«سَحاٰبه»
Open in Telegram
آدمیزاد؛ برخواسته از واژه غم.. ما زیرِ سایهی سَحاب، عمامهی علیابنابیطالبیم«علیهالسلام».. کپی نقض اصالت آدمیزاده! آنچه مینویسم : @mohararolhanan
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
573
Subscribers
-224 hours
-117 days
-1830 days
Posts Archive
574
کمی معاشرت، چای و شیرینی فرانسوی؛
خیال کن این تنها راه پیام دادن به ادمیه که دیگه نداریش، یه جمله بهش بگو...میخوام به جملههاتون یه نامه کوتاه بنویسم براتون، هدیه باشه.
https://t.me/HarfChatBot?start=43644b76706a
574
Repost from - هیوا ؛ -
دقیقا شبی که من این پیام رو گذاشتم توی کانال
اتفاقی عکس هایی که راهیان ۴۰۴ گرفتم و این شهید داخلش بودن رو دیدم …
دو هفته بعد شهید شدن
574
بچههای اگر دستی در رسانه دارید و دغدغه فرهنگی و اجتماعی دارید و شما هم مثل ما دلتون میخواد ذرهای برای ایران کاری کنید به انتشار و بازتاب آوینه کمک کنید تا باهم تکه های زخمی ایران و بغلم بگیریم.
574
آوینه در استانهی آیینه شدن است و آیینه برای بازتاب نور میخواهد، خورشید ما باشید :
@Avineh_Magazine
https://www.instagram.com/p/Dcq8-JzMQN_/?igsi=MTV1ZmJqdXJsc29tdg==
574
+1
در میان روزهای جنگ، لا به لای بوی باروت و فشنگ، در اوج هیاهو و غوغای دنیا سر کمی بیشتر داشتن این محبس کوچک، این سیارهی هبوط وقتی دلهایمان مالامال غم بود، غصه روی غصه میگذاشتیم، مدام اشکهای هم را پاک میکردیم و در دل ناامیدی از امید می گفتیم ناگاه شانه های هم را پیدا کردیم. شانهی هم را پیدا کردیم و گریه کردیم. گریهای بیامان برای شبهای دیماه و بغض های فروخورده، برای بهمن ماهی بیروح و اسفندی مرده....اسفندی مملوء از کشته، برای شاخه های قطع شده از نهالِ تن کودکانمان، خانه های ویران، سقف شکستهی ارزوها و زخم های پرستوی خوشبختی که نفس های اخرش میکشید در همان لحظات روزیمان شد تا کنار هم، دوشادوش راویِ سکوت بعد از انفجار باشیم. روایتگر بیصدایی خانهها، اشکها و حزنهایی پایانناپذیر و ما اینجا دست های خالق آوینه شدیم و گلویی برای ادامه صدای کودکان. مجلهی آوینه دسترنج تیمی کوچک، پرتلاش و خستگی ناپذیر است که در دل بهمنِ غم گرد آمدند تا سهمی هر چند کم، از نشان دادن ظلم به جهان داشته باشند.
574
قَدْ نَرى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّماءِ...
این ایه خیلی عجیبه. ما نگاه های انتظارامیز تو را به اسمان میبینیم. انگاری خدا میگه میدونم توقع داری من درستش کنم، میدونم سپردی به من...پس خیالت راحت من حلش میکنم.
574
https://t.me/sahaab_iir/1122
این مدت ب طور عجیبی اعتقاداتم قوی شده و بیشتر ب خدا حس میکنم نزدیک شدم و بعد از گریه های طولانی هرشب توی اتاق با چراغ خاموش فقط میگم شکر ک خودش میبینه و خودش حواسش هست:)
574
درخت های تنومند که پربارند و پرثمر تنه های زخمیای دارند، زخم هایی که اگر نزدیک بری و با دقتنگاه کنی میبینی تعدادشون خیلیه. طوفاندیدهاند، حتما یکبار طعم دندون تبر و چشیدن...ولی هیچکس تنشون و نمیبینه سبزی، وسعتش و میبینند. ما ادمها مثل درختیم برای رشد و بزرگ شدن، برای اینکه قدر بکشیم باید ترک بخوریم...زخمی بشیم. خیالتون آسوده...خدا پس از اینها باران رحمت میفرسته.
574
https://t.me/sahaab_iir/1120
چه اسم قشنگی:)))
ظریفِ جان سخت
سخته واقعا بخای تو همچین سنی ی تنه بزرگ بشی رشد کنی و مغزتو بخای کنترل کنی ک خب ببین تو اجازه نداری ضعیف باشی ولی فقط خوده ادمه ک میدونه هزار بار تو خودش شکسته🫠
574
ظریف جان سخت که میگن شمایی...
ناشناس برای صحبت کردنه، اینطور نگید
اگر برای هم به یه درد بخوریم اون هم شنوا بودنه.
574
https://t.me/sahaab_iir/1117
بهش میگفتم ببین آدمایی ک از لفظ قوی بودن استفاده نمیکنند و خودشونو نسبت ب مشکلات ضعیف میبینن ی بُعد و از قوی بودنو دیدن...
کسی ک بگه من قوی ام هیچ آغوشی نداره واسه پناه بردن بهش
کسی که بگه قوی ام نمیتونه بگه حالم بده و بلند بلند گریه کنه
چقدر غم تو دل همون ک میگه قوی ام هست:)
و چقدر دیگ بعد گفتن اینک ما قویم دیگ نتونستن غمشونو بگن
من زیاد چنل دارم و زیادم تو ناشناسا صحبت میکنم و معذرت میخام بابت پر حرفی ولی خب کسی ک کسیو رو نداره پناهش همین چنل ها و صحبت توی چتای ناشناسه
574
ما که دیگه از مولا قویتر و صبورتر نیستیم
از همه مظلومتر و غمگینتر بودند...درحالیکه لباشون همیشه می خندید. برای همین هم فرمودند لبخند بزن حتی اگر از دلت خون میچکد...
574
https://t.me/sahaab_iir/1114
یادمه چند روز پیش داشتم با دوستم حرف میزدم .ی اسکرین شات از یک کلمه حرف ک بار های توی چت گفته شده بود که خب من قوی ام من میتونم من قویم من خیلی قویم.بهش میگفتم شاید فک کنی منی ک همش میگم قوی ام و حالم بد نمیشه و غم ندارم
اتفاقا اونک از همه بیشتر گفته قوی ام بیشتر از همه غم داره فق نمیگه و بیانشون نمیکنه
