en
Feedback
`°𝑶𝒑𝒉𝒆𝒍𝒊𝒂°`

`°𝑶𝒑𝒉𝒆𝒍𝒊𝒂°`

Open in Telegram

"سایه ابهامی حزین" جایی برای نگه داشتن خاطرات و افکارم یادداشت های روزانه یک روح (بیشترِ آنچه اینجا می‌خوانی، از ذهن و قلمِ خودِ من گذشته است.) _کپی نکنید @OpheliaWhisperBotbot

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
423
Subscribers
-524 hours
+57 days
+430 days
Posts Archive
زندگی همین است. ‏در چهل سالگی ‏با زخمی که از بیست سالگی ‏در قلب‌ خودمان جا گذاشته‌ایم ‏آرام آرام می‌میریم.
-‏باریش بیچاکچی

Dele Deevuneh Viguen.mp33.90 MB

"و ما سخت‌جانیم؛ شب را با خونِ جگر به صبح می‌رسانیم، و صبح، باز به زندگی تن می‌دهیم."

Repost from Hiraeth
✨
+1

‏هر‌کسی به اندازه ضربه‌هایی که خورده، تنهایی‌اش را محکم‌تر بغل کرده است.
آلبر کامو

"بارها ناامیدت می‌کنند؛ آن‌قدر که یک روز دیگر دلیلی برای ماندن پیدا نمی‌کنی. می‌روی، و تازه از همان‌جا محاکمه‌ات آغاز می‌شود. داستان را از جایی روایت می‌کنند که خودشان بی‌گناه به نظر برسند؛ از رنج‌هایی که به تو داده‌اند چیزی نمی‌گویند، از شب‌هایی که تو را ذره‌ذره به مرزِ رفتن رسانده‌اند، هیچ. فقط رفتنت را به خاطر می‌سپارند و واکنشت را مدرکِ محکومیتت می‌کنند. و ناگهان، در روایتِ آن‌ها، تو می‌شوی مقصر؛ آدمِ سنگدل، ناسپاس و سراپا بدِ قصه."

Sattar - Gole Kaghazi.mp38.74 MB

Repost from N/a
Marg E Ghoo Habib.mp35.75 MB

می‌آیم، به تنهایی می‌نوشم، به تنهایی می‌خندم، به تنهایی می‌گریم، به تنهایی می‌روم، به تنهایی...
-عباس کیارستمی

اگر چنل هنری (نویسندگی، نقاشی، تکست و...) دارید، این پیام رو فوروارد کنین، پست موردعلاقم از چنلتون رو فوروارد کنم.🤍

همه چیز کشف شده است، جز چگونه زیستن.
دوزخ، ژان پل سارتر

Googoosh - Mano Gonjeshkaye Khooneh - ir-Music.ir.mp37.65 MB

"گفت: هر وقت روانم فرسوده می‌شود و دیگر توان تحمل ندارم، غیب می‌شوم؛ می‌روم تا خودم را دوباره سرهم کنم. اما مدتی‌ست فاصله‌ی میان غیب‌شدن‌هایم کمتر شده. انگار خانه‌ای قدیمی و نم‌کشیده خریده باشم؛ خانه‌ای که هر بار فقط دیوارهایش را رنگ می‌زنم و خیال می‌کنم تعمیر شده. بعد، یک روز پله‌ای زیر پایم می‌شکند، روزی دیگر چوبی از رطوبت می‌پوسد، سقفی ترک می‌خورد و من دوباره باید چیزی را از نو بسازم. فکر می‌کنم دیگر مسئله رنگ دیوارها نیست؛ خانه از پایه فرسوده است. و من هر بار، به جای اینکه از آن بیرون بیایم، بیشتر هزینه می‌کنم تا بتوانم چند روز دیگر در آن زندگی کنم."