en
Feedback
زادهِ خیال…

زادهِ خیال…

Open in Telegram

از این‌که هر روز تکه‌ای از روحم را گم می‌کنم خسته‌ام...

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
265
Subscribers
-324 hours
-307 days
-230 days
Posts Archive
خواستم از مه گپ بگیره نتوانست؛ حالی قهر کرده😂
خواستم از مه گپ بگیره نتوانست؛ حالی قهر کرده😂

گویی بخشی از هستی‌ام دلیلِ ادامه دادن را فراموش کرده است.! #شاهدخت_دورگه

دیگر توانِ وانمود کردن ندارم نمی‌توانم لبخند بزنم و بگویم همه‌چیز خوب است وقتی درونم شهری از سکوت و ویرانی برپا شده است.! #شاهدخت_دورگه

روزی می‌شود سهم من دستانت…
روزی می‌شود سهم من دستانت…

دلیلی که دلم نمیشه کتابم به کسی بدهم… فکر کنم یک هزارتو ساخته‌ام با نوشته‌هایم.
دلیلی که دلم نمیشه کتابم به کسی بدهم… فکر کنم یک هزارتو ساخته‌ام با نوشته‌هایم.

در محاصره ابرها درخشان!

ههه، نمی‌دانم بانو شاید باران با محله شما قهر کرده…

آری، منظره خیلی زیبا شده!

photo content

تقدیم بانو امیری…
تقدیم بانو امیری…

photo content

ویدویو نگرفتیم بانو متاسفانه باش از آفتابش عکس روان کنم

و آفتاب بعد از باران…

بعد از دیر زمانی؛ کابل باریدن گرفت⛈

از چشم من افتادی و بر نقشِ زمینی پا میخوری، الحق که سزاوارِ همینی...!

روزی، جایی، دقیقه‌ای؛ خودت را باز خواهی یافت. و آن وقت یا لبخند خواهی زد؛ یا اشک خواهی ریخت…