داروسازِ قصه گو✍️💊
Open in Telegram
یادداشت های روزمرهی یک داروسازِ قصهگو که معتقده بعضی دردا، فقط و فقط با "کلمه" درمان میشن. از روپوشِ سفید تا دنیایِ سیاهِ کلمات... 🎭 از آزمایشگاه شیمی تا ادبیات🧪 اینجا هیچی نسخه نمیخواد (: @amirhoseinyami @amirhoseinyamibot
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
291
Subscribers
No data24 hours
+127 days
+2130 days
Posts Archive
بغلم کن ملینا،
بغلم کن که حرف زدن کافی نیست...!
نامه به ملینا | فرانتس کافکا
@sahv2
Repost from Cobel Innovation Hub
✔ هفت خان نوآوری و رقابت صاحبین ایده!
رویداد هفت خان نوآوری که تجربه همکاری مشترک بین مرکز نوآوری کوبل و دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی #یزد بود به ایستگاه آخر رسید و صاحبین ایده در ۳ روز به رقابت با هم پرداختند. این رویداد که با مدرسه آنلاین کسب و کار در مهر ماه آغاز شد با داوری بیش از ۵۰ #ایده ارسالی از سراسر کشور در دور اول ادامه یافت و نهایتا با رقابت ۲۶ تیم در فینال به پایان رسید.
مرکز نوآوری کوبل حمایت خود را از تمام ایده های راه یافته به فینال اعلام داشت و از سه ایده برتر، تقدیر مالی نمود.
از میزبانی دانشکده داروسازی شهید صدوقی یزد و تیم دانشجویی برگزار کننده که در اجرای هر چه بهتر این رویداد تلاش کردند، سپاس گزاریم.
Telegram | Instagram | Linkedin
Repost from حامد ابراهیم پور
فرصتِ قد کشیدنت را باز
روی قانونِ جنگها خوردند
ماده آهوی دیگری بودی
مادرت را پلنگها خوردند
جنگ... از پایههای دینت بود
جنگ دامادِ سرزمینت بود
جنگ هر شب به حجلهات میبُرد
سینهات را فشنگها خوردند
زیرِ دستِ جهان نخوابیدی
با امیر ارسلان نخوابیدی
حقّ فرخ لقاییات را باز
پشتِ شهرفرنگها خوردند
آرزو کردی و پسر نشدی
قصهی سادهات فرشته نداشت
به خودت هم دروغ میگفتی
پدرت را نهنگها خوردند
زیر دندانِ مرز جان کندی
خاطراتِ تو تیرباران شد
در دهان خلیج هضم شدی
وطنت را تفنگها خوردند
مرده بودی و فکر میکردی
خاک مانند مرگ یکرنگ است
کفنت پرچم سپیدی شد
پرچمت را سه رنگها خوردند!
روی سرهایتان اذان گفتند
شهر آنقدرها مناره نداشت!
سجده کردی و سرزمینت را
باز تیمور لنگها خوردند...
□
وای شاعر… دوباره پرت شدی
پرِ سیمرغ، روی قاف شکست
جگرت پاره بود، خونت را
تک تکِ قلوه سنگها خوردند
توی زندانِ قصر، شاه شدی
توی زندان ولی هوا کم بود
آرزو داشتی نفس بکشی
نفست را سرنگها خوردند…
.
حامد ابراهیم پور
غزلی از کتاب: آوازهایی از طبقهی سوم/ چاپ:۱۳۹۳
@hamedebrahimpouroriginal
Saghi
ساخته:ai
هدایت و ایده:amin z
هورسانگرام مرجع انتشار موسیقیهای AI با احساس انسانی
برای شنیدن صداهای خاصتر، ما رو https://t.me/horsangram دنبال کنید❤️
برای اولین بار انیمیشن کوتاه نوشتم
داستان یه مترسکی که سال ها تو ذهنم بود...
خودم دوسش داشتم امیدوارم شما هم دوست داشته باشید🖇
#مترسک
#انیمیشین_کوتاه
