ناتموم؛
Open in Telegram
جمع دوستانهس؛ به هرچیم فکر کنم مینویسم تا ببینیم چی میشه. اگر صحبتی بود : t.me/HidenChat_Bot?start=309536595 بیکلامهای درجه یک، که هیچجا همش رو باهم جایی نمیبینی: https://t.me/limoomrz
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
239
Subscribers
+224 hours
No data7 days
-830 days
Posts Archive
239
دوسپسر میخوام؛ مدیونی اگر فکر کنی لوندبازی و خوش گذرونیهای خاص تو فکرم باشه، خیر. فعلاً فقط و فقط برنامم واسه داشتنش ساعتهای طولانی غیبت کردنه، من میگم اون آنالیز کنه.
239
واسه اولین بار از غذام ناراضی بودم. واسه من غذا یکی از لذتهای قشنگ و talent های دوست داشتنیم هست. اینکه از کیفیت غذام راضی نباشم در حالی که از زمانم زدم و به آشپزی کردن اختصاص دادم میتونه اوضاع رو خراب کنه و کلم رو هم چیز. میفهمی دیگه:)
239
درستش این بود که کارها مدت زمانشون به صورت پارتتایم بود ولی دریافتی و حقوقشون به صورت فول تایم بود. یعنی چی که انسان بیشترین تایم روزش رو واسه کار بذاره؟
یعنی باز بیشترین وقتش رو واسه تفریح، غذا یا حتی خواب میذاشت معقولانهتر از کار کردنه.
239
Repost from چامههای ناگهان.
این پیام رو فور کنین که بیام چنلهاتون رو چک کنم و زیباترین پستتون رو فور کنم اینجا سین بخوره.
«میتونین خودتون مشخص کنین کدوم پست رو فور کنم.»
چامههای ناگهان.
239
Repost from رها میانِ زمان
اما عزیزِ من، تو آنقدر زیبایی که کاش جایی زندگی میکردی که زندگی، چیزی بیش از زنده ماندن بود.
239
یه چای دارچین ریختم و نشستم شما رو بشنوم. چه خبر از امروزتون و حالتون؟
*(ناشناس و دایرکت جفتش رو میخونم.)
239
همسایمون اومده تو حیاطشون نشسته و یه موزیک آرومِ قدیمیِ فاخر گذاشته و گویا با خودش خلوت کرده و صدای موزیکش میاد تو اتاقِ من، لازمه بگم این آهنگ، آهنگیه که مدتها دلم میخواست بشنوم، پس منم باهاش شمع روشن کردم و نشستم با خودم خلوت کنم.
239
نیاز داشتم الان در حال بررسی کلبههای مختلف برای انتخاب کلبه مدنظرم برای رفتن و موندن در ییلاق میبودم.
239
یه روز بعد از تجربههای فراوان و بدو بدوهای زیاد میفهمی کلِ جریان زندگی برمیگرده به شناختِ خودت.
و شاید با خودت فکر کنی شناخت خودت کار راحتیه؛ اما باید بدونی اگر راحت بود همون سالهای اول زندگی همه چیز رو درباره خودت فهمیده بودی.
و اتفاقاً باید بدونی اونقدر شناخت خود، زمانبر و سخته که حتی وقتی در ۷۰ سالگی هم به گور میسپارنمون هنوز یه چیزایی رو درباره خودمون نمیدونیم.
239
یه پنجره بزرگ رو تجسم کن که از پنجره طبیعت پیدا باشه؛ کوه یا درختای بلند و کوتاهِ سرسبز، پرندهها و هرچیزی که جزئی از طبیعته، این پنجره رو ترجیح میدم به یک تلویزیون بزرگ.
239
پسرا وقتی یه دختر رو از صمیم قلب دوست دارن و بهش متعهد میمونن یه ۲۰-۳۰ درجهای خوشگلتر میشن.
