تـاروپـود🖤
Open in Telegram
از داستایوفسکی تا کامو، از شعر تا سکوت. https://t.me/HarfChatBot?start=Taropoode
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
2 520
Subscribers
No data24 hours
-837 days
-8330 days
Posts Archive
2 520
چایمان در استکان،
کودکیمان در کوچهها،
خوشیهایمان در سینه،
عزیزانمان در دوردست،
ولبخندهایمان در عکسها جاماندند...
ناظم حکمت
2 520
This country contains sensitive contents which some people may find offensive or disturbing.
این کشور حاوی محتوای حساس است که ممکن است برای برخی افراد توهینآمیز یا آزاردهنده باشد.
2 520
ی من هستم که به سختی ایستاده ام و کلی آرزو به دل، کلی گل های پرپر شده زیر خاک، کلی انتظار، مگر من چه میخواستم؟ جز زندگی کردن؟ چیزی که نصیب ما شد، دستان خالی و خیسی زیر چشم بود و شرمندگی عمیق، شرمندگی دربرابر خود و دربرابر عزیزان.
مهنامه
2 520
انسان ها کم و بیش ناداناند و آنچه فضیلت یا فساد نامیده میشود درواقع میزان آگاهی است. و «چارهناپذیرترین فساد» گریبان گیر نادانی میشود که خود را «عقل کل» میپندارد.
طاعون، آلبرکامو
2 520
وقتی گرگ به دهکده حمله میکند، افراد دهکده را یکی یکی نجات نمیدهند، گرگ را میکشند!
آنتوان چخوف
2 520
هرایرانی باید به گذشته خود افتخار کند. نه برای فخر فروختن، بلکه بزای آنکه بداند چه مسئولیت سنگینی بر دوش دارد تا این نام بلند را حفظ کند.
محمدعلی فروغی
2 520
در این پاییز
لب از گفتن فرو بستیم و با صد درد خو کردیم
هزاران بار مرگ خویشتن را آرزو کردیم
غروب و شیون شوم کلاغان در دوخستان
در این ماتمسرا با سایههامان گفتگو کردیم
چراغ باده خاموش است و دلهامان اجاقی سرد
در آن خاکستر عشقی کهن را جستجو کردیم
غریو باد وحشی را پیام صبحدم خواندیم
گل افشاندیم و همراه کلاغان هایوهُو کردیم
به جای چشمه، مردابی عفن آغشته ما شد
به جای آن زلال تلخ وش، خون در سبو کردیم
گل لبخند بر لبهای ما پژمرد و پرپر شد
در این پاییز خونآلود با تکرار خو کردیم
شبهای بیتفاوت، روزهای تلخ و تکراری
به امید رهایی سوی هر دروازه رو کردیم
عروس مرگ را آراستند آن سان که خنجر را
به جای سینهی دشمن، به قلب خود فرو کردیم!
