en
Feedback
'نوشته های لیلا؛ نخوانده های مجنون'

'نوشته های لیلا؛ نخوانده های مجنون'

Open in Telegram

🪽روایت های مهجورِ ثامن یارِ در قفس مانده ی او'

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
3 455
Subscribers
+424 hours
+1607 days
+74530 days
Posts Archive
اکثر شهدامون شاهرگ گردنشون رو زده بودن .. مگه وقتی شاهرگ یکیو بزنی از خون ریزی از دنیا نمیره؟.. کافی نبود ؟ چرا این همه زخم داشتن پس؟

اخه از کدوم زخماشون بگم من؟

روضه ی چوب به لب و دهن مبارک سیدالشهدارو شنیده بودیم ولی امسال وقتی دندونای شهید سجاد ذبیحی رو کف خیابون دیدیم درک کردیم😭...

غم ما فدای غم امام حسین اینارو میگم که فقط بدونید چی به سر آقای غریب ما آوردن

یه تعدادی از شهدارو وقتی زمین زدن با عربده به بقیه خبر دادن که فلانی اینجاست بریزید سرش...

امسال می‌فهمیم که یعنی چی وقتی گفتن از روی کینه زدن

ولی ما تازه امسال عاشورا رو فهمیدیم

من از محضر حضرت صاحب الزمان شرمنده ام

لا یوم کیومک یا اباعبدالله💔

هرکی هرچی به دستش رسید...

یا علی اکبرِ حسین.... مگه با چاقو چقدر میشه یه نفرو زد؟.. مگه با چی زدن پشت سرش متلاشی شد؟

چه ساده ام من! نمیدونستم کسی اون شب تفنگ نداشته اصلا

وقتی زخماشو از دور دیدم فکر کردم به رگبار بستنش

بگم از زخماش

چقدر واژه ها ناکافی ان!

چی بگم ازت جانِ شیرینم..

شهید مظلوم من

بارها نوشتم و پاک کردم

ابوالفضل من

و ابوالفضلِ من...