اُردیبهشت؛
Open in Telegram
نه بهمن چهارصد و چهار، آنگاه که جوانه زدیم.
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
188
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-1230 days
Posts Archive
188
حتی اگر تو را تا ابد به آغوش نکشم و تنم میزبان انحنای پیکرت نباشد، من هیچ گاه در سرزمین چشمانت احساس غربت نمی کنم، آنجا وطن من است.
•جناب میم
188
یار شرقیِ من، سوگند به سیاهی چشمانت که طعم شراب های اصیل شیراز را میدهد این ذره امیدی که برای زنده ماندن در دل میپرورانم فقط به شوق دیدار روی توست.
•جناب میم
188
می پرسی چرا ایران را دوست داری؟
میگویم عزیز من سوال بیهوده نپرس.
این سر زمین مادر من است، مگر میشود انسان مادرش را دوست نداشته باشد؟
به روی خاک او شاید همیشه شاد نبودم اما، غریب نبودم.
188
باز مرا در آغوش بگیر و با سحر انگشتانت این غم نفرین شده را ز تنم به یغما ببر، چنان در آغوشم بگیر که گویی خزان عمرت به سر آمده است و من آخرین نخ وصالت به این جهان هستم.
_ روقان
188
ما سالیان سال هست که هر روز را به امید روزی بهتر میگذرانیم و روز بعد دست خالی و با دلی غمگین تر ادامه میدهیم.
188
بعد از دست دادن عزیزت اولین ها خیلی غم انگیزه.
اولین مسافرت، اولین مهمونی، اولین تولد، اولین عید..
یه جای خالی بزرگ هست که میدونی هیچ جوره پر نمیشه و دیگه هیچ جشنی رو کنار هم قرار نیست تجربه کنید.
