•غزلِحافظ🤍•
Відкрити в Telegram
در من غزلی درد کشید و سرِ زا رفت ...
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
273
Підписники
Немає даних24 години
-167 днів
-1630 днів
Архів дописів
271
ته تلگرامم اکانت دیلیت شدت بود..
شروع کردم به خوندن بخشی از چتمون
من ناراحت بودم و تو اولین بار برای من تومار نوشته بودی که از دلم در بیاری..
حتی اون موقع هم میدونستی نمیتونی منو نگه داری و من میگفتم من کنارتم..
ولی چیشد؟
من رها کردم همه چیو
بنظرم اونی که رها کرده بیشتر درد میکشه هیچکس نمیدونه چی کشیده که یهو همه چی رو ول کرده و رفته
چقد با خودش کلنجار رفته ..
چقد خودشو قانع کرده ..
هیچکس نمیدونه!
من خیلی آدم موندن با تو بودم و بخاطر هیچکس حاضر نبودم ترکت کنم..
ولی بخاطر خودم چرا..
قشنگ بود،آرزوی خوشحالی برات دارم.
271
کاش وقتی دارم آشپزی میکنم یه نفر کنارم باشه و بهم بگه
غزل چند کار رو با هم انجام نده که بخوای بسوزی .
غزل انقد عجله نکن آروم باش سگ دنبالت نیوفتاده😭😭😂
271
+اون هر وقت تنهاست یاد تو میوفته!
- نه،اون هر وقت یه اتفاق بد و خوب براش میوفته و کسیو نداره باهاش حرف بزنه یاد من میوفته..
هر وقت شبا از فرط خستگی خوابش نمیبره یاد من میوفته..
هر وقت میبینه کسی عین من همه جوره دوسش نداره یاد من میوفته...
هر وقت رنگ قرمز رو میبینه یاد من میوفته..
هر وقت تو زندگیش کم میاره و نمیدونه باید سرشو بزاره رو شونه ی کی،یاد من میوفته..
هر وقت میبینه کسی حرفاشو نمیفهمه یاد من میوفته ..
هر وقت میبینه هیچکس دلیل پشت کارهاش رو نمیدونه یاد من میوفته..
در واقع من همیشه تو ناخوداگاهشم و هیچ وقت قرار نیست از یادش برم که بخواد بعدا یاد من بیوفته...
_ gb
271
Repost from نیمه شبِ بی تو :
من موقع خداحافظی باهات گریه نکردم؛
ولی بعدش هر وقت که ناراحت بودم، یه بارم بخاطر تو گریه کردم.
