𝐎 𝐛 𝐬 𝐜 𝐮 𝐫 𝐚
Open in Telegram
1 773
Subscribers
-124 hours
+107 days
+43730 days
Posts Archive
1 773
Orchestral Symphonic Gothic
ای مرگ، چه باشکوه در کمین نشستهای؛ آرام و بیصدا، در پسِ پردههای تاریکی، چنان ایستادهای که گویی از آغاز در انتظار فرارسیدنِ این لحظه بودهای.@obscura_art🕯
1 773
Post hardcore Metalcore
There's two wolves battling us all right One's good, the other one's evil If you're wondering which wolf inside will succeed Simple, it's the one that you feed@obscura_art🕯
1 773
+1
اثر فضایی نمادین و رازآلود دارد و رؤیا را همچون سفری به اعماق ناخودآگاه انسان به تصویر میکشد.
هرمان در این اثر بهجای روایت یک داستان مشخص، فضایی نمادین و رویاگونه میسازد؛ گویی بیننده وارد جهانی شده که قوانین واقعیت در آن کنار گذاشته شدهاند تاریکی و تضاد شدید نور و سایه در این مجموعه، حالوهوایی میان خواب، خیال، ترس و ناخودآگاه ایجاد میکند؛ بنابراین «رؤیا» را میتوان ورود انسان به جهانی دانست که در آن مرز میان آنچه واقعی است و آنچه تنها در ذهن وجود دارد، از بین میرود.
نام اثر: Traum — رؤیا نام هنرمند: Paul Herrmann 🎨 تاریخ: حدود ۱۹۱۸–۱۹۱۹ سبک: نمادگرایی آلمانی / گرافیک نمادگرایانه تکنیک: Schabkunst محل نگهداری: مجموعهی Daulton مجموعهی کامل Phantasien را در اختیار دارد.#PaulHerrmann @obscura_art🕯
1 773
Alternative Rock Post Grunge
She slips off into a dream about a place to hide That's okay, she don't want the world@obscura_art🕯
1 773
این اثر تجسمی عمیق از شکنجههای روحی انسان است. نقاشی لحظهای را به تصویر میکشد که فرد تحت تأثیر بار سنگین پشیمانی در حال فروپاشی روانی است و گویی سایهی گذشته او را رها نمیکند.
این اثر روایتگر جدالِ ذهن با گذشته است. مردی که در پایین تصویر میبینید، در اوج استیصال و اضطراب دست بر سر گذاشته و با چهرهای هراسان، درگیرِ نبردی درونی است. آن چهرهی شبحوار و نیمهشفاف که در بالای سر او پدیدار شده، نمادی از «خاطره»، «قربانی» یا «وجدان بیدار شده» است که او را در خلوت خود تعقیب میکند. این نقاشی نشان میدهد که چگونه پشیمانی و گناه میتواند به یک هیولای ذهنی تبدیل شود که حتی در تاریکی مطلق هم فرد را تنها نمیگذارد و آرامش را از او سلب میکند.
نام اثر: ندامت (Remorse / La Misère) هنرمند: آدولف ورنر 🎨 تاریخ خلق: ۱۸۸۵ میلادی سبک: رئالیسمِ دراماتیک / آکادمیک تکنیک: رنگروغن روی بوم محل نگهداری: مجموعههای خصوصی و موزههای اروپایی#AdolfWerner @obscura_art🕯
1 773
progersive metal gochic metal
از لبانت کلامی جاری میشود، و من حقیقتی دیگر را پشت آن میشنوم.@obscura_art🕯
1 773
Atmospheric Metal Post Metal4:10
جملههایی را که به خود گفتم، یکییکی در خود فرو بردم؛ دیگر توانِ تکرارشان را ندارم. آینه را میشکنم، شاید آن سوی تاریکی دوباره لبخند بزنم. دستم را بگیر؛ بیا زیر آسمان شب برقصیم، آنقدر دور از این جهان که دیگر چشممان به آن نیفتد.@obscura_art🕯
1 773
دو عاشق در آغوش یکدیگرند، اما پارچهای سفید میان صورتهایشان قرار گرفته؛ گویی حتی در نزدیکترین لحظه هم نمیتوانند واقعاً به یکدیگر برسند.
