en
Feedback
Morfin

Morfin

Open in Telegram

پایانی‌سخت‌در‌شبی‌تاریک؛ @imshaya_n @Mamad_Bapiri

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
281
Subscribers
No data24 hours
-57 days
-530 days
Posts Archive
نگذشت، هیچ شبی بدون فکر و خیال؛

متأسفم که با من آشنا شدی، زندگیت خیلی بهتر میشد اگه من توش نبودم.

همرو دیدی، جز منی که بخاطرت داشتم ب خاطرت تموم میشدم.

فرق من با بقیه شاید همین باشد؛ آنها فقط نگاهت میکنند اما من غرق نگاهت میشوم....

دوست داشتنت تاریخ انقضایی ندارد....

باز نشد...
باز نشد...

تا میتونید نفهمید، فهمیدن درد داره.

شاید جوانی قسمت ما نبود؛

…
…

در حال حاضر تنها راه خلاصی از مشکلاتم ،کندن پوست لبمه؛

تو آرامش میان فاجعه‌ای؛

این‌که دوستم داری، اوضاع را بهتر کرده. مثلِ یک سنگر امن، وسط میدان جنگ…

همان را میخواهم.
همان را میخواهم.

و سرانجام پرسید:آیا او هم تورا میخواهد؟ من هم به اندازه‌ی یک عمر سکوت کردم....

نباید اذیتم میکردی، من جون کنده بودم تا دوباره حالمو خوب کنم.

یک سوم از حجم بدنم از حرفایی که ریختم تو خودم تشکیل شده..

تەواوی گەنجیم بە خەم بەڕیکرد، قوڕ بەسەرم پیریم ئەبێ چۆن بڕوات.

مامان دعاهات قبول شدن، از جوونی خیری ندیدم.

نشد!

نشد برگردی بشی کادوی ولنتاینم..