en
Feedback
ناتموم؛

ناتموم؛

Open in Telegram

جمع دوستانه‌س؛ به هرچیم فکر‌ کنم می‌نویسم تا ببینیم چی میشه. اگر صحبتی بود : t.me/HidenChat_Bot?start=309536595 بی‌کلام‌های درجه یک، که هیچ‌جا همش رو باهم جایی نمیبینی: https://t.me/limoomrz

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
239
Subscribers
+224 hours
No data7 days
-830 days
Posts Archive
یه سری آدم‌ها رو میتونم با نیم کیلو زیتون عوض کنم. تو دیگه فکرشو کن چقدر مٌفت.

Repost from N/a
از آسمونِ بدون اَبر خوشم نمیاد.

چیزی که از آدما انتظار دارم اینه که وقتی اشتباهی میکنن به جمله شرمندتم، ببخشید، ازت تشکر میکنم و این جور جملات از سر بگذرون اکتفا نکنن. اگر شرمنده واقعی هستی جبران کن، به هر روشی که میدونی، به هر روشی که میشه، به هر روشی که من رو شناختی، وقت بذار صحبت کن. یه مشت جمله شرمنده و عذر میخوام رو هیچوقت نمیتونم و نمیخوام جدی بگیرم. گفتن این کلمات و جمله‌ها واسه من نمیتونه اثبات ذهن و شخصیت سالم تو باشه؛ بلکه نشون دادن پشیمونیت هست که میتونم بپذیرمش، میتونم باورش کنم. اگر تلاشی به جز حرف واسه شرمندگیت نمیکنی، هیچوقت باور نمیکنم که شرمنده بودنت از ته دل بوده باشه. اینا رو با خودم میگم و بعد یادم میاد که از آدما نباید هیچ انتظاری داشته باشم.

فقط به این امید دارم میرم باشگاه که برگشتم بشینم یه عالمه ولاگ ببینم.

از شما که پنهون نیست ولی متانت دلیرصفت واقعاً بهم حس عقب موندن میده.

photo content

مثلاً اینکه آدم بتونه یه سری عکساش رو پین کنه و هروقت خواست بهش دسترسی داشته باشه بین ۴۰۰۰ تا عکس نگرده. فیچر عجیب و غریب و سختی نیست.

من فکر میکنم شرکت اپل با وجود اون همه ادعا و دَبدَبه و کَبکَبِه توی هر سری جدیدی که گوشی عرضه بازار میکنه اصلا آپدیت‌های جالب و درخوری نداره. دوتا فیچر کاربردی اضافه نمیکنه آدم بگه خوبه توی این سری جدیدش این موضوع راحت‌تر مدیریت میشه.

میخواستم هرچی توی ذهنمه و هر برنامه‌ای رو واسه خودم مشخص می‌کنم، قابل انجام باشه، ولی جایی از جغرافیا که ما هستیم همه چیز به خاطر محیط، اتفاقات روزمره، اقتصاد و هزار اتفاق‌های وابسته به جغرافیا انجام نشدنی میشه، نه اینکه تو نخوای یا تو تلاش نکنی، نه اتفاقاً تو تمام تلاشت رو میکنی، تو ذهنت هزار بار دودوتا چهارتا میکنی و آخرم برنامه چیه و کشک چیه. شاید یکی از دلیل‌هایی که امسال نخواستم برنامه بچینم همین بوده. ذهنم در فرسایش بسیار بود، ذهن فرسوده شده یعنی تو هربار که دستت رو پایین میگیری و کمترین توقع رو در نظر میگیری بازم جوری که باید نمیشه پس درهای ذهنت رو می‌بندی که کمتر حرف بزنه و اذیت شه.

خیلی دوستت داره اون کسی‌که حتی وقتی خوابی هم بوس‌ت می‌کنه.

تو حیاط نشستن، دیدن آسمون و ‌پرنده‌هاش، چای خوردن و بودن در این فضای خصوصی آزاد و لذت بردن از وزش بادی که هم پوست من رو لمس میکنه و هم برگ درختا رو واسم لذت بخشه.

صبح جمعه جالبی رو شروع نکردم.

بدون اغراق، خوشمزه‌ترین کیک زندگیم رو خوردم.

photo content
+1

یه جوری لحظه به لحظه که چه عرض کنم، ثانیه به ثانیه دلم می‌خواد تلگرام رو چک کنم که انگار قراره عزیز گم شده‌ام از تلگرام از راه برسه.

حرفیم مگه هست که بزنم؟ مگه هیچ کلمه‌ای میتونه بار این جنایت و ظلم و کثافت رو توصیف کنه؟ به هیچ عنوان. اگر هستم فقط واسه اینه که ببینم روزی که نیستید رو. وگرنه این خاکی که آلوده کردید جای زندگی نیست.

بابا من شغل مورد علاقم اینه که تو سوشالا بگردم و چنلا رو بخونم. چرا هنوز این پوزیشن تعریف نشده. :(

Repost from 13
‏یهو سرد نشدم عزیزم، یهو شناختمت.

من به همه‌چی زیاد پر و بال می‌دم؛ به فکرهام، نگرانی‌هام، غم‌هام، اضطرابم، آدم‌ها، آدم‌ها، آدم‌ها.

**