آوای محبوب
Open in Telegram
برای تب زمین و سرفه های خشک گلدان کاش می شد پیاله ای شعر تجویز کرد. #محبوب سخنی اگر بود می شنومتان : https://t.me/NoronChat_bot?start=sec-fhahjbfehi
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
277
Subscribers
No data24 hours
-17 days
+1430 days
Posts Archive
276
Repost from N/a
میگه که؛
من سال هاست شانه ی امنی نداشتم
هرگز نبوده مهر سرم روی شانه ای...
#فریده_حیدری 🌱
276
عشق پایانش پشیمانی ست؛ حرفش را نزن
عاشقی آغازِ ویرانی ست ؛ حرفش را نزن
لحظه های دل سپردن گاه مثلِ تیشه بر ...
ریشه ی دین و مسلمانی ست ؛ حرفش را نزن
دل به تو بستم چه راحت ؛ فکر کردی بعدِ تو
دل بریدن کارِ آسانیست؟! ؛ حرفش را نزن
حرف رفتن میزنی بی تو بهارِ زندگی...
مثلِ یک خوابِ زمستانی ست ؛ حرفش را نزن
شامِ تاریک من از وقتی که گفتی می روم...
بدتر از یلدا ؛ چه طولانی ست!؛ حرفش را نزن
به قلم #محسن_یزدان_دوست
صدا #محبوب
276
مرا یک عمر پابندِ خودش کرد
به عشوه غرقِ لبخندِ خودش کرد
به عشقش چای را بی قند خوردم
مرا دلبستهی قندِ خودش کرد
#صفيه_قومنجانی
صدا #محبوب
الهی گرمی زندگیتون به راه
و اون...
چایی تون قند پهلو و دلخواه👌
276
وقتایی که دلبر اخم میکنه بهش بگو :
با اخم هم زیبایی اما خنده هایت را
هروقت می بینم به یاد ماه می افتم...
بعدش دیگه هر وقت نگاش کنی میخنده
#سجادصفری_اعظم
#دست_به_نقد
276
کاش می شد خویشتن را بشکنیم
یک شب این تندیس تن را بشکنیم
بشکنیم این شیشه ی صد رنگ را
این تغافل خانه ی نیرنگ را
آسمان دوستی آبی تر است
شب در این آیینه مهتابی تر است
من نمی گویم کسی بی درد نیست
هر کسی دردی ندارد مرد نیست
لیک می گویم که فصل سوختن
آب را هم می توان آموختن
خنده ها را می توان تقسیم کرد
گریه ها را می توان ترمیم کرد
گر خطر می بارد از این فصل سرد
دوستی را باید اول بیمه کرد
عشق با لبخند مردم زنده است
زندگی هم با تبسم زنده است...
صدا #محبوب
@Avayemahboob2662
276
آدمی ؛ تنها با کسی که صدای سکوتش را هم شنیده است ،
میتواند سالها دوام بیاورد.
#جمال_ثریا
276
وقتی تحصیل کرده هستید ؛
که بتوانید تقریبا هر حرفی را بشنوید ، بدون آنکه عصبانی شوید یا اعتماد به نفستان را از دست بدهید!
#رابرت_فراست
#یک_تکه_کتاب
276
آن دو بیت چشم تو خیام را دیوانه کرد
خانه و کاشانهی عطار را ویرانه کرد
مثنویهای لبت را شصت من کاغذ کم است
مولوی و شمس را با یکدگر بیگانه کرد
هر چه شاعر بود و هرصاحب مقامی عاقبت..
سرخوش ازچشمان مستت راهی میخانه کرد
گیسوانت را نده هر دم به آغوش نسیم
موج گیسویت شرار اندر دل پروانه کرد
عشوه و طنازیت را حافظ شیراز دید
گفت: خوش بر حال معشوقی که مویت شانه کرد!
به قلم #اعظم_تفرشی
با صدای #محبوب
@Avayemahboob2662
276
نزدیکترین مردم به قلبت کسی است که
تغییرِ رفتارت را از "حروفی که مینویسی" مشاهده میکند
آن همان
"مهارتی" است که جز عدهی کمی کسی آن را
انجام نمیدهد...
276
همین قدر زیبا پیگیرش باش:
کجاست فایدهی سرفرازیات ای ماه!!
مفید باش و بگو از حیاطشان چه خبر...
#سید_حسین_حجازی
#دست_به_نقد
276
کاش میشد بگم
آقای امینپور عزیز !
غربتی که در شعرتون هست
چقدر عمیقه اونقدر که اینجا هم غریب واقع شد
هر کس اومد فقط یه نگاه کرد شاید هم خوند و یا همزمان خوند و گوش داد
و ...
رفت ...
276
«موهاشو از رویِ صورتش کنار زد و ماه کامل شد...»
امشب با ماهتون برید ماه گرفتگی رو تماشا کنید
276
مثل آن مرداب غمگینی که نیلوفر نداشت
حال من بد بود اما هیچ کس باور نداشت!
خوب می دانم که "تنهایی" مرا دق می دهد
عشق هم درچنته اش چیزی از این بهتر نداشت!
آنقدر می ترسم از بی رحمی پاییز که
ترس من را روز پایانی شهریور نداشت!
زندگی ظرف بلوری بود کنج خانه ام
ناگهان افتاد از چشمم، ولی مو برنداشت!
حال من، حال گل سرخی ست در چنگ مغول
هیچ کس حالی شبیه من به جز "قیصر" نداشت!
به قلم زنده یاد #قیصر_امین_پور
صدا #محبوب
