𝒎𝒚 𝒎𝒐𝒐𝒏
Open in Telegram
https://t.me/iRoChatBot?start=sec-ifciebchib
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
239
Subscribers
-324 hours
-97 days
-1530 days
Posts Archive
239
نوشته بود:
دلم میخواهد مدتی بمیرم
نه بخاطر اینکه ناامیدم، بخاطر اینکه خستهام. خیلی خیلی خسته.
239
من و جام می و معشوق، الباقی اضافات است.
اگر هستی که بسم الله، در تأخیر آفات است.
مرا محتاج رحم این و آن کردی، ملالی نیست،
تو هم محتاج خواهی شد، جهان دار مکافات است.
ز من اقرار با اجبار می گیرند، باور کن
شکایت های من از عشق ازین دست اعترافات است.
میان خضر و موسی چون فراق افتاد، فهمیدم
که گاهی واقعیت با حقیقت در منافات است.
اگر در اصل، دین حُبّ است و حُبّ در اصل دین، بی شک
به جز دلدادگی هر مذهبی، مُشتی خرافات است.
-فاضل نظری.
239
در هر مرحلهای از بزرگسالی، بیشتر به این پی
میبرم که اعتماد به آدمها، صبحهای غمانگیز
و شب های دلگیری به همراه داره.
239
فکر کن تشنه یک لحظه نگاهش باشی
برود با کسی و چشم به راهش باشی
فکر کن قصد کند دشمن جانت بشود
و تو سرباز ترین مرد سپاهش باشی
مثل سرباز زمین خورده رهایت بکند
تا نفس هست ولی پشت و پناهش باشی
دیگری دست به دور کمرش حلقه کند
تو ولی شیفته ی صورت ماهش باشی
پیش چشم همه لب روی لبش بگذارد
آرزو داشته باشی که گناهش باشی
فکر کن معتقد خوشگذرانی باشد
و تو با چشم تر و بغض، گواهش باشی
گریه ات کاسه اشکی بشود پشت سرش
برود با کسی و چشم به راهش باشی.
239
در گلایه کردن میل به آشتی هست، اما وقتی دیگه نمیجنگیم، به معنی قوی نبودن نیست؛ یعنی چیزی به پایان رسیده.
239
با دلم پیکار کردی با دلت راه آمدم
سربلندم ، گر به پای عشق کوتاه آمدم.
با خبر بودم غروب از خانه بیرون میزنی
آنقدر دلتنگ بودم از سحرگاه آمدم.
خواستم از راهِ کج رفتن پشیمانت کنم
هر چه کردم برنگشتی با تو در چاه آمدم.
بی تو از بس حس غربت بین مردم داشتم
گاه با خود فکر میکردم که از ماه آمدم.
هیچکس پیدا نشد تنهاییام را کم کند
سوزنی هستم که در انباری از کاه آمدم.
از سفر برگشتهام با ارمغان راه عشق
با هزار امید رفتم ، با هزار آه آمدم.
-محسن حیدری.
