زثولیت
Open in Telegram
Communication : @Zer0etun1bot Every page tells of Zeth. Yet every line points to Him; a man shaping himself toward Him and writing what he finds along the way. Your name isn't written here but you're all over it.
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
216
Subscribers
-124 hours
+27 days
+4530 days
Posts Archive
216
الان که دوباره خوندم، متوجه شدم مقصود اصلی حرفم، اونطور که باید بیان نشده و هنوز توو ذهنم مونده. اما اهمیتی نداره، مهم اینکه خودم میدونم و این بیاهمیتی به حدی قویه که حتی بابت بیان این حرف، نمیگم که میتونید برداشت آزاد داشته باشید.
216
بله، معلومه که من قربانی جبرمحیطیام.(این ترکیب رو خودم ساختم و بله، معلومه که کپیرایت داره)
216
این سؤال و چرایی این مسئله، دال بر شکایت من از زیستن این زندگی نیست. صرفاً من تا همین الان زندگیم، حکمت این قضیه برام روشن نشده.
چرا های زیادی بوده که از سرم گذشتن و صلاحیتشون برام نمایان شده، منتها این مدل از جبر، هنگامی که بر مدار تناقضه، کمی عجیب میگذره. انگار یک راه راست رو از بیراهه میره و مقصد مشخص نیست.
216
حالا نکته اینجاست که من به این مورد واقفم که خلا های زندگی، من رو طوری بار اوردن که بتونم با کوچکترین چیزها، احساس سرخوشی بکنم.
و الان سوال من از زندگیم اینکه، من با توجه به همچین وضعیتی و عالم بودن نسبت به جوانب زندگیم، چرا گاهاً باید نه روز داشته باشم و روزگار؟
216
یک نکتهای امروز که راجع به روزگارم متوجه شدم اینکه، بنده به معنای واقعی کلمه، میتونم انسانی باشم که به راحتی زندگی کنم. یعنی بلدم چطور زندگی کنم و زندگی پرباری داشته باشم؛ میدونم چه چیزهایی به من احساس زنده بودن میده و چه چیزهایی من رو برای ادامهٔ زندگی امیدوار میکنه. این درصورتی هستش که من هنگامی که خودم رو به افراد فرومایهٔ اطرافم تعمیم میدم، به وضوح میبینم که اونها تا چه حد با زندگی بیگانهان. پس من حق دارم که نسبت به این درک از زندگیم، مفتخر باشم.
216
(این جملهام رو خیلی دوست دارم، نشنوم به زیدهاتون گفتید)
هشتگ هم نداره عوضش اسمم زیرش هست.
