Isolation
Open in Telegram
http://t.me/HidenChat_Bot?start=6868742988
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
306
Subscribers
No data24 hours
-57 days
-1230 days
Posts Archive
306
زندگی تشکیل شده از بلاهایی پیدرپی که به قلب انسان مشت میکوبد. اما وظیفه در همینجاست: باید ادامه دهیم.
ژرژ ساند، نامه به فلوبر
306
چگونه از اینهمه رنج نمردم؟ عجیب است.
هیچکس درمانده تر از من نبود...
گوستاو فلوبر، از نامهای به ژرژ ساند
306
علاوه بر اینها، نکتهی دیگری هم هست: جنگ، به حکم اجبار، زمان "تفکر" است. چه برای بیسواد و چه برای درسخوانده. تفکری ساده، عمیق. و با اختلافی جزیی، تفکر یکسان برای همه. آیا رویارویی هرروزه با مرگ است که حتی نامستعدترین ذهنها را به تفکر وامیدارد؟ هیچیک از همرزمانم را در آن هنگ نمیشناسم که دست کم یکبار در حال تفکر غافلگیرش نکرده باشم. تفکری در تنهایی، در کنج ذهن، تفکری که از روی نیاز به آن میپردازند و پنهان میکنند. تنها گوشهی دستنخوردهای که برای خود محفوظ میدارند. در آن محیط که شخصیت فردیِ همهکس را سلب میکند، تفکر آخرین پناهگاه شخصیت است...
خانواده تیبو، یادداشتهای آنتوان
306
ای نازنیندلبند
چه نابگاهمرگی تو را درربود.
چه طرههای نازنین که مادرت به نوازشِ دستی
شانه بر آن میزد.
حالیا شکستهاستخوانی، شکافتهفرقی
که لبخندۀ مرگ است شکفته بر این سر.
ائوریپید، زنان تروا
306
میگویند خورشید همهچیز را جان دوباره میدهد. حالا ببینید خورشید را، انگار خودش هم مُرده، مگر نه؟ همهچیز مُرده، هر جا را نگاه کنی جز نعش نمیبینی. فقط یک مشت آدم ماندهاند و دورشان جز خاموشی هیچ نیست؛ این است دنیا.
نازنین؛ فئودور داستایوفسکی
306
زنان، اگر مجبور شوند، روی دیوارهای زندان آسمان آبی را نقاشی خواهند کرد.
اگر پارچه های زخم بندی سوزانده شود، پارچه های بیشتری خواهند بافت.
اگر خرمن ها نابود شوند، بذرهای بیشتری خواهند پاشید.
آنجا که دری نیست، زنان در خواهند ساخت و آن را باز خواهند کرد و از آن عبور خواهند کرد و به راه های جدید و زندگی های جدید گام خواهند نهاد...
زنانی که با گرگها میدوند
کلاریسا پینکولا استس
306
تنها فکر تسلا بخش ممکن، این که خیلیهای دیگر هم این تجربه را داشتهاند، اصلن آرامم نکرد.
ریگ روان، تولتز، خاکسار
306
چنین غمگین و هایاهای
کدامین سوگ میگِریانَدَت
ای ابرِ شبگیرانِ اسفندی؟
اگر دوریم اگر نزدیک،
بیا با هم بِگِرییم ای چو من تاریک...
مهدی اخوانثالث ، از دفتر شعر از این اوستا
306
Symphony No.6 Tchaikovsky
Adagio lamentoso
چایکوفسکی درست چند روز بعد از اولین اجرای سمفونی شماره ۶ در سی مینور (Pathétique) درگذشت. به همین خاطر خیلیها این سمفونی رو وصیتنامهی موسیقایی یا وداع او با زندگی میدانند. بهخصوص موومان آخر (Adagio lamentoso) که حالوهوای عجیبی دارد بهجای پایان پرشکوه، آهسته و محزون خاموش میشود.
