en
Feedback
Isolation

Isolation

Open in Telegram

http://t.me/HidenChat_Bot?start=6868742988

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
306
Subscribers
No data24 hours
-57 days
-1230 days
Posts Archive
Alice Ruggles Sohier, 1880-1969
Alice Ruggles Sohier, 1880-1969

زندگی تشکیل شده از بلاهایی پی‌درپی که به قلب انسان مشت می‌کوبد. اما وظیفه در همین‌جاست: باید ادامه دهیم. ژرژ ساند، نامه به فلوبر

چگونه از این‌همه رنج نمردم؟ عجیب است. هیچکس درمانده تر از من نبود... گوستاو فلوبر، از نامه‌ای به ژرژ ساند

علاوه بر این‌ها، نکته‌ی دیگری هم هست: جنگ، به حکم اجبار، زمان "تفکر" است. چه برای بی‌سواد و چه برای درس‌خوانده. تفکری ساده، عمیق. و با اختلافی جزیی، تفکر یکسان برای همه. آیا رویارویی هرروزه با مرگ است که حتی نامستعدترین ذهن‌ها را به تفکر وامی‌دارد؟ هیچ‌یک از همرزمانم را در آن هنگ نمی‌شناسم که دست کم یک‌بار در حال تفکر غافلگیرش نکرده باشم. تفکری در تنهایی، در کنج ذهن، تفکری که از روی نیاز به آن می‌پردازند و پنهان می‌کنند. تنها گوشه‌ی دست‌نخورده‌ای که برای خود محفوظ می‌دارند. در آن محیط که شخصیت فردیِ همه‌کس را سلب می‌کند، تفکر آخرین پناهگاه شخصیت است... خانواده تیبو، یادداشت‌های آنتوان

ای نازنین‌دلبند چه نابگاه‌مرگی تو را درربود. چه طره‌های نازنین که مادرت به نوازشِ دستی شانه بر آن می‌زد. حالیا شکسته‌استخوانی، شکافته‌فرقی که لبخندۀ مرگ است شکفته بر این سر. ائوریپید، زنان تروا

می‌گویند خورشید همه‌چیز را جان دوباره می‌دهد. حالا ببینید خورشید را، انگار خودش هم مُرده، مگر نه؟ همه‌چیز مُرده، هر جا را نگاه کنی جز نعش نمی‌بینی. فقط یک مشت آدم مانده‌اند و دورشان جز خاموشی هیچ نیست؛ این است دنیا. نازنین؛ فئودور داستایوفسکی

Possession 1981

+2
اغما.mp34.53 MB

زنان، اگر مجبور شوند، روی دیوارهای زندان آسمان آبی را نقاشی خواهند کرد. اگر پارچه های زخم بندی سوزانده شود، پارچه های بیشتری خواهند بافت. اگر خرمن ها نابود شوند، بذرهای بیشتری خواهند پاشید. آنجا که دری نیست، زنان در خواهند ساخت و آن را باز خواهند کرد و از آن عبور خواهند کرد و به راه های جدید و زندگی های جدید گام خواهند نهاد... زنانی که با گرگ‌ها می‌دوند کلاریسا پینکولا استس

Dariush-Razeghi-320.mp312.06 MB

همیشه میان من و دیگران دیواری بود؛ این دیوار را خودم ساخته بودم... صادق هدایت

تنها فکر تسلا بخش ممکن، این که خیلی‌های دیگر هم این تجربه را داشته‌اند، اصلن آرامم نکرد. ریگ روان، تولتز، خاکسار

از تامل‌ به عدم حقیقت در هر نشانه و گفتاری به نهایت نابودی کشیده می‌شوم.

Color me blue.mp33.12 MB

دیگر کسی به عشق نیندیشید  دیگر کسی به فتح نیندیشید و هیچ کس دیگر به هیچ چیز نیندیشید...

اگر تو را باز ندیدم، از یاد مَبَر که در بهار      با وفاپیشگی بِشکُفی..

ز گهواره تا گور زور است و زور...

چنین غمگین و هایاهای کدامین سوگ می‌گِریانَدَت ای ابرِ شب‌گیرانِ اسفندی؟ اگر دوریم اگر نزدیک، بیا با هم بِگِرییم ای چو من تاریک... مهدی اخوان‌ثالث ، از دفتر شعر از این اوستا

Symphony No.6 Tchaikovsky Adagio lamentoso
چایکوفسکی درست چند روز بعد از اولین اجرای سمفونی شماره ۶ در سی مینور (Pathétique) درگذشت. به همین خاطر خیلی‌ها این سمفونی رو وصیت‌نامه‌ی موسیقایی یا وداع او با زندگی می‌دانند‌. به‌خصوص موومان آخر (Adagio lamentoso) که حال‌وهوای عجیبی دارد به‌جای پایان پرشکوه، آهسته و محزون خاموش می‌شود.