من را در آسمان دفن کنید.
Open in Telegram
✩ تو شباهت بسیاری با شب داری؛ هم آرام و زیبایی، هم غمگین و ساکت. - Anyway girl, just do it. ⋆⋆⋆⋆⋆ 💌⊱@PinkyZone_bot
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
272
Subscribers
+324 hours
+557 days
+4630 days
Posts Archive
برف شاخهها را خم کرده بود و در بارش بعد حتماً میشکستشان. آدمها هم مثل درختها بودند. یک برف سنگین همیشه بر شانههای آدم وجود داشت و سنگینیاش تا بهار دیگر حس میشد. بدیش این بود که آدمها فقط یک بار میمیرند. و همین یک بار چه فاجعهٔ دردناکی بود.
سمفونی مردگان | عباس معروفیکتاب «از طرف او» رو واقعاً دوست داشتم. میدونم چرا؛ چون موقع خوندنش یه عالمه حس مختلف بهم دست داد، از دلتنگی تا هیجان و حتی تعجب.
از همه مهمتر اینکه از زبان یه زن نوشته شده بود و نشون میداد که یه زن برای «عشق» چطور میجنگه و وقتی ناکام میمونه چطور واکنش نشون میده و چه راههایی رو در پیش میگیره.
این برام خیلی جذاب بود.
راستش جزئیات داستان الان دقیق یادم نیست، ولی یه چیزی که هیچوقت یادم نمیره، پایان غافلگیرکنندهش بود.
اگر آدم باهوش و فهمیده باشد و نخواهد تسلیم شود تنها میماند.
از طرف او | آلبا دسس پدسمردها همیشه نسبت به کار زنها مشکوک هستند. مدام منتظرند تا اشتباهی از ما سر بزند. دلشان میخواست امکانی در اختیار آنها بگذاری تا بتوانند تو را عفو کنند.
از طرف او | آلبا دسس پدسفکر میکنی دوباره روزی فرا برسه که تو انقدر عاشق بشی تا شالگردن قرمزت، آخرین پُک سیگارت، موسیقیهای موردعلاقهات و تمام کلماتت رو به اون ببخشی؟
اینکه بقیه رو مقصر بدونی همیشه آسونترین راه بوده؛ اما در نهایت باید بدونی با مقصر دونستن بقیه چیزی تغییر نمیکنه و این خودتی که باید مسئولیتِ بهتر کردن زندگیت رو به عهده بگیری.
