𝒎𝒚 𝒎𝒐𝒐𝒏
Open in Telegram
https://telegram.me/App_nashenasBot?start=sc-6vqPZBxSj1
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
237
Subscribers
No data24 hours
-57 days
-4730 days
Posts Archive
236
موقعی که باید ناراحتیمو نشون میدادم، خندیدم.
موقعی که باید میرفتم، یه دلیل برای موندن پیدا کردم.
موقعی که باید جا میزدم، گفتم حتی خسته هم نشدم.
موقعی که نیاز به کمک داشتم وانمود کردم همه چیز روبه راهه.
موقعی که داشتم تو بدبختیام دست و پا میزدم از کسی کمک نخواستم.
و در نهایت آدما فراموش کردن که منم قلب دارم.
236
شدیداً نیاز دارم تنها نباشم، تنهایی باعث میشه خیلی فکر کنم، من از فکر کردن بیش از حد متنفرم.
236
او رفیق واقعی من است؛
کسی که که بیحساب از ترسها،
تاریکیها و سیاهیهایم برایش گفتم و باز هم مرا شجاع، پرنور و پررنگ دید.
236
ولى من عاشق مكالمات عمیقم، مکالماتی که قلبمو نوازش کنه و باعث خوشحالی و شوق عميقى بشه، مكالماتی که درباره موضوعات مورد علاقم باشه با آدم مورد علاقم باشه.
236
او در این لحظه از زندگی سیر شده بود و در نهایتِ نومیدی با خود میگفت: "آیا این زندگی به زحمتِ زندهماندنش میارزد؟"
236
ولی کاش زندگی برعکس شروع میشد؛
پیر به دنیا می اومدیم
با یه عشق جوان میشدیم
و آخرش
یه شب تو بغل مامان میمردیم:)
236
شاید حرفهایی که زدی رو فراموش کنم اما احساسی که با زدن اون حرفا بهم منتقل کردی هیچوقت از قلبم پاک نمیشه.
236
بعضی آدما اشتباه نیستن
فقط زود میان…
یا دیر.
تو بهموقع نیومدی
یا من دیر رسیدم؟
نمیدونم.
فقط میدونم
دو تا دل تو یه زمان اشتباه
گم شدن.🫠
