『 بَعدِ آدمها 』
Open in Telegram
حرفی، سخنی: https://t.me/iRoChatBot?start=sec-hgijgbajeb
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
3 436
Subscribers
-924 hours
+4157 days
+61330 days
Posts Archive
3 436
یه سکوتیم هست، مال بعد از شنیدن یه سری از حرفاییه که نباید میشنیدی، حس عجیبیه، بیرونش سکوته ولی از درونت هی صدای شکستن میاد و تو هیچ راهی جز لبخند زدن نداری.
و من امروز این و حس کردم.
3 436
تمامِ روز غمگین است. زود خسته میشود و خلقش تنگ میشود. دستش را روی گلویش میگذارد و میگوید:
- اینجاست. رد نمیشود.
3 436
پرسید: «شبِ رفتنش را چگونه به سحر رساندی؟»
لبخندِ تلخی زدم و گفتم:
«مگر آن شب به سحر رسید؟
مگر بعد از آن همه تاریکی، خورشیدی طلوع کرد؟
مگر بعد از آن همه سیاهی، روشنایی دوباره به خانهٔ دلم برگشت؟
من از همان شب، دیگر صبحی ندیدم.
روزهایم هم بوی شب گرفتند،
و شبهایم طولانیتر از همیشه شدند.
از آن شب به بعد، اشک همدمِ چشمهایم شد و غصه، همنشینِ لحظههایم.»
3 436
انگار از هرچیزی یه ته مونده ای ازم مونده،از صبرم،از حوصلم،ذوقم،انگیزهام،توانم.
3 436
«چقدر غمانگیز است دیدنِ نیمهٔ پنهان و تاریکِ آدمها، درست زمانی که به نور و زیباییشان ایمان آورده بودی.»
3 436
کوچکتر از عشق بودم و بزرگتر از تنهایی؛ نه راهی به آغوش داشتم و نه قراری در انزوا؛ بیمیل به آنکه دوستم داشت و دوستدار آنکه میلی به من نداشت.
3 436
جالبه! توی روانشناسی "هوش"، ربطی به زرنگیهای ظاهری، گوشه و کنایه زدن یا زیرآبزنی نداره!
« تعریف اصلی هوش، توانمندیِ فرد در انطباق و سازگاری با محیطه.»
یعنی اینکه چقدر میتوانید در موقعیتهای مختلف، بهترینِ خودتون باشید.
