en
Feedback
زادهِ خیال…

زادهِ خیال…

Open in Telegram

از این‌که هر روز تکه‌ای از روحم را گم می‌کنم خسته‌ام...

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
256
Subscribers
-324 hours
-307 days
-230 days
Posts Archive
من غریبم، جز حضرت جانان، کسی یا چیزی را مستحق خویش نمی بینم.... #شمس_تبریزی #دلبر چشم سیاه

در خموشی‌های من فریادهاست، آنکه دریابد چه می‌گویم کجاست؟

دلم می‌خواهد به همه‌ى عقاید احترام بگذارم، ولی احترام به بعضی از آن‌ها توهین به شعور خودم محسوب می‌شود. پس در بهترین حالت، تحملشان می‌کنم و هیچ نمی‌گویم.

برویم غرق شویم در دنیایی خوش نویس!

رمان جدید زیبا و واقعی (🇦🇫 ) کانال رمان با افتخار تقدیم می‌کند برای شما عزیزان! 📚 نام: « #سوگ_در_سر_زمین_ممنوع » ✍️ نویسنده: #آوای‌گم‌نام 🗂 ترتیب کننده: “ #ارمغان “ 📖 تعداد صفحات: 232 📍 کانال: رمان
@Roman_of_10

صبح، طبیعت، من…
صبح، طبیعت، من…

photo content

photo content

هیچگاه از انسان‌ها برای خویش قدیسه‌ی نساخته‌ام که با یک تلنگر‌شان بشوم ملحد. #بیک

در پرتو روشنایت همه درخشان‌اند؛ ببین در غروبت کدام احدی برایت تابنده می‌باشد. غالباً حصه‌ی‌مان غروب است، و باید شخصی باشد که در زوال‌مان شهامت تابیدن را منفرد برای مان داشته باشد. #بیک

ما در درک کردن غلو می‌کنیم، چه‌گونه؟ خیلی ساده؛ بسان این جمله «درکت می‌کنم». در حال مستعد، انسان‌ها از درک کردن عاجز اند؛ اِلا آنانی‌که در همان درد گرفتار باشند دارای قوه‌ی ادراک می‌باشند. ولی این‌که همه با این جمله « درکت‌ می‌کنم» پیشواز کننده می‌باشند؛ مضحک و مضحکه‌ست! از کدام دهر ما همه از زخم و زیلی یک جنگیم… که این همه‌ از درک کردن هم توانایم. #بیک

هیچکس درک نمی‌کند که بعضی افراد چه انرژی عظیمی صرف می‌کنند تا صرفاً معمولی باشند…

نگران بودم خیلی زیاد به طرفم میدید و میخواست همراه صحبت کن. تا آرام شوم اما نمی‌توانست میفهمید که نگرانی ام بیشتر از چیزی است که با چند کلمه آرام شوم بلاخره لب گشود و گفت به نظرت بهتر نیست از زمین و هر چه و هر کس که در آن است دل بکنی گفتم مه وابسته به کسی نیستم تا بخواهم ازش دل بکنم گفت میدانم منظورم ای است که دوای دردت و تنها کسی که میتواند درکت می کند و حرف هایت را بدون کدام قضاوت میشنود

صدایم کن .... از هر چه می‌توانی صدا کن مرا منم .... همان که خنجرت را در قلبم نهادی

من حسادت میکنم حتی به تنها بودنت حتی به قلب دشمنت....

گاهى به خود مى‌گوییم این همه اندوه براى دل ما زیادیست اما تقصیر خودمان ست این قلب کوچک چطور مى‌تواند سنگینى عشق‌هاى بزرگ را به‌ دوش بکشد ؟ #ادیب_جان_سور

به حرفم نگیرید مشغولم نکنید وعده‌ای دارم در جایی که نمی‌دانم کجاست در زمانی که نمی‌دانم کِی با کسی که نمی‌شناسم دوان دوان می‌روم او در انتظارم است #عزیز_نسین

و من ای کاش می‌توانستم این دل خسته و غمگین را دور از چشم همگان انگار که برای من نیست کنار خیابانی رها کنم #ادیب_جان_سور

photo content