•غزلِحافظ🤍•
Open in Telegram
در من غزلی درد کشید و سرِ زا رفت ...
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
276
Subscribers
-324 hours
-127 days
-1230 days
Posts Archive
274
ته تلگرامم اکانت دیلیت شدت بود..
شروع کردم به خوندن بخشی از چتمون
من ناراحت بودم و تو اولین بار برای من تومار نوشته بودی که از دلم در بیاری..
حتی اون موقع هم میدونستی نمیتونی منو نگه داری و من میگفتم من کنارتم..
ولی چیشد؟
من رها کردم همه چیو
بنظرم اونی که رها کرده بیشتر درد میکشه هیچکس نمیدونه چی کشیده که یهو همه چی رو ول کرده و رفته
چقد با خودش کلنجار رفته ..
چقد خودشو قانع کرده ..
هیچکس نمیدونه!
من خیلی آدم موندن با تو بودم و بخاطر هیچکس حاضر نبودم ترکت کنم..
ولی بخاطر خودم چرا..
قشنگ بود،آرزوی خوشحالی برات دارم.
274
کاش وقتی دارم آشپزی میکنم یه نفر کنارم باشه و بهم بگه
غزل چند کار رو با هم انجام نده که بخوای بسوزی .
غزل انقد عجله نکن آروم باش سگ دنبالت نیوفتاده😭😭😂
274
+اون هر وقت تنهاست یاد تو میوفته!
- نه،اون هر وقت یه اتفاق بد و خوب براش میوفته و کسیو نداره باهاش حرف بزنه یاد من میوفته..
هر وقت شبا از فرط خستگی خوابش نمیبره یاد من میوفته..
هر وقت میبینه کسی عین من همه جوره دوسش نداره یاد من میوفته...
هر وقت رنگ قرمز رو میبینه یاد من میوفته..
هر وقت تو زندگیش کم میاره و نمیدونه باید سرشو بزاره رو شونه ی کی،یاد من میوفته..
هر وقت میبینه کسی حرفاشو نمیفهمه یاد من میوفته ..
هر وقت میبینه هیچکس دلیل پشت کارهاش رو نمیدونه یاد من میوفته..
در واقع من همیشه تو ناخوداگاهشم و هیچ وقت قرار نیست از یادش برم که بخواد بعدا یاد من بیوفته...
_ gb
274
Repost from نیمه شبِ بی تو :
من موقع خداحافظی باهات گریه نکردم؛
ولی بعدش هر وقت که ناراحت بودم، یه بارم بخاطر تو گریه کردم.
274
غمگین بودن اینطوریه که:
داری کارهای روزمره که همیشه انجام میدادی رو انجام میدی ولی انقد غرق موضوعی شدی که غمگینت کرده میبینی که اوه خراب کردی ..
یا داری با یکی از دوستات حرف میزنی یهو میبینی حوصله ی هیچی رو نداری و گوشی رو پرت میکنی اون طرف..
یا شب ساعت ده،یازده میگیری میخوابی بلکه کمتر به موضوعی که غمگینت میکنه فکر کنی..
غم خیلی سنگینه!.