نقاشی تصویری از عشق، فاصله، میل به ارتباط و ترس از نرسیدن است؛ صمیمیتی که همزمان با تنهایی همراه شده است. در تصویر، زن و مردی یکدیگر را در آغوش گرفتهاند و برای بوسیدن به هم نزدیک شدهاند، اما سر و صورت هر دو کاملاً با پارچهای سفید پوشانده شده است. همین پارچه، چیزی که باید لحظهای عاشقانه باشد را به صحنهای مرموز و ناراحتکننده تبدیل میکند. آنها از نظر جسمی بسیار به یکدیگر نزدیکاند، اما مانعی نامرئی میانشان وجود دارد؛ بنابراین بوسهای که باید نماد صمیمیت باشد، به تصویری از ناکامی و انزوا تبدیل میشود. موزه هنر مدرن نیویورک نیز «میل ناکام» را یکی از مضامین تکرارشونده در آثار ماگریت میداند.
نام اثر: The Lovers — «عاشقان» (Les Amants) نقاش: René Magritte 🎨 تاریخ: ۱۹۲۸ سبک: سوررئالیسم تکنیک: رنگ روغن روی بوم محل نگهداری: Museum of Modern Art (MoMA)، نیویورک#RenéMagritte @obscura_art🕯
1 773
Suggested🎶
Atmospheric Doom Doom metal
راهی که روزی ردِ قدمهایمان را به خاطر داشت، اکنون زیر بارانِ زمان، نامِ هر دوی ما را آرامآرام از حافظهی خود میشوید...@obscura_art🕯
1 773
+2
«مرگ سارداناپال» تصویری از افراط، خشونت و نابودی در آخرین لحظات یک پادشاه شکستخورده است؛ جایی که شکوه و تجمل در کنار مرگ قرار گرفتهاند.
سارداناپال، پادشاه آشور، در محاصره شورشیان قرار گرفته و میداند که شکستش قطعی است. او بهجای تسلیم شدن فرمان میدهد تمام آنچه به زندگیاش وابسته است، از زنان و خدمتکاران گرفته تا اسبها و سگهای محبوبش، کشته شوند و گنجینههایش نیز نابود شوند. در مرکز نقاشی، سارداناپال آرام و بیاعتنا بر بستری مجلل دراز کشیده و شاهد این کشتار است. اطراف او، خدمتکاران در حال اجرای فرماناند و در نهایت قرار است همهچیز در آتش بسوزد؛ گویی پادشاه میخواهد در لحظه سقوط، تمام جهانِ لذت و قدرت خود را نیز با خودش نابود کند. دلاکروا با رنگهای تند، حرکتهای آشوبناک و پیکرهای درهمتنیده، فضایی پرتنش و تراژیک خلق کرده است.
نام اثر: The Death of Sardanapalus — La Mort de Sardanapale نقاش: Eugène Delacroix 🎨 تاریخ: ۱۸۲۷ سبک: رمانتیسم تکنیک: رنگ روغن روی بوم محل نگهداری: موزه لوور، پاریس، فرانسه#EugeneDelacroix @obscura_art🕯
1 773
Alternative Rock
Lookin' for a way out of this hell They'll do anything to control me All the faces that I used to know They're a memory But never be forgotten@obscura_art🕯
1 773
لحظهای میان ماندن و رفتن؛ دو نفر هنوز دست یکدیگر را رها نکردهاند، اما جدایی عملاً آغاز شده است. اثر حسِ عشقی را منتقل میکند که در برابر فاصله و ناگزیر بودنِ خداحافظی، هنوز تلاش میکند دیگری را نگه دارد.
در صحنه، زنی جوان با لباس سفید کنار یک دروازهٔ آهنی ایستاده و دست مردی را که در سوی دیگر دروازه قرار دارد، گرفته است. مرد به سمت او خم شده و با حالتی مصمم دست زن را گرفته؛ گویی نمیخواهد او را از خود جدا کند و هنوز در آخرین لحظه، تلاش میکند مانع رفتنش شود. دروازه میان آنها فقط یک عنصر معماری نیست؛ میتوان آن را نمادی از مرزی دانست که میان دو عاشق قرار گرفته. دستهایشان هنوز به هم رسیده، اما خودشان در دو سوی مانع ایستادهاند؛ همین تضاد، فضای اثر را تلخ و عاطفی میکند. مضمونِ جدایی از موضوعاتی بود که تیسوت در آثارش به آن بازمیگشت.
