en
Feedback
تـاروپـود🖤

تـاروپـود🖤

Open in Telegram

از داستایوفسکی تا کامو، از شعر تا سکوت. https://t.me/HarfChatBot?start=Taropoode

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
2 520
Subscribers
No data24 hours
-837 days
-8330 days
Posts Archive
گاهی خندم میگیره تو این کشور توسعه فردی میکنم. مه‌نامه

از وقتی بشر توانست وقایع را ثبت و ضبط کند، دیگر نه عصا مار شد نه دریا شکافته شد. نیچه

گاهی خوابت را می‌بینم، بی‌صدا، بی‌تصویر مثل ماهی در آب‌های تاریک که لب می‌زند و معلوم نیست حباب ها کلمه‌اند، یا بوسه هایی از دل‌تنگی. توماس ترانسترومر

سخن من به کسانی که به دنبال عشق، در کوچه و خیابان می‌گردند:
عشق علف هرز نیست هرجایی نمی‌روید.

سکوت‌عشق.
+1
سکوت‌عشق.

معلومه که دست پر میاد اون اون یه زنه اصلا معلومه که کلت رو میخوابوند راحت تنت رو میخواروند خواستی حذفش کنی، یکاری کرد تنت کنی پاپوش
Taropoode

«تو آفتابی هستی که من جرأت نگاه کردن به آن را ندارم»

بعضی عشق ها هیاهو ندارند؛آدم را در خودش امن‌تر می‌کنند.

هرروز که میگذرد بیشتر معتقد می‌شوم که آدم‌ها شخصیت ناپایداری دارند و نمی‌شود روی ظواهر لیاقت یا فهم و شعورشان حساب کرد.

بیا در لابلای ورق‌های این کتاب همدیگر را ببوسیم نگران آبرو هم نباش؛ اینجا هیچ‌کس کتاب نمی‌خواند...!
بیا در لابلای ورق‌های این کتاب همدیگر را ببوسیم نگران آبرو هم نباش؛ اینجا هیچ‌کس کتاب نمی‌خواند...!

از من استخوان هایی می ماند که تو را دوست خواهند داشت.

بوس از تو و جان از من؛ بازار چنین خوش‌تر خاقانی

سخت است آزاد کردن نادان هایی که زنجیر های خود را می‌پرستند. ولتر

خطاب به کسانی که جای خالی خود را به‌شدت احساس می‌کنند:
اگر فقط جای خالی دیگران بود، غضه ای نداشتم. آدم هرجور که بتواند، با جای خالی دیگران کنار می‌آید، اما جای خود من خالی‌ست و این جای خالی دیگر شوخی بردار نیست. دن کاسمورو، ماشادو د آسیس.

تورا به باقی عمرم دعوت میکنم.
تورا به باقی عمرم دعوت میکنم.

زیبا، زیبا هنوز عشق، در حول و‌ هوش، چشم تو می‌چرخد... از من میگر چشم، دست مرا بگیر و کوچه های محبت را با من بگرد. یادم بده چگونه بخوانم، تا عشق در تمامی دل ها معنا شود. زیبا... آنگونه عاشقم، که حرمت مجنون را احساس میکنم. آنگونه عاشقم که نیستان را یکجا هوای زمزمه دارم. آنگونه عاشقم که هر نفسم شعر است. زیبا چشم تو «شعر» چشم تو «شاعر» است. من دزد شعر های چشم تو هستم.
Taropoode

خونه همیشه یک مکان نیست، مگه نه؟

دوست داشتنت مثل رفتن به جنگ بود، من هرگز مثل قبل برنگشتم.

فقط «یک پنجره» می‌خواست اما به رویش، کوهی از دیوار بستند.