en
Feedback
MIND CHAT

MIND CHAT

Open in Telegram

یک پزشک که دوست داشت کفاش باشد 👞 محتوای غیرِ پزشکی؛ با تاکید روی «غیر» رزیدنتِ رشته‌ی خیالی ❤️💍

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
292
Subscribers
+324 hours
+137 days
+5330 days
Posts Archive
اینایی که سر صبح واسه رادیو ورزش ویس می‌فرستن و درمورد مسائل مختلف و سوال مجری نظر میدن و تحلیل می‌کنن همون کسایی هستن که اگه تلگرام داشتن قطعا کانال شخصی‌نویسی میزدن چون هر دوشون این توهم رو دارن که نظرشون مهمه و باید بیان بشه

اتفاقا یکی تو لینک ناشناس گفته بود: «امشب مشخص شد که چرا سینگله»

#پیام_ناشناس ‌ سینگلتون چرا هنوز سینگله؟ حقش نیست واقعا این که ی هنرمند جذابه

این آرژانتین اگه میدونست ما واسه دیدن بازیش چقدر سختی کشیدیم و از سه تا دعوا زنده بیرون اومدیم و بخاطرش خواستیم تا کرمانشاه بریم، یکم بهتر بازی میکرد به خودت بیا مسی به خودت بیا

دوتا راه داشتیم: ۱- راه بیفتیم سمت کرمانشاه و بریم اونجا فوتبال ببینیم که به دو دلیل امکان پذیر نبود؛ هم اینکه باید فردا ۷ صبح بیمارستان می‌بودیم و هم ۱۲ ساعت راه بود و فوتبال یه ربع بعد شروع می‌شد ۲- آواره خیابونا بشیم تا بالاخره یه جایی پیدا کنیم و بشینیم فوتبال ببینیم مورد دوم انتخاب شد

اینو من گذاشتم ولی شما باور نکردید از آخر قرار شد پسرونه بریم کافه و فینال رو ببینیم سینگلمون از ظهر بعد از یه عالمه رایزنی، یه کافه‌ای به اسم وی‌لانژ رزرو کرده بود وارد کافه شدیم یه خانمی جلوی مارو گرفت گفت عذرخواهی میکنیم شما عزیزان میز رزرو داشتید؟! [با یه عالمه چُسی و ادا!] مائم چارتایی یه صدا گفتیم بله! گفت فامیلتون؟ چارتایی باهم فامیل سینگلمون رو صدا زدیم یک دو دقیقه گوشیشو زیر و رو کرد و گفت خیر آقایون! متاسفانه من میزی به این اسم رزرو نکردم! با اعتماد به نفس گفتم خانم برو از همکارات بپرس؛ حتما تو در جریانی نیستی! [با این لحن که کمتر سرصدا کن زنِ ادایی و برو بگو بزرگترت بیاد] زنِ ادایی گفت من رئیس کافه هستم جناب! منم دیدم شرفم به فنا رفته سریع برگشتم سمت سینگلمون بهش گفتم سینگلک چیکار کردی پسر؟! اینم با اعتماد به نفس کامل رفت توی گوشی تا فیش واریزی که واسه رزرو به دایرکت پیج کافه فرستاده بود رو به من نشون بده که یدفگی گفت آخخخخخخ! + چی شد؟ - کافه وی‌لانژ رو درست رزرو کردم؛ فقط بجای وی‌لانژ شهر کرمان، شهر کرمانشاه رو رزرو کردم

تا وقت های اضافه شروع میشه من یه چیزی بگم

من و اون سینگله ساعت ۲۲:۱۵ در حالیکه یک ربع دیگه فوتبال شروع میشه و ما هنوز پلنمون نشده

حالا از صبح من و اون سینگله داریم راهکار‌های موجود رو ارائه میدیم و رد میشه: راهکار اول: این دوتا دختر خوش‌قلب و مهربون باهم صلح کنن و صلوات بفرستن و روی هم رو ببوسن - همون اول این ایده با دو نه قاطع روبرو شد راهکار دوم: اون پسری که زودتر گفته که میخواد بیاد باغ رو به همراه پارتنرش می‌بریم - اجراییه ولی یکی از پسرا رو از دست میدیم راهکار سوم: دوتا دختر خوش‌قلب و مهربون در خانه بمونن و ما دوست‌پسراشون رو با خودمون به باغ ببریم - این بهترین ایدست ولی متاسفانه این دو پسر جرئت همچین کاری رو ندارن ایده چهارم: دو قسمت بشیم و یه عده برن باغ فوتبال ببینن و یه عده هم برن یه کافه‌ای جایی فوتبال ببینن - ایده‌ی افتضاحیه ولی فک کنم از آخر مجبور میشیم همین کار رو کنیم در پایان اگر ایده‌ای دارید که بتونیم به این مشکل غلبه کنیم، به یاری ما بشتابید

