تـاروپـود🖤
Open in Telegram
از داستایوفسکی تا کامو، از شعر تا سکوت. https://t.me/HarfChatBot?start=Taropoode
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
2 520
Subscribers
No data24 hours
-837 days
-8330 days
Posts Archive
2 520
«هرکس باید خودش معنای زندگیاش را پیدا کند و مسئولیت آن را بپذیرد. اگر در این امر موفق شود، با وجود همهی تحقیرها، باز هم رشد خواهد کرد.»
انسان در جستوجوی معنا، ویکتور فرانکل
2 520
هر زندگی یک قطعه موسیقی است.
مثل موسیقی، ما رویدادهایی محدود هستیم؛ چیدمانهایی منحصربهفرد.
گاهی هماهنگ و دلنشین، و گاهی ناهماهنگ و پرتنش.
2 520
پدرم چیزهای زیادی اینجا به من آموخت؛ در همین اتاق به من آموخت. او به من یاد داد که دوستانت را نزدیک نگه دار، اما دشمنانت را نزدیکتر.Taropoode
2 520
«طبیعی است که آغازها زیبا باشند، زیرا منطقی نیست کسی نزدت بیاید و بگوید:
سلام، من آدم پستی هستم.»
داستایوفسکی
2 520
قلب خاک خوبی دارد.
دربرابر هر دانه که در آن بنشانی، هزار دانه پس
میدهد. اگر ذره ای نفرت کاشتی، خروارها نفرت
درو خواهی کرد. و اگر دانه ای از محبت نشاندی،
خرمن ها بر خواهی داشت...
2 520
چون من برای زنِ دیگر بودن به دنیا آمده بودم؛متعلق به هیچکس نبودم، اما انگار به همه تعلق داشتم.کسی که هیچ نداشت، اما همهچیز را میخواست.با آتشی برای هر تجربه و وسواسی عمیق نسبت به آزادی.
2 520
من فقط برای یک چیز زندگی میکنم: دوست داشتنِ تو، خوشحال کردنت، و محکم و با شادی در لحظه زندگی کردن.Taropoode
2 520
چرا مینالم؟
همانطور که ژان پل سارتر میگفت: زندگی هرچه را میخواستم به من داد و بعد به من فهماند که آن چیز اهمیتی نداشت...
2 520
به مادمازل کتی گفتم:
تو هیچوقت عاشق شدی؟
خاکستری نگاهم کرد.
خاکستری،
غمگینترین رنگهاست!
میترا الیاتی
2 520
شاید همین دردی که امروز تحمل میکنی، راه نجات تو باشد. برای اینکه هنرمند بشوی، باید حتماً انسان باشی.
چشمهایش،بزرگ علوی
2 520
او تو را کشته بود؛
ولی تو انگار طوری هستی
که اگر بر مزارت دسته گلی میگذاشت،
او را میبخشیدی...
2 520
نوشته بود «زنانی که با موسیقی و قهوه آرام میشوند شکستناپذیرند.» نوشتم: مغالطه نکن. چنین زنانی با این توصیف، ارتباطشان با واقعیت قطع شده و هر آنچه را که رنجشان میدهد، سرکوب میکنند.
2 520
Your hand is cold,
Mine burns like fire.
How blind you are,Nastenka!
White nights, Fyodor Dostoevsky
2 520
علیرضا ترابی
از افتخارات زندگیام همین بس که میتوانستم شبیهِ شما باشم، امّا نشدم.
فکر میکنید که در زمینِ بازیِ شما حرفی برای گفتن ندارم؛
امّا راستش این است که وارد زمینِ بازیِ شما نمیشوم فقط به این دلیل که
نمیخواهم دیگران من و شما را در ذهنشان در یک گروه قرار بدهند،
و نمیخواهم با همان صفاتی شناخته شوم که شما و امثالِ شما شناخته میشوید...
2 520
فقط وقتی از بیماریمان خسته میشویم
دست از بیمار بودن برمیداریم.
بخشی از هفتاد و یکمین شعر از تائوت چینگ؛ افکارتان را تغییر دهید تا زندگیتان تغییر کند
