زادهِ خیال…
前往频道在 Telegram
از اینکه هر روز تکهای از روحم را گم میکنم خستهام...
显示更多未指定国家未指定类别
257
订阅者
-324 小时
-137 天
-130 天
帖子存档
257
در پرتو روشنایت همه درخشاناند؛ ببین در غروبت کدام احدی برایت تابنده میباشد.
غالباً حصهیمان غروب است، و باید شخصی باشد که در زوالمان شهامت تابیدن را منفرد برای مان داشته باشد.
#بیک
257
ما در درک کردن غلو میکنیم، چهگونه؟
خیلی ساده؛ بسان این جمله «درکت میکنم».
در حال مستعد، انسانها از درک کردن عاجز اند؛ اِلا آنانیکه در همان درد گرفتار باشند دارای قوهی ادراک میباشند.
ولی اینکه همه با این جمله « درکت میکنم» پیشواز کننده میباشند؛ مضحک و مضحکهست!
از کدام دهر ما همه از زخم و زیلی یک جنگیم…
که این همه از درک کردن هم توانایم.
#بیک
257
نگران بودم خیلی زیاد به طرفم میدید و میخواست همراه صحبت کن. تا آرام شوم اما نمیتوانست میفهمید که نگرانی ام بیشتر از چیزی است که با چند کلمه آرام شوم بلاخره لب گشود و گفت به نظرت بهتر نیست از زمین و هر چه و هر کس که در آن است دل بکنی
گفتم مه وابسته به کسی نیستم تا بخواهم ازش دل بکنم
گفت میدانم منظورم ای است که دوای دردت و تنها کسی که میتواند درکت می کند و حرف هایت را بدون کدام قضاوت میشنود
257
گاهى به خود مىگوییم
این همه اندوه براى دل ما زیادیست
اما تقصیر خودمان ست
این قلب کوچک چطور مىتواند
سنگینى عشقهاى بزرگ را به دوش بکشد ؟
#ادیب_جان_سور
257
به حرفم نگیرید
مشغولم نکنید
وعدهای دارم
در جایی که نمیدانم کجاست
در زمانی که نمیدانم کِی
با کسی که نمیشناسم
دوان دوان میروم
او در انتظارم است
#عزیز_نسین
257
و من
ای کاش میتوانستم
این دل خسته و غمگین را
دور از چشم همگان
انگار که برای من نیست
کنار خیابانی رها کنم
#ادیب_جان_سور
257
Repost from زادهِ خیال…
همچون یک مُرده، از هر گونه اشتیاقی برای مراوده با دیگری تهی بودهام.
گویی به این جهان و جهان دیگر تعلق نداشتهام…
#کافکا
257
از آدم ها بُت نسازید؛ این خیانت است...هم به خودتان هم به خودشان! خدایی میشوند که خدایی کردن نمیدانند و شما در آخر، میشوید سر تا پا کافر خدای خود ساخته.
_نیچه
257
اگر طبیعت بشری پست نبود بلکه کاملاً شریف بود، میبایست در مباحثهای فقط در پی کشف حقیقت میبودیم.
نمیبایست کمترین اهمیتی میدادیم به این که حق با ماست یا خصممان.
میبایست این مسئله را بیاهمیت، یا، به هر حال، حائز اهمیتی ثانویه تلقی میکردیم.
