بَعدِ سکوت؛
Open in Telegram
در برابر بیمهری سرنوشت سکوت اختیار کرده بود. https://t.me/HarfChatBot?start=67c2fff79a8e
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
549
Subscribers
-224 hours
-147 days
+4730 days
Posts Archive
549
متاسفانه این فکت “اگه میخواست” تلخ ترین حقیقت زندگیه که باید بپذیرید و کنار بکشید بعضی وقتا.
549
پذیرفتن اینکه راهت از کسی که تموم آینده تو باهاش تصور میکردی جدا شده ،در توان قلب کوچَکِ آدمیزاد نیست:)))
549
شما هر کدوم از زخماتو باز کنی
یه نفر که یه روز خیلی بهش اعتماد داشتی
برات دست تکون میده؛
549
فقط میتونم از دور دوستت داشته باشم
از دور عاشقانه نگاهت کنم
از دور ببینم که چه زیبایی:)
549
بزرگسالی این شکلیه که به همه باید نشون بدی، همه چی خوبه ولی فقط خودت میدونی هیچی خوب نیست هیچی
549
نمیدونم تو هم گاهی برمیگردی عقب یا نه، اما من هنوز بهت فکر میکنم… هنوز بعضی خاطرهها، هنوز بعضی بوها، یاد تو رو نفس میکشن.
549
یه نامه مینویسم برای اون لحظهای که دستت توی دستم بود و فکر میکردم هیچچیزی نمیتونه بینمون فاصله بندازه. برای اون شبهایی که تا صبح فقط صدای تو توی گوشم میپیچید و دلم نمیخواست تموم شه.
برای تو، که هنوز با شنیدن یه آهنگ آشنا، میافتی وسط فکرام.
549
احساس غریبی میکنم
میان این همه آشنا،
احساس اینکه انگار تیکه ای از من نیست و هرلحظه داره سوگواری میکنه
549
احساس میکنم همیشه غروبه، غروب جمعه.همون قدر دلگیر
و همون قدر خفه.احساس میکنم یه دستی دور گلوم حلقه زده
و هر روز،هروز سفت تر میشه.
549
شاید سختترین لحظه زندگیم پذیرفتن این موضوع بود که من و اون آدم مسیرامون برای همیشه از هم جدا شده و حتی اگه آسمون هم به زمین بیاد دیگه قرار نیست بهم دیگه یه فرصت دوباره بدیم. اما الان که دارم بهش فکر میکنم میبینم تمام اون روزا، اون خاطرات، اتفاقایی که بینمون افتاد برای رشدم و تبدیل شدن به این آدمی که الان شدم لازم بود.
549
من که نتونستم تورو عوض کنم ولی تو خوب منو عوض کردی، شور و شوقمو گرفتی، انرژیمو گرفتی، خندههای واقعیمو گرفتی، احساساتمو گرفتی، تهش من موندمو یکی که وقتی تو آینه بهش نگاه میکنم نمیشناسمش.