نام اثر: The Farewell «خداحافظی» نام نقاش: James Tissot/ جیمز تیسوت 🎨 تاریخ: ۱۸۷۱ سبک: رمانتیسم / واقعگرایی تکنیک: رنگ روغن روی بوم محل نگهداری: Bristol Museum & Art Gallery، بریستول، انگلستان#JamesTissot @obscura_art🕯
1 773
Suggested🎶
Dark Folk
But I've come to resemble My own shadow As it falls into the sidewalk I'm no longer anyone I know@eternaldistortion
1 773
تصویری از مهربانیِ دروغین و سوءاستفاده از اعتمادِ موجودی ضعیفتر؛ جایی که مراقبت ظاهری در واقع مقدمهی نابودی است.
مرکز اثر، گرگ مادهای دیده میشود که برهای کوچک را تغذیه میکند؛ صحنه در نگاه اول یادآور رابطهای مادرانه و سرشار از مراقبت است. اما این آرامش فریبنده است: گرگ قصد نجات بره را ندارد، بلکه آن را زنده و سالم نگه میدارد تا بعدها بتواند آن را بخورد. کنتور این تصویر را بر اساس مفاهیمی مثل طمع، سرکوب، بدبینی، شکارِ ضعیفان و فریبدادن آنها طراحی کرد. به همین دلیل، رابطهی گرگ و بره فقط یک رابطهی شکارچی و قربانی نیست؛ بلکه نمادی از قدرتی است که با ایجاد حس امنیت و امید، فرد ضعیفتر را وابسته نگه میدارد و در نهایت از او بهرهکشی میکند.
نام اثر: Dear Desolation هنرمند: Eliran Kantor 🎨 سال: ۲۰۱۷ نوع اثر: Artwork / Album Cover سبک: رئالیسم معاصر با تأثیرات نئوکلاسیک و نقاشی کلاسیک اروپایی#EliranKantor @obscura_art🕯
1 773
Suggested🎶
Gothic doom metal2:54 3:25🎸
غریبهام در جهانی که هیچگاه از آنِ من نبود. بار دیگر سقوط میکنم، دوباره بیگانه میشوم. در تاریکیِ سایه هایی فرو میروم که ذهنم را میبلعند. سرگردانم؛در انتظار فرصتی که هرگز نمیرسد. تنها در شهری غریب، در جنگ با سرنوشتم.@obscura_art🕯
1 773
Heavy metal2:38
Peeling back the mask of my sanity Terrified by the face I see Choking back the tears and the misery Only one survives inside of me@obscura_art🕯
1 773
+1
اثری تلخ از طرد شدن در جایی که باید امنترین پناه انسان باشد؛ جایی که قضاوت و بیرحمی خانواده، یک مادر جوان و فرزندش را به سرمای بیرون میراند.
این نقاشی تنهایی، شرم اجتماعی و بیپناهی انسانی را در برابر سختگیری و تعصب خانوادگی به تصویر میکشد. در صحنه، پدری خشمگین دختر جوانش را که کودکی را در آغوش دارد، از خانه بیرون میکند. به نظر میرسد دختر صاحب فرزندی خارج از ازدواج شده و پدر، تحت تأثیر اخلاق سختگیرانهی جامعهی ویکتوریایی، او و نوزادش را طرد کرده است. برف و سرمای بیرون، سرنوشت تلخ او را پررنگتر میکند. چهرهی مادر خانواده نیز در میان دوگانگی عجیبی گرفتار است؛ از یک سو زیر فشار نگاه و قضاوت جامعه نسبت به دخترش، و از سوی دیگر درگیر مهر و دلبستگی عمیق مادرانه. نامهای روی زمین نیز احتمالاً نشانهای از چیزی است که باعث آشکار شدن ماجرا شده است.
نام اثر: The Outcast — مطرود نقاش: Richard Redgrave 🎨 تاریخ: ۱۸۵۱ سبک: نقاشی ژانر ویکتوریایی/ رئالیسم اجتماعی تکنیک: رنگ روغن روی بوم محل نگهداری: Royal Academy of Arts، لندن#RichardRedgrave @obscura_art🕯
1 773
DSBM4:35
در آینه،چیزی جز چهرهای غریبه نمیبینم؛ سایهای که هر روز بیشتر در خودش فرو میرود. هرچه بیشتر به خودم خیره میشوم، کمتر چیزی برای شناختن باقی میماند؛ فقط خلائی که آخرین تکههای هویتم را در خود محو میکند.@obscura_art🕯
1 773
