Isolation
Open in Telegram
http://t.me/HidenChat_Bot?start=6868742988
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
306
Subscribers
No data24 hours
-57 days
-1230 days
Posts Archive
306
من نقرهای و دقیقام. هیچ پیشفرضی ندارم. آنچه میبینم بیدرنگ میبلعم درست همانطورکه هست، عاری از عشق یا بیزاری. بیرحم نیستم من، فقط صادقام، چشمِ خدایی کوچک، چارگوش. بیشتر وقتها در بحر دیوار روبهرو فرو میروم. صورتیرنگ است، با خالهایی. به آن نگریستهام آنقدر طولانی که فکر میکنم پارهی قلب من است. اما سوسو میزند. چهرهها و تاریکی ما را بارها و بارها از هم جدا میکنند. حالا من یک دریاچهام، زنی رویم خم میشود، گسترههایم را میگردد به دنبالِ آنچه او به واقع هست. بعد بسوی آن دروغگوها برمیگردد، آن شمعها یا آن ماه. من پشت او را میبینم، و وفادارانه منعکسش میکنم. او مرا با اشکها و پریشانی دستها پاداش میدهد. برایش اهمیت دارم. میآید و میرود. هر صبح این چهرهی اوست که جای تاریکی را میگیرد. در من او دختری جوان را غرق کرده است، و در من پیرزنی روز از پی روز بسوی او به بالا میآید، همانند یک ماهی وحشتناک.آیینه، سروده ای از سیلویا پلات
306
چه رنجی کشیده ای از عادتت به من،
به روح تنها و وحشی ام،
و به نامم که می رمانَد همه را
پابلو نرودا، ترجمه بیژن الهی
306
به زنده ماندن در اين ديار
چه پای سختی فشرده ام
چه مرگ ها آزمودهام
ولي شگفتا نمردهام
سیمین بهبهانی
306
+3
اجرای خاموش؛ باله در ایران، ۱۳۹۹
از فرشید رحیمی
این عکسها، بالرینی را دنبال میکنند که در یک خانه قدیمی، تکنفره برای صندلیهای خالی و "تنها" برای دوربین اجرا میکند. عکاس در این قابها، زیبایی و ظرافت باله و غیبت تماشاگرانش را به تصویر کشیده است؛ استعارهای بصری از جایگاه باله در ایران معاصر. این مجموعه همزمان مستند و قصهگوست؛ بازتابی از تنش میان بیان هنری و محدودیتها، و شهادتی آرام بر مقاومت، حضور و جستوجوی زیبایی حتی در نادیدهشدن.
306
Leonard Bernstein Conducts Gustav Mahler: Symphony No. 5 in C-Sharp Minor: IV. Adagietto. Sehr langsam
مالر پیشنویس این اثر رو به جای نامه، به آلما فرستاد. هیچ حرفی لازم نبود. آلما در جواب خواستار دیدار شد. این اثر، بیان عشق مالر به همسرش آلما هست. در یکی از نامههایی که آهنگساز به ویلهلم مِنگِلبِرگ، رهبر نامیِ هلندی داده، شعر کوتاهی ضمیمهٔ اثر شده:
Wie ich Dich liebe, Du meine Sonne, ich kann mit Worten Dir's nicht sagen. Nur meine Sehnsucht kann ich Dir klagen und meine Liebe, meine Wonne! چقدر دوستت دارم ای خورشید من من نمیتوانم با کلمات این را به تو بگویم. فقط میتوانم از دلتنگیام به تو شکایت کنم ای عشق و سعادت من!
من در دستان او موم هستم... من میخواهم همهچیز را به او بدهم. روح من مال اوست... "آلما مالر، خاطرات"
306
مست شوید تمام ماجرا همین است مدام باید مست بود تنها همین باید مست بود تا سنگینی رقتبار زمان که تو را میشکند و شانههایت را خمیده میکند را احساس نکنی مدام باید مست بود اما مستی از چه؟ از شراب از شعر یا از پرهیزکاری آنطور که دلتان میخواهد مست باشید و اگر گاهی بر پلههای یک قصر روی چمنهای سبز کنار نهری یا در تنهایی اندوهبار اتاقتان درحالیکه مستی از سرتان پریده یا کمرنگ شده، بیدار شدید بپرسید از باد از موج از ستاره از پرنده از ساعت از هرچه که میوزد و هر آنچه در حرکت است آواز میخواند و سخن میگوید بپرسید اکنون زمانِ چیست؟ و باد، موج، ستاره، پرنده و ساعت پاسخ میدهند زمانِ مستیست برای اینکه بردهی شکنجهدیدهی زمان نباشید مست کنید همواره مست باشید از شراب از شعر یا از پرهیزکاری آنطور که دلتان میخواهد شارل بودلر
306
تو نمی دانی من چقدر دوست دارم برخلاف مقررات و آداب و رسوم و برخلاف قانون و افکار و عقاید مردم رفتار کنم ...
پیوسته فکر می کنم که هر طور شده باید یک قدم از سطح عادیات بالاتر بگذارم من این زندگی خسته کننده و پر از قید و بند را دوست ندارم ...
من نمیدانم تو در این باره چه فکر می کنی ولی من همیشه دوستدار یک زندگی عجیب و پر از حادثه بوده ام، شاید خنده ات بگیرد اگر بگویم من دلم می خواهد پیاده دور دنیا را بگردم..
من دلم می خواهد توی خیابان ها مثل بچه ها برقصم بخندم فریاد بزنم ...
من دلم می خواهد کاری کنم که نقض قانون باشد.
از نامه های فروغ به پرویز.
306
من از کجا میآیم؟
من از کجا میآیم؟
که اینچنین به بوی شب آغشتهام؟
هنوز خاک مزارش تازهست..!
مزار آن دو دست سبز جوان را میگویم.
فروغ فرخزاد
