زادهِ خیال…
Open in Telegram
از اینکه هر روز تکهای از روحم را گم میکنم خستهام...
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
267
Subscribers
-1024 hours
+47 days
+1830 days
Posts Archive
268
Repost from کتابخانه
كيفيت زندگی شما را دو چيز تعيين میكند:
کتابهایی كه میخوانيد
و انسانهایی كه ملاقات میكنيد.
📕 #زندگی_جای_دیگریست
✍🏻 #میلان_کوندرا
📚 @BookTop
268
Repost from L🪷tus
اگر قرار باشد همهی لکهها پاک شوند، همهی چینها از بین بروند، همهی لکنتها روان شوند، دیگر تو، تویی؟
ما آدمها عاشقِ ویرایشیم.
عکسها را ویرایش میکنیم، صداها را، رفتارها را، حتی خودمان را.
اما زیبایی، گاهی همان چیزیست که دیگران برای حذفش عجله دارند.
من آدمها را با لکههای مادرزادیشان دوست دارم، با موهای زائدشان، با خالهای گوشتیشان، با شکافِ لبشان، با ککومکهای صورتشان، با ابروهایی که شبیه هم نیستند.
من شیفتهی همان جزئیاتی هستم که هر آدم را، خودِ او میکند.
#دیبا
268
او خسته شده بود دلش از همه چیز آشفته بود حتی چیز هایی که دوست شان داشت دیگر در چشمش ارزشی نداشت همان آسمانی که بیوقفه با او سخن میگفت، همان ستارههایی که در سکوت تماشا میکرد، همان برگهایی که نوازش میکرد، همان کتابهایی که در آنها به جستجوی خویش میپرداخت، طلوع و غروب خورشید، روشنایی چشمگیر ماه، سکوت شب، و بستر خواباش، و همه اینها... هیچیک دیگر برایش معنایی نداشتند، زیرا او در میان این همه زیبایی، روحی شکسته و جسمی فرسوده داشت که باعث میشد او از زندگی دلسرد شود.
#شاهدخت_دورگه268
Repost from دُخت شب...✨
این متن را فور کنید...
نظر به وایب کانال تان.......
بیبینم چی کار میتوانم....
ظرفیت: آن های که همین امشب و حالا فور بزنند....✨😐🍂
268
Repost from حورآسا| در دل سماع🕊
میگفت: «چشمانت زیباست؛ خیلی دوستشان دارم.»
اما پس از رفتنش، با لجاجتی زنانه، آهنی گداخته بر چشمانم نهادم و آخرین میراثِ عشقِ او را کشتم.
#صدف_امیری
268
هر چقدر از لحاظ سن بزرگ شویم و عاقلتر شویم، بازهم در نظر والدین خود همان طفل کوچک میباشیم .
