تنها راه چاره برایم است
از گفتن ترس دارم
پس مینویسم تا این قلب تهی شود.
قلب تکه تکه ای که حال خوب از میان ترک هایش چکه میکند.
با این حال وقتی حالم بد بود باز هم سعی کردم حال بد را به کسی القا نکنم.
همیشه بیشتر از چیزی که باید بودم.
بزرگتر، پر دغدغه تر، حمایت گر تر..
همه این ها باعث شد تا این زندگی، یک کودک، نوجوانی و حتی یک جوانی به من بدهکار باشد.
«دانستن»
دانستن یک موهبت نیست؛
بزرگترین مجازات ممکن است.
وقتی بیش از حد بدانی دغدغه ات بیشتر است.
ذهنت مشغول تر است.
و دیگر مثل گذشته نخواهی بود.
پس کسی که درک زیادی دارد؛
یا به قول شما از سنش بیشتر میفهمد،
بهایی پرداخته که حتی به فکر شما نیز نمیآید؛
شب نشینی های طولانی.
من میترسم، از اینکه گوش شنوایی که دارم خسته بشود.
«ترس»
مجبورم این پانسمان عفونت زده را، لایه لایه باز بکنم، یک لایه به ازای هر شب؛ تا مبادا شنونده خسته شود.
آنجا آن عفونت گسترش میابد اما، مجبورم به تحمل.
چون اگر به یک باره این پانسمان باز شود، آن دست ها از ترس فرار میکنند.
و این زخم به جای بهبود یافتن، دردناک تر میشود.
از گفتن حال خودم همیشه ترسیده ام.
ناگهان به خودم میآیم، صدای تیک تاک ساعت است که مرا از خلسه بیرون میکشد.
به ساعت نگاهی میاندازم؛ بیش از یک ساعت است که گله های قلبم با چشمانی پر از اشک، پا روی کاغذ میگذارند.
«تقلا»
دوباره اشک هایم روی گونه ها جاری میشود.
بی تفاوت به سوزش زخم های سر گونه هایم، نگاهی به کاغذ های روز میز میاندازم.
قطرات اشک کاغذ ها را مچاله کرده بودند؛
گویی کاغذ نیز نتوانسته بار این اشک ها را به دوش بکشد.
«کهنه»
کاغذ نیز کهنه شده، پس صاحب این اشک ها چه کشیده بوده.
نگاهی به متن روی کاغذ هایم میاندازم.
«تکه پاره»
گویا زنجیره افکارم است و هر تکه، قسمتی از حالم را بازگو میکند.
اما هیچکدام کامل نیست و با خواندن آنها یک خلأ دیگر در من ایجاد میشود.
احساس ترس به سراغم آمد.
«بی کسی»
سرمای دردناکی تا استخوان پیش رفت؛
ناگهان صدا زنگ خانه؛
خوشحال شدم، پنداری نوری که از من گرفته شده بود به من بازگشت.
ناگهان به خودم آمدم؛ من که کسی را ندارم.
223
Repost from اینجادیوانهایمینویسد!
تو انقدر برای فهمیدنِ دیگران خودت رو توضیح دادی، که یه جایی یادت رفت شاید لازم نباشه کسی که قراره بمونه اینهمه توضیح بخواد.
https://t.me/Aland837
223
Repost from بذار ماه بشنوه
این پیام رو فور بزنید چنل تون تا رندوم بهتون آهنگ تقدیم کنم
اگه چنل تون پرایوته(خصوصی) یا فور نزنید یا لینکش رو ناشناس برام بفرستید که شرمنده تون نشم
جوین باشید خوشگل تره :)
بوس بهتون.
LM: خط میخوره
223
Repost from اینجادیوانهایمینویسد!
این پیامو فور کنید، با یه جمله، شما رو با خودتون رو به رو کنم.
ظرفیت: ده چنل.
223
Repost from N/a
اگه چنلِ دیلی ای داری، این پیام رو داخل چنل قشنگت فوروارد کن
تا بیام پست هات رو ببینم و ری اکت بدم و پست مورد علاقه م از چنلت رو فوروارد کنم داخل چنلم تا یک روز پستت داخل چنلم بمونه🎀✨
اگه دوست داشتی میتونی داخل چنلم جوین باشی🍓
