247
Subscribers
-124 hours
-17 days
-2930 days
Posts Archive
واون حجم سنگینه که روی دوشمه رفته رفته هی کوچیکتر میشه اونقد کوچیک میشه که بالخره محو میشه...
هرچند هنوز برام سخته که نسبت به اطرافم اگاه باشم وبرگردم به زندگی:)
ولی مطمعنم با گذشت زمان درست میشه...
وقتی اون تنش وافکار میاد سراغم شروع می کنم به نفس کشیدن به لمس کردن اطرافم که به خودم یاداوری کنم من الان اینجام:))...
Repost from روزمرگیهای یک رواندرمانگر
آدمی که به خودش اجازه میده تلاشهای نامرئی آدمها برای ادامه دادن و وصل بودن به زندگی رو مسخره کنه یا بیارزش جلوه بده، احتمالاً آدمیه که از خودش خشمگینه، اما نمیتونه با ریشهی این خشم مستقیماً روبرو بشه. پس رو میآره به تخریب دیگران.