ما چهارتا پسریم من که همسر دارم دوتاشون پارتنر دارن یکیشون هم سینگله می‌خوایم امشب بریم فوتبال ببینیم کجا؟ باغ اون یکی که سینگله اون سینگله که هیچی؛ از دو جهان آزاده منم که خداروشکر بانوی گرامی با دنیا در صلحه ولی اون دوتا پسر، پارتنراشون باهم در جنگ رودرو و موجودیتی هستن

بیمار آقای ۳۸ ساله تبعه‌ی افغان آمپوتیشن کامل اندام فوقانی راست از مفصل گلنوهومرال به دنبال آسیب حین کار در زمین کشاورزی و به
+2
بیمار آقای ۳۸ ساله تبعه‌ی افغان آمپوتیشن کامل اندام فوقانی راست از مفصل گلنوهومرال به دنبال آسیب حین کار در زمین کشاورزی و به وسیله‌ی سقوط تراکتور روی بیمار

بابت سطح طنزم متاسف، معذب و خجل شدم الان کیس رو واستون می‌فرستم

اگه تعداد لایک‌ها بشه ۲۷۲ تا عکسو می‌ذارم تعداد لایک‌ها باید دو برابر تعداد ممبرا باشه ممکنه بگید چجوری؟ مگه میشه؟! بله میشه هر ممبر دوتا دست داره یه لایک با دست راست یه لایک با دست چپ

البته چون اعتقادی به ری‌اکشن دیسلایک ندارم، شما فقط میتونید موافق باشید و لایک کنید [دیکتاتور حسینی]

یک عکس باحال و دلخراش میخواید بذارم براتون؟ از یک کیس جراحی که توی آخرین کشیک جراحیم [نصفه شب ۲۸ اسفند] اومد اورژانس

۴ بهمن ۱۴۰۴ هیچ‌چیز بعد از دی‌ماه عادی نشد و عادی هم نخواهد شد عادی نخواهد شد تا تکلیفِ خونی که ریخته شد مشخص بشه شاید ۱ ماه دیگه شاید ۱ سال دیگه یا حتی ۱۰ سال دیگه خیلی از کسایی که دی‌ماه دستور ریختنِ خونِ بی‌گناه رو دادن، به بهار امسال نرسیدن :] اما این خون، تقاص سنگین‌تری از جانِ بی‌ارزش این بی‌بُته‌ها داره و هنوز قراره بیخِ گلوشونو بگیره و نفسشونو بِبُره و دستشون رو برای همیشه از ظلمِ به مردم قطع کنه

مثلا خود من چون اینجا با پست‌هایی که میزنم بهتون خدمت میکنم، پس شایسته‌ی احترام ویژه‌ای از شما هستم؛ لطفا کمکاری نکنید از توجه شما سپاسگزارم. حسینی

من اصلا با ذاتِ این احترام مشکل دارم چه با احترامی که بخواد الکی گذاشته بشه [مثل بعضی اوقات که یه پزشک کون‌نشور توی خیابون هم که راه می‌ره حس می‌کنه مردم باید جلوش خم و راست بشن] چه با تنفر و بی‌احترامی که بخواد بدون دلیل باشه فارغ از اینکه طرف پزشکه یا نونوا یا کارمند، متناسب با خدمتی که به تو می‌کنه، چه از نظر کمیت اون خدمت [مثلا یک تعمیرکار کولر که میاد و بجای یک ربع، یک ساعت واسه تعمیر کولرت وقت می‌ذاره] و چه از نظر کیفیت یک خدمت [مثلا پزشکی که زندگی تو رو نجات میده و یا بیماری تو رو درمان می‌کنه] شایسته احترامه حالا پزشک اگر داره خدمت می‌کنه، باید بهش احترام گذاشت و اگر خدمتی نمیکنه، لایق احترام نیست

#پیام_ناشناس ‌ فکر میکنم بخاطر همین سهمیه ها و به وجود اومدن پزشک های متخصص ولی بی سواد هست که پزشک ها دیگه اون احترام سابق رو ندارن