uz
Feedback
Morfin

Morfin

Kanalga Telegram’da o‘tish

پایانی‌سخت‌در‌شبی‌تاریک؛ @imshaya_n @Mamad_Bapiri

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
285
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-37 kun
-130 kun
Postlar arxiv
فرق من با بقیه شاید همین باشد؛ آنها فقط نگاهت میکنند اما من غرق نگاهت میشوم....

دوست داشتنت تاریخ انقضایی ندارد....

باز نشد...
باز نشد...

تا میتونید نفهمید، فهمیدن درد داره.

شاید جوانی قسمت ما نبود؛

…
…

در حال حاضر تنها راه خلاصی از مشکلاتم ،کندن پوست لبمه؛

تو آرامش میان فاجعه‌ای؛

این‌که دوستم داری، اوضاع را بهتر کرده. مثلِ یک سنگر امن، وسط میدان جنگ…

همان را میخواهم.
همان را میخواهم.

و سرانجام پرسید:آیا او هم تورا میخواهد؟ من هم به اندازه‌ی یک عمر سکوت کردم....

نباید اذیتم میکردی، من جون کنده بودم تا دوباره حالمو خوب کنم.

یک سوم از حجم بدنم از حرفایی که ریختم تو خودم تشکیل شده..

تەواوی گەنجیم بە خەم بەڕیکرد، قوڕ بەسەرم پیریم ئەبێ چۆن بڕوات.

مامان دعاهات قبول شدن، از جوونی خیری ندیدم.

نشد!

نشد برگردی بشی کادوی ولنتاینم..

کاش میشد بقیه عمرمو بدم ب کسی که ، واقعا میخواد زندگی کنه...

خسته از آدمای زنده‌‌کش مرده پرست.

خسته از این زندگی